279 | آ نگاه عبدالبهاء به سرشت انسانی * امین اخه کنـد تهديـدى بـراى پيشـرفت جامعـه محسـوب شـود. اسپنسـر تأکيـد مى کـه: عيـار را بـه پيـش نيروهايـى کـه طـرح عظيـم خوشـبختى تمام برنـد، آن دسـته از بشـريت راکـه بـر سـر راهـش قـرار دارد، مى رحمـىکـه حيوانـات وحشـى و سـازد، بـا همـان بى نابـود مى 4 مصـرف حيوانـات را نابـود سـاخته اسـت. هـاى بى گلّه گرايى نژادپرستی و ملّى اى اجتماعى هنـگام سـفر عبدالبهاء بـه امریکا، نژادپرسـتی چون پديـده عميقـا در ذهنيـت بسـيارى از مـردم ريشـه دوانـده بـود. ایـن بـاور، بـا آنکه گذشـت، توانسـته بـود چـون ابـزارى کارآمـد تنهـا دو قـرن از عمـرش می هــاى جســمانى و ظاهــرى ها بــر اســاس تفاوت بنــدى انســان بــراى طبقه کار رود. رنـگ پوسـت، اجـزاى چهـره و حتّــى حالـت مـو معیـار ایشـان بـه سرشــت و شــخصیت مــردم قــرار گرفــت. ایــن بــاور چنــان بــه کرســی نشسـت کـه بسـیاری آن را امـری طبیعـی پنداشـتند، دیدگاهـی کـه هنـوز ادی معیــار سياســت هــای نــژ هــا تبعیض هــم ادامــه دارد. در طــى دهه المللـى بسـيارى از کشـورها نیـز قـرار گرفـت. داخلـى و بين علــم آن روزگار نیــز نقــش مهمّــى در گســترش نژادپرســتی داشــت. شــناختى هــاى علمــى رايــج بــا اتّــکاء بــر جبرگرايــى زيست زیــرا نظريه و داروينيسـم اجتماعـى اعـام داشـتند کـه نـژاد افـراد تنهـا عامـل تأثیـر هاســت؛ و عجــب آن کــه ایــن نظریــه بــدون گــذار بــر شــخصیت انسان چـون و چـرا مـورد پذیـرش قـرار گرفـت. بحـث ديگـرى کـه بـه میـان آمـد ايـن بـود کـه آيـا نژادهـاى مختلـف )monogenism تباربــاورى ى انســانى هســتند (تک جزئــى از يــک گونــه ای اســت و بــه ى جداگانــه و يــا برعکــس، هــر نــژادى بــراى خــود گونــه عبـارت ديگـر هـر نژادى، بشـرى متمايـز از ديگـران اسـت (چندتبارباورى 4 Herbert Spencer, Social Statics (New York: Appleton & Co., 1893), 454.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2