329 | ی نژاد * کریستوفر باک عبدالبهاء و مسأله بهاءاللّــه، بـردگان خانـدان پـدری خـود را آزاد کـرد. عبدالبهـاء ایـن واقعـه آورد: یــاد مــی را چنیــن به پدربـزرگ مـن (میـرزا بـزرگ نـوری پـدر بهاءاللّــه) کنیـزان و پوسـت بسـیاری داشـت. پـس از درگذشـت او بـردگان رنگین هـا اجـازه داد کـه اگـر هـا را آزاد کـرد و بـه آن ی آن پـدرم همـه ی مـا را تـرک کننـد یـا بماننـد، خوشـحال از خواهنـد خانـه می آزادی خـود جملگـی مـا را تـرک کردنـد جـز اسـفندیار کـه در خانـواده باقـی مانـد و بـا وفـاداری و صداقـت بـه مـا خدمـت ی او کـرد. وفـاداری اسـفندیار چنـان بـود کـه هـر بـار دربـاره شـود. او میـان مـردم کنـم، چشـمانم از اشـک پـر می فکـر می ای پرشـکوه در آسـمان انسـانیت. ماننـد سـلطانی بـود، سـتاره اگـر چـه صورتـش سـیاه بـود، قلبـش ماننـد بـرف سـپید بـود. توانـم حـق سـتایش او را بجـا همتـا بـود. نمی نظیـر و بی او بی نیـاورم. مـن بسـیار بـه او علاقمنـد بـودم. او شـخصی پرشـکوه 30 پوسـت بـود. (ترجمـه). و جواهـری بـر تـاج نـژاد رنگین ی بـردگان، لوحـی از بهاءاللّــه در قالـب یـک مناجـات در در ماجـرای آزاد دسـت اسـت کـه تـا کنـون کمتـر شـناخته شـده اسـت. ایـن لـوح بهاءاللّــه ی یکــی از نامیــم کــه احتمــالا دربــاره می » ی را در اینجــا مــا «لــوح آزاد ی پـدر بهاءاللّــه، میـرزا بـزرگ نـوری اسـت: بـردگان خانـواده سـتایش تراسـت، ای پـروردگار مـن. ملاحظـهکـنکـه چگونـه عبـد تـو در مقابـل آسـتان تـو ایسـتاده و از تـو آزادی خـود را ی تســت طلبــد اگــر چــه صاحــب او خــود غــام و بــرده می و در مقابـل ظهـور الوهیـت تـو محـو و فانـی اسـت. گواهـی ام بـه آنچـه دهـم در ایـن لحظـه کـه در مقابـل تـو ایسـتاده می تـو خـود خطـاب بـه خـود گواهـی دادی کـه تویـی خداونـد و 30 Sohrab, Diary (October 25, 1913, Ramleh, Egypt), Ahmad Sohrab Papers, Box 25, 29.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2