303 | آ نگاه عبدالبهاء به سرشت انسانی * امین اخه سـت، اعضـای هيـکل عالـم انسـانى نیـز هـای آن مسـتلزم پیونـد بيـن اتم بایـد کامـا متّحـد باشـند تـا پيشـرفت عالـم انسـانى ميسـّـر گـردد. او ایـن مفهــوم را در یــک ســخنرانی در واشــنگتن توضیــح داد: گــر بنیــان انســانی اســت و صلــح زیــرا نــزاع و جــدال ویران و دوســتى ضامــن ســعادت بشــرى... عالــم سیاســی را بــه ماننـد هيـکل انسـانى تصـوّر نمـا. مـادام کـه اعضـاء و اجـزاء ی آن هيـکل در نظـم و انتظـام با یکدیگـر در ارتباطند، مختلفـه ی خـود نمـودار اسـت. چنانچـه آثـار حيـات در منتهـا درجـه ارتبـاط بيـن ایـن اعضـاء زائـل گـردد هيـکل انسـان مبتـا بـه همیــن منــوال در مــرض شــود و مــوت مســتولى گــردد. به عالـم سیاسـت نيـز اختـاف و جـدال همیشـه بنیـان انسـانیت شــود. کل ســازد و ســبب هلاکــت بشــر می را ویــران می مخلوقـات محتـاج صلـح و ارتباطنـد، چـه کـه هـر موجـود، کـه بیـن ایـن عناصـر ترکیبـی از عناصـر مختلفـه اسـت. مادام گوناگـون الفـت و انسـجام وجـود داشـته باشـد، اسـتحکام و هـا شـود، امّــا چنانچـه اختـاف در میـان آن حيـات ظاهـر می گردنــد. لــذا ثابــت شــد کــه صلــح ایجــاد شــود، تجزیــه مى و دوسـتی کـه خـدا بـرای ابنـاء خـود خواسـته اسـت، عامـل ی بشـری اسـت و نـزاع و جـدالکـه مخالـف نجـات جامعـه احـکام الهـى و سـبب هلاکـت و نابـودى اسـت لـذا خداونـد پیامبــران را فرســتاد تــا بــه جهانيــان اعــان صلــح و ســام (ترجمــه) 42 کنند. بــر ایــن، عبدالبهــاء اســتدلال کــرد کــه تصديــق برابــری بیــن زن و علاوه خاطــر اجــراى عدالــت نيســت بلکــه مــرد و دســتیابی بــه آن، صرفــا به ی پیشـرفت بشـر حصـول ایـن برابـری اسـت. در پیامـی بـه یکـی از لازمـه کار بـرده بـود ای کـه قبـا بارهـا بـه کارگيـرى اسـتعاره نشـریات لنـدن بـا به 42 ‘Abdu’l-Bahá, Promulgation, 41:4-5.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2