293 | آ نگاه عبدالبهاء به سرشت انسانی * امین اخه ایـن طـرز نگـرش بـه نـوع انسـان، کـه بـر اسـاس آن نیمـی از بشـریت تر بـود، پیامدهـای اجتماعـی هولناکـی ی دیگـر پسـت در قیـاس بـا نیمـه عنـوان مثـال، بـه تعـداد بسـیار کمـی از زنـان ایـن فرصـت داده داشـت. به شـد کـه هماننـد مـردان تحصیـل کننـد. شـرایط کار زنـان همیشـه بسـیار بدتــر از مــردان بــود و راه دســتيابى بــه بســیاری از مشــاغل بــراى زنــان ی بيسـتم در اکثـر کشـورها و طـور کامـل مسـدود بـود. تـا اوايـل سـده به هــا از حــق مالکیــت برخــوردار نبودنــد و حتّــی های جهــان، آن ســرزمین ى نگهـدارى و مديريـت دسـتمزد خـود را نيـز نداشـتند. همچنيـن اجـازه زنـان از مشـارکت در سیاسـت نيـز منـع شـده بودنـد. آئین بهائى و سرشت انسان ه ـای بهاءاللّــه، ای ـن روح اس ـت ن ـه ب ـدن ک ـه جوه ـر بـر اسـاس آموزه اى ها بـهگونـه ی انسـان دهـد. طبـق ایـن تعریـف، همـه آدمـی را تشـکیل می عبـارت اند کـه توانايـى انعـکاس صفّــات الهـی را دارنـد. به خلـق شـده دیگـر، عنصـر اساسـی در تعریـف انسـان، همانـا قـواى نهفتـه در وجـود اى از اسـتعدادهاى اخلاقـى توانـد مجموعـه هـر فـرد اسـت؛ قوایـیکـه می ظهــور رســاند کــه نهایتــا بازتابــی از صفّــات و فکــرى را در زندگــى به خالــق اوســت. برخــاف ســایر جانــداران، ایــن اســتعدادهاى نهفتــه در ســازد تــا منحصــرا تحــت تأثيــر قوانیــن وجــود انســان، او را قــادر می هـا فراتـر رود. بهاءاللّــه در يکـى از آثـارش بیـان زیسـتی نباشـد بلکـه از آن دارد کـه: مـی اســمی از اســماء و حقيقــت هــر شــیء را بــه 21 ... کينونــت صفّتــی از صفّــات اشــراق فرمــود، مگــر تجلّــی نمــود و به انســان را کــه مظهــر کل اســماء و مــرآت کينونــت خــود ايــن فضــل عظيــم و مرحمــت قديــم خــود قــرار فرمــود و به کینونت: بودن، هست شدن، آفرینش، پیدایش. 21
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2