463 | سفر عبدالبهاء به امریکا * سهیلا وحدتی بیچــاره غبــار کفـش خانــم را پــاک نمــود و نگاهــی بــه مــن کـرد. مـن گفتـم خانـم، آیـا شـما هـم کفـش شـوهر خـود را کنـم. گفتـم کنیـد؟ گفـت مـن لبـاس او را پـاک می پـاک می نشـد، ایـن مسـاوات نیسـت. شـما هـم بایـد کفـش او را پـاک نمائیـد. بـاری، حـالا شـما گاهـی خوبسـت طرفـداری مردهـا نمائیــد... اغلــب اغنیــاء و متوسّــطین غــرب شــرح حالشــان چنیـن اسـت و حـال آنکـه بایـد مسـاوی باشـند. بایـد حالتـی تحصیـل کننـد کـه زن و مـرد حقـوق خـود را فـدای یکدیگـر نماینـد، بـه جـان و دل خدمـت بـه یکدیگـر کننـد نـه بـه جبـر 44 و عُنـف. Green دور بـود و از جملـه، در گریـن ایکـر نظـرات عبدالبهـاء از افـراط بـه «خانمـی مُشَــرَّف بـود کـه او را قـدری نصیحـت فرمودنـد زیـرا در Acre ای گرچـه مشـخّصا اشـاره 45 خواسـت.» آزادی زنـان خیلـی بلندپـروازی می هـای عبدالبهـاء نشـده اسـت ی ایـن زن بلندپـرواز و نصیحت بـه خواسـته امّــا ایـن نکتـه جالـب اسـت کـه حتّــی زنـی کـه بـا بلندپـروازی خواهـان های خـود را بـا حقـوق زنـان اسـت بـه نـزد عبدالبهـاء آمـده و خواسـته گــذارد. وی در میــان می برابری نژادی داری وجـود نداشـت، ولـی نژادپرسـتی، بـرده 1912 در امریـکای سـال امــری عــادّی بــود. ازدواج میــان ســیاه و ســفید در سراســر امریــکا حســاب شــمار و در بســیاری از مناطــق ممنــوع بــود و جــرم به انگشت نـژاد صـورت آمـد. عبدالبهـاء اندیشـیده بـود هـرگاه ازدواجـی بیـن دو می ی جـدّی بزنـد و گونـه تعصّبـات ضربـه توانـد بـه این گیـرد ایـن امـر می بهائی Louis Gregory رو لوئـیگریگـوری فضـا را دگرگـون سـازد. از ایـن .۳۴۶-7 :1 ، الآثار بدایع زرقانی، 44 .۳۴۶-7 :1 ، الآثار بدایع زرقانی، 45
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2