| 502 عبدالبهاء فرزند ایران هـای آهنگینـش کـرد آن خنده دیگـری کـه کلامـش را قطـع می بـود، زیـرا او پیامبـری شـادمان اسـت و مـا همـه در او سُــرور ســال پیامبــر بــودن را احســاس نمودیــم، ســروری کــه چهل هـای ای از گل ای بـر آن وارد نکـرده. او دسـته زنـدان خدشـه آمدنـد هـر یـک کـه بـه دیـدارش می بنفشـه داشـت و بـه آنان که در برابــر تعالیــم او بیــش داد؛ بــرای کســانی ای مــی شــاخه که جرئـت ورزیـده از همـه سرسـختی نشـان دادنـد و کسـانی ، و هــای بنفشــه لجوجانــه بــا او مخالفــت نمودنــد، ایــن گل ، ، همــراه بــا گفتــار زیبــا و شــاعرانه هــای صمیمانــه آن خنده اش، جملگــی پاســخی در برابــر آن و ســادگی لبــاس ایرانــی 18 آمــد. شــمار می هــا به مخالفت تأثیـر ایـن دیـدار قـرار داشـت، از خوانندگانـش گورمـون کـه بسـیار تحت همیـن بههای عمومـی عبدالبهـاء شـرکت کننـد. خواسـت تـا در نشسـت ی خـود را کارگرفتـن یـک نـام مسـتعار مـروری از مقالـه حتّــی بـا به خاطـر ی دیگـری منتشـر کـرد. در روزنامـه ی دیگــری کــه از ورود عبدالبهــاء باخبــر شــد، مدرنیســت برجســته هــا دانیــم آن بــود، هرچنــد نمی Guillaume Apollinaire گیــوم آپولینــر انــد یــا نــه. آپولینــر از شــاعران پیشــرو در اوایــل بــا هــم ملاقــات کرده Bra� ، بـراک Picasso ون پیکاسـو � انی چـ � ا نقّاشـ � ه بـ � ود کـ � تم بـ � ی بیسـ ده � سـ داشـت. او در صمیمانـه رابطـه Marie Laurencin و مـاری لورانسـین que Surrealism ی «سوررئالیسـم» واژه 1917 و در 19 ی «کوبیسـم» واژه 1911 مرکــور در Béhaisme ی کــه بــا عنــوان «بهائیســم» را خلــق کــرد. مقالــه منتشـر کـرد، بـا ایـن کلمـات بـه پایـان Mercure de France دو فرانـس رســد: می 18 See Amin Egea, The Apostle of Peace Vol.1: 1871-1912 (Oxford: George Ronald Publisher, 2017), 164. 19 Cubism
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2