| 270 عبدالبهاء فرزند ایران نفـس خـود در انجـام ایّــام فوایـدی نیافـت ایـن آثـار ملـوک 79 گیــر. جهان جمعی، نفــی و دعــوت آن بــه صلــح و امنیّــت دســتهی مدنیّــه رســاله راسـتین فرهنـگ و سیاسـت اسـتعماری اسـت چـرا کـه زیـر بنـای عینـی کشــد. ایــن زیــر بنــا، فرهنــگ جنــگ و امپریالیســم را بــه چالــش می المللـی یعنـی حکومـت قانـون جنـگل ومـرج بین تعصّــب و سـاختار هرج چنانکــه دیدیــم مــردم ی مدنیّــه رســالهبــر روابــط میــان کشورهاســت. کنــد تــا از منطــق قانــون جنــگل بــه ســوی منطــق جهــان را دعــوت می ســازد، حرکــت کننــد. جمعی، کــه اســتعمار را ناممکــن می امنیّــت دســته ی گفتــار عبدالبهــاء در مــورد نســبت بــرای شــناختن ویژگــی یگانــه تعصّــب بـا جنـگ، سـتم و اسـتعمار بایـد بـه تمایـز قائـل شـدن ظریـف و ی رسـالهتوجّــه نماییـم. ی مدنیّــه رسـالهقاطـع میـان تعصّــب و همّــت در سراسـر انتقـاد از تعصّــب از جملـه تعصّــب مذهبـی و -در همـان مدنیّــه حــال- کوششــی بــرای بیــدار ســاختن غیــرت و همّــت ملّــی ایرانیــان ی پیشـرفت غیـرت و همّــت را مایـهی مدنیّــه رسـالهاسـت. عبدالبهـاء در شــمارد و، در همــان حــال، تعصّــب را ویرانگــر، خردســتیز و تمــدّن می دانــد. گرایــی ایــران می و ســرکوبگر دانســته و آن را ســبب اصلــی واپس آیـد؛ یعنـی آدمـی تمامیـت ی عُصبـه بـه معنـای گـروه می تعصّــب از واژه دهـد. در چنیـن شـرایطی، دیگـر هویّــت خـود را بـه یـک گـروه تقلیـل می شــوند و بــه ابــزاری هــا تنهــا بعنــوان بیگانــه و دشــمن تعریــف می گروه آینـد. از همیـن رو اسـت هایگـروه خـودی در می بـرای پیشـبرد خواسـته کنـد و هـر نـوع ظلـم، تبعیـض و سـتم کـه تعصّــب چشـم بینـا را کـور می دانــد. اخــاق تنهــا در درون گــروه خــودی کاربــرد دارد و در را روا می معناســت. پیداســت کــه ی بیگانــگان کاربســت قواعــد اخلاقــی، بی بــاره هــم تعصّــب دینــی و هــم تعصّــب ملّــی زیــر بنــای فرهنــگ اســتعمار، تهاجــم و تــاراج دیگــر کشورهاســت کــه یکــی بــه اســم برتــری دینــی و .۷۹-۸۰ ، رساله مدنیّه عبدالبهاء، 79
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2