451 | سفر عبدالبهاء به امریکا * سهیلا وحدتی ی خـود لقـب دادنـد. در تمـام دارد. او را نواندیشـی دینـی جلوتـر از زمانـه هــای آییــن بهائــی تکیــه کنــد، کــه بــر ویژگی هایش پیــش از آن ســخنرانی گفـت، و بیـش از تمرکـز بـر دیـن، ی ادیـان سـخن می از حقیقـت همـه ها و رفـع تعصّــب و تبعیـض تأکیـد بـر صلـح، دوسـتی و برابـری انسـان کـرد کـه «اگـر دیـن سـبب جـدال گـردد کـرد. در سـخنانش اعـام می می چنیـن او هـوادار علـم بـود و بـاور داشـت کـه هم 13 عـدم آن بهتـر اسـت.» ی علـم و دیـن، دیـن بایـد بـه دنبـال علـم رفتـه و خـود را بـا آن در مواجهـه 14 خـوان سـازد: «شـما بایـد مسـائل الهیـه را مطابـق بـا علـم نمائیـد.» هم های عبدالبهــاء هــای بهائــی، کــه در ســخنرانی ی مهــم در آموزه نکتــه پیوسـتگی هم بـودن ایـن آییـن، بلکـه به گیر اسـت، نـه جهانـی نیـز چشـم هـا کـه عبدالبهـاء در برجسـته هـای آن اسـت. نگاهـی بـه ایـن آموزه آموزه هـا نقـش اصلـی را داشـته، نشـانگر ذهنیّــت خـلّاق سـاختن و تدویـن آن ســاخته؛ ای اســت کــه بــرای دنیــا مجسّــم ایــن شــخصیّت یکتــا و آینــده ها بــا صلــح و برابــری زیســت کننــد؛ ی انســان دنیایــی کــه در آن همــه دیگــر دنیایــی بــدون فقــر و تبعیــض و جنــگ کــه مردمــان در کنــار یک گوینـد. بـر زبـان مـادری، همـه بـه یـک زبـان سـخن می زیسـته و علاوه کـه زبـان انگلیسـی در همیـن راسـتا، در پایـان قـرن نوزدهـم، پیـش از آن المللــی گــردد، در ادبیــات بهائــی زبــان اســپرانتو تبدیــل بــه زبانــی بین خوانــی عنــوان یــک «لســان عمومــی» بــا «وحــدت عالــم انســانی» هم به پیـدا کـرد و شـاید اوّلیـن هـواداران و مروّجـان زبـان اسـپرانتو در ایـران، انــد. از بیانــات عبدالبهــاء اســت: بهائیــان بوده ئــی از نیویــورک بــه یکــی از رؤســای چندهفتــه پیــش نامه اسـپرانتو نوشـتم کـه اگـر مجمعـی از وکلای اجنـاس و ملـوک فراهــم کننــد و ایــن لســان را در تحــت مذاکــره و ترویــج .۸۴ :1 ، الآثار بدایع زرقانی، 13 .۳۱ :1 ، الآثار بدایع زرقانی، 14
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2