| 290 عبدالبهاء فرزند ایران مانــده، تحســين ها بــرای متمــدّن ســاختن مردمــان عقب آنگلوساکســون ى خــود، کامــا و از صمیــم نويســد: «بــه نوبــه کــرد. او در جايــى مى آوازم کـه نبایـد قلـب بـا عـزم راسـخ مـردم جنـوب در ایـن موضـوع هـم بايســت از ازدواج بيــن نــژادى در نزديکــى مرزهایشــان ادامــه یابــد و مى دهــد: آن جلوگیــری کــرد.» او ادامــه مى تریــن و تریــن و بهتریــن مــردان و نجیب ایــن احســاس عالی هــای آنــان بــراى جلوگیــری از تریــن زنــان اســت. روش پاک شـان آن ممکـن اسـت خيلـى عاقلانـه نباشـد ولـى عـزم راسخ بـرای خالـص نگـه داشـتن نـژاد خـود، تصمیمـی اسـت کـه شـوند... مـن از صمیـم قلـب بـا آن موافقـم. و موفّــق هـم می در اینجـا نژادهـاى سـیاه و سـفید بـا هـم در یـک قـارّه زندگـی توانیــم هــا را از بیــن ببریــم، نمی توانیــم آن کننــد. مــا نمی می هــا ازدواج توانیــم بــا آن هــا را بــه بردگــی بگیریــم و نمی آن توانیـم بـراى هميشـه شـاهد مبـارزات کنيـم. مطمئنـا مـا نمی بـار بـا ایـن نـژاد باشـیم… زیان پـس چـه بايـد کـرد؟ مـا بايـد بياموزيـمکـه بـه شـکلى دوسـتانه 16 اى داشـته باشـيم. و بـا احتـرام متقابـل زندگـى جداگانه ى انجمـن صلـح نیویـورک بود. چنیـن یکـی از اعضـای برجسـته ابـوت هم پذیـر او همانن ـد کارنگ ـی معتق ـد ب ـود ک ـه صل ـح زمان ـی در جه ـان امکان اس ـت ک ـه مردم ـان آنگلوساکس ـون رهب ـرى جه ـان را قاطعان ـه ب ـه دس ـت گيرنـد: نامیــم، ایــم کــه آنچــه را تمــدّن آنگلوساکســون می مــا دريافته المنافع عبـرى دارد و حياتـش بـر ى مشـترک ریشـه در جامعـه ایـن اصـل اسـتوار اسـتکـه جهـان بـرای همـه اسـت، نـه برای ايـم کـه نـژاد آنگلوساکسـون ایـن ى معـدود؛ مـا دريافته ا عـدّه 16 Lyman Abbot, America in the Making (New Haven: Yale University Press, 1911), 173–5.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2