| 288 عبدالبهاء فرزند ایران پذیـر اسـت طلبانـى بـودکـه بـاور داشـت صلـح جهانـی زمانـی امکان صلح کـه اعضـای نـژاد سـفید بـا يکديگـر متّحـد شـده و بـر جهـان حکومـت ى رســد کــه نهادهــای مرتبــط در همــه کننــد. او نوشــت: «روزی فــرا می هـای نـژاد بـا مـا حاکـم خواهنـد شـد... بنابرایـن بایـد پایه هـای هم ملّت یـک امپریالیسـم نـژادی پایـدار و سـودمند گذاشـته شـود تـا نفـوذش در آمیز اختلافـات شـوراهای جهانـی، کـه همیشـه خواهـان داوری مسـالمت 13 ها شـود.» هسـتند، منجـر بـه حاکميـت صلـح و بـرادری انسـان پنداشــتند، طلبــان، جنــگ را عمدتــا مشــکلی نــژادی می ســایر صلح که مناســب شــدند و کســانی هــا کشــته می زیــرا مــردان ســالم در جنگ کردنــد و و ولــد می رفتنــد و زاد جنگیــدن نبودنــد بــه ميــدان جنــگ نمی شـد. بـرای مثـال، دیویـد اسـتار جـردن هـا ضعیـف می در نتیجـه، نـژاد آن ، اوّلیــن رئیــس دانشــگاه اســتنفورد (پالــو آلتــوی David Starr Jordan کالیفرنیــا)، یکــی از مدیــران بنیــاد جهانــی صلــح و مُجــری Palo Alto ترتیــب ســخنرانی معــروف عبدالبهــاء در دانشــگاه اســتنفورد، چنیــن ماننــد هايــى کــه زنــده مى نويســد «تنهــا آن تفکّــری داشــت. جــردن مى زننــد و گذارنــد و آناننــد کــه آينــده را رقــم می نســلى از خــود بجــا مى بــه بــاور جــردن 14 گــردد…». هــا پديــدار مى “محصــولات انســانی” از آن ترنـد، زیـرا انـد، ضعیف شـان جنگیده مردمانـی کـه بیشـتر در طـول تاریخ تــوان در پشــت جبهــه باقــی مانــده و زاد و ولــد کــه افــراد کم در حالی شــوند. از ایــن کننــد، تواناتریــن مــردان در میادیــن جنــگ کشــته می می شـناختى تلقّــی ى اخلاقـیکـه موضوعـی زيست ا نظـر، جنـگ، نـه مسـئله شــد. می انگيـز بـود، طلبـان، جنـگ امـری نفرت حـال بـرای باقـی صلح بـا این 13 Andrew Carnegie, Problems of to-day (New York: Doubleday, Page & Co., 1909), 179. 14 David Starr Jordan, War’s Aftermath (Boston: Houghton Mifflin Company, 1914), xv.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2