| 408 عبدالبهاء فرزند ایران کـه عبـده بـه یکـی از دوسـتان نزدیکـش نوشـته متـن بهتـری بـرای مقایسـه باشــد. ایــن نامــه در دوران بیــروت نوشــته شــده و در کتــاب رضــا در آمــده اســت: 29 نــام «نامههــای دوســتانه» فصلــی به آتـش محبّتـی کـه در قلـوب مـا برافروختـه بازتـاب نـور جبیـن تســت. تکریمــی کــه از تــو در گفتارمــان جاریســت ملهــم از فرســتم کمــال تــو و ســامی کــه از صمیــم قلــب برایــت می اش جــال تســت (بَهائِــکَ). گذشــت زمــان نــه سرچشــمه توانــد هماننــد بــرد و نــه می هرگــز دوســتی مــا را از بیــن می آن را خلـق کنـد. ایـن دوسـتی را بـه تجدیـد و تقویـت نیـازی گونـه تأخیری نیسـت، عمقـش بـه دیـدار بسـتگی نـدارد و هیچ آن را ســرد نخواهــد کــرد. حقیقتــا جــای تــو در قلــب مــن نمـودار فضـل تـو (تجلّــی فضلـک) و مقـام والا و بزرگـواری توسـت. جاودانگـی دوسـتی مـا، عواطـف مـا را فناناپذیـر و مــان را تــا ابــد فــدای یکدیگــر مینمایــد. نامــهای کــه از جان ی مــا را آشــکار کــرد و تــو رســید عشــق و دوســتی پوشــیده دردی و شـفقّت تـو در غـم مـن بـود. از اخبـاری گویـای هـم کـه ارسـال فرمـودی مطّلـع بـودم و از تـو بـرای ارسـال نامـه خاطــر صفــا و و ابــراز محبّــت سپاســگزارم. امیــدوارم کــه به 30 وفایـت پـروردگار تـرا از دیوُنـت خلاصـی بخشـد. ی عبــده بــه عبدالبهــاء ایــن نامــه نیــز مملــو از تشــبیهات ماننــد نامــه به آمیــزی از دوســتی بیــن عبــده و مخاطــب عارفانــه و احساســات مبالغه ی عبـده بـه عبدالبهـاء را نیـز بایـد در همیـن راسـتا اسـت. بنابرایـن نامـه نـدرت هـای عبـده، جـز در مـورد عبدالبهـاء، به مطالعـه کـرد. امّــا در نامه هـای بینیـم. لحـن نامه چنیـن تکریـم و تمجیـدی نسـبت بـه مخاطـب می ی او بـه عبدالبهـاء نیسـت. در اینجـا شـباهت بـه نامـه او بـه افغانـی نیـز بی الودادیّه. رسائلة 29 .۶۰۶ : آ ٢ ، الاستاذ تاریخ رضا، 30
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2