255 | رساله مدنیّه عبدالبهاء * نادر سعیدی خـود را صیانـت کننـد (صائنـا لِنفسـه)؛ دوّم، دیـن خـود را حفـظ نماینـد (حافظـا لِدینـه)؛ سـوّم، بـا هـوی و هـوس خـود بسـتیزند (مخالفـا لِهواه)؛ چهـارم، از فرمـان مـولای خـود اطاعـت نماینـد (مطیعـا لِأوامـر مـولاه). ی ایـن شـرایط، و بـا توجّــه بـه نیازهـای زمانـه، عبدالبهـاء بـا تعبیـر زنـده رسـد: نخسـت، عالِمـی راسـتین کـه دارای ایـن شـرایط بـه دو نتیجـه می پرســت، باشــد تقریبــا وجــود نــدارد بلکــه بــر عکــس، آخوندهــای سنّت هـا در سـتیزند کـه تقلیـد از چنـان بـا ایـن ویژگی ارتجاعـی و متعصّــب آن آنـان بـهکلّــی خـاف اسـام اسـت. دوّم، عالِــم راسـتین در زمـان مـاکسـی اسـت کـه بـا ترویـج معـارف و تشـویق اسـتقلال فکـری، نیـاز بـه تقلیـد را از میـان بـردارد. ای از تعبیـر و تفسـیر عبدالبهـاء از پیـش از آن کـه بـه بررسـی فشـرده بپردازیـم، سـودمند اسـتکـه بـه پیـام او بـه ملّــت ایـران ایـن چهـار ویژگـی در پایــان بحــث از شــرایط علمــاء توجّــه نماییــم تــا متوجّــه شــویم کــه چگونــه وی مشــروعیت فرهنــگ تقلیــد و تعصّــب و وابســتگی را نفــی میهنانــش را بــه آنچــه ســبب عــزّت و همّــت و بزرگــواری کــرده و هم نمایــد: اســت دعــوت می ای اهـل ایـران چشـم را بگشـایید و گـوش را بـاز کنیـد و از تقلیـد نفـوس متوهّمـه کـه سـبب اعظـم ضلالـت و گمراهـی گشـته بـه حقیقـت 37 و نادانـی انسانسـت مقـدّس 36 و سـفالت وســایل حیــات و 38 بریــد و در اتّخــاذ و تشــبّث امــور پی ســعادت و بزرگــواری و عــزّت خــود بیــن ملــل و طوایــف عالـم بکوشـید... همّــت را بلنـد کنیـد و مقاصـد را ارجمنـد. پـروری جـز نومیـدی کسـالت تـاکـی و غفلـت تـا چنـد. از تـن سفالت: حقارت، پستی. 36 مقدس: پاک و پاکیزه. 37 تشبّث: چنگ زدن و درآویختن به چیزی. 38
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2