عبدالبهاء فرزند ایران

| 330 عبدالبهاء فرزند ایران خدایـی جـز تـو نیسـت. از ازل بلندتریـن مقامـات قـدرت و چنـان تسـلیم ‌ عـزّت و عظمـت از آن تـو بـوده و تـا بـه ابـد هم ی پادشـاهان، ‌ شـکوه و جـال و زیبایـی تـو خواهـد بـود. همـه منــدان، ‌ ی ثروت ‌ بنــدگان بــاب فضــل تــو هســتند و همــه ی بـزرگان، در ‌ فقرایـی در سـاحل سـلطنت مقـدّس تـو و همـه برابـر آسـتان فضـل عظیـم تـو نحیـف و ناتواننـد. پـس چگونـه توانـد ادّعـای مالکیـت انسـانی دیگـر را داشـته ‌ ایـن غـام می باشــد؟ هرگــز؛ وجــود او در برابــر بــارگاه عظمــت تــو خــود تــر از هــر گناهــی در ملکــوت. شــکوه ‌ گناهــی اســت بزرگ پایــان از آن توســت کــه از هــر ســتایش و توصیفــی مبــرّا ‌ بی اسـت. ای خــدای مــن، از آنجــا کــه او از ایــن غــام آزادی خــود را گیــرم در ایــن لحظــه، کــه او را در راه ‌ طلبیــده، تــرا گــواه می نـام تـو رهـا کـردم و از گـردن او زنجیـر ‌ تـو آزاد سـاختم و به بردگـی را برداشـتم، تـا روز و شـب بـه خدمـت تـو مشـغول شـود. امیـد از تـو دارم کـه هرگـز، گـردن مـرا از زنجیـر بندگـی خـود آزاد نکنـی. ایـن بالاتریـن امیـد مـن و بلندتریـن آرزوی تریـن گواهـی (ترجمـه ‌ مـن اسـت و بـر ایـن، تـو خـود بزرگ 31 بـه مضمـون). ایــن متــن بــا عبــارات بهاءاللّــه در کتــاب اقــدس هماهنــگ اســت کــه هــای خداونــد، صریحــا بردگــی را ممنــوع ‌ عنــوان یکــی از فرمان ‌ به ای حتمــی و مقــدّس تبدیــل ‌ ی بــردگان را بــه وظیفــه ‌ و بــا ایــن کار آزاد کنـد کـه نـه فقـط قانونـی سـکولار، بلکـه بخشـی از اخـاق اجتماعـی ‌ می و ح ـق بنیادی ـن انس ـانی اس ـت ک ـه بـا آزادی، ش ـرافت انس ـانی و عدال ـت ی حاضــر ‌ ای از فراینــدی اســت کــه نویســنده ‌ مرتبــط اســت؛ ایــن نمونــه 31 Bahá’u’lláh, translated by the Universal House of Justice, from a letter to an individual Baha’i, 2 Sept. 2014.

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2