503 | عبدالبهاء و نویسندگان و هنرمندان نوگرا * رابرت وِینبرگ ندایــی تــازه در آســیا برخاســته. هــم اینــک نیــز بســیاری در اروپـا معتقدنـد کـه پیـام بهاءاللّــه بـا علـم مـدرن مـا سـازگار توانـد بـا فرهنـگ مـا اروپاییـان کـه نیازمنـد تسـلّی اسـت و می 20 سـتکـه ایـن تسـلّی هسـتیم، تلفیـق شـود. مگـر غیـر از این 21 رسـد؟ نیـز هماننـد سـابق، از آسـیا بـه مـا می طــور وســیع در نشــریات بازتــاب یافــت. اقامــت عبدالبهــاء در لنــدن به کـه بـا حمایـت The New Age عصرجدیـد ای بـا نـام بامُسـمّای نامـه هفته ی ی آتــی جایــزه ، برنــده George Bernard Shaw جــورج برنــارد شــاو ی مدرنیســم در ادبیــات و هنرهــا مطالبــی شــد، دربــاره نوبــل منتشــر می خــود، دو ۱۹۱۱ ســپتامبر ۲۱ ی کــرد. ایــن نشــریه در شــماره منتشــر می هفتـه پـس از ورود عبدالبهـاء بـه شـهر، چنیـن نوشـت: هـای ادیـان ناشـناس، همچـون نسـیم از سـاحل مـا گاه بذر گـه گـذرد. امّــا خوشـبختانه یـا شـوربختانه، خـاک مسـتعدی می عمــوم یابــد… آخریــن دینــی کــه به بــرای شــکفتن نمی عرضـه شـد، دیـن بهائـی اسـت کـه بسـیاری از مـا در طـول های خصوصــی از های اخیــر در خلــوت و در نشســت ســال 22 ایم. آن شــنیده ی آمریکایـی نویسـنده و مترجـم پـر آوازه شـاعر Ezra Pound عـزرا پاونـد اش را در اروپـا سـپری کـرد از همـکاران های زندگـی تریـن سـال کـه بیش بــود. در فــردای انتشــار The New Age عصــر جدیــدهمیشــگی نشــریه ی «دیانــت بهائــی» در ایــن نشــریه، از ســر تفرعــن بــه همســر مقالــه ی گفتـه بـود: «قـرار اسـت کـه احتمـالا هفتـه اش دوروتـی شکسـپیر آینـده آین ـده ب ـا «باه ـی» [چنی ـن اس ـت در مت ـن] دی ـدار کن ـم ت ـا دریاب ـم ک ـه در استکه در ادبیات مسیحی معنای رستگاری نیز comfort ی ی واژه تسلّی ترجمه 20 نامند. ویراستار. دهنده» می رو مسیح (و موعود) را «تسلّی دارد. از این می 21 Guillaume Apollinaire, “Le Béhaisme,” in Mercure de France, 16 October 1917, 768. 22 A.R Orage, “Notes of the Week.” New Age 9, September 1911, 484.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2