507 | عبدالبهاء و نویسندگان و هنرمندان نوگرا * رابرت وِینبرگ عنـوان سـخنران برگـزار شـد مایـکل سـدلر به ۱۹۱۱ سـپتامبر ۲۹ لنـدن در میهمــان دعــوت داشــت و از جملــه چنیــن گفــت: . ایـم تـا بـا عبدالبهـاء وداع کنیـم و خداونـد در اینجـا گـرد آمده را سـپاسگوییـمکـه ایـن سرمشـق انسـانیت و تعالیمـش را بـه هایــش را بــه مــا عطــا مــا ارزانــی داشــت و قــدرت مناجات کـرد، تـا بـه مـا نـور دانـش بخشـد، دهشـت را بـه امیـد، و تردیــد را بــه ایمــان مبــدّل نمایــد. او در مــا نیرویــی آفریــد کـه بـر خودخواهـی و تـرس غالـب شـویم. عبدالبهـاء بـرای ی مــا پیــام وحــدت، همدلــی و صلــح آورد. او مــا را همــه کنـد کـه بـه هـر چـه بـاور داریـم، صادقانـه وفـادار تشـویق می باشــیم و روحــی را کــه ورای همــه چیــز قــرار دارد بالاتــر از کنـد کـه بـا هـر چیـز دیگـر عزیـز بداریـم. او مـا را تشـویق می مـان را پرسـتشکنیـم و همـواره وفـاداری و فـارغ از بیـم، آیین در ایجـاد وحـدت، بـرادری و عشـقکوشـا باشـیم؛ عشـقیکـه 31 ی اجتماعـی، نـژاد و زمـان باشـد. ورای طبقـه Ed� ، هنــگام ســفر عبدالبهــاء بــه شــهر ادینبــورگ ١٩١٣ ی ه � در ژانویـ در اســکاتلند، پشــتیبانان و طرفــداران نقّاشــی مدرنیســت ایــن inburgh معـروف Colourists پ ـردازان» گرایـان» یـا «رنگ سـرزمین کـه بـه «رنگ کردنـد و آثارشـان بودنـد در خـارج از دیـار خویـش و در پاریـس کار می شـد کـه مدیریـت آن در نمایشـگاهی در ایـن شـهر بـه نمایـش گذاشـته می سمبولیسـم یـا نمادگرایـی جـزء بـود. Horace Holley بـا هـوراس هولـی بــود Celtic Revival Movement [هنــر] ســلتی» مهــم «جنبــش احیــای های های قدیمــی، ســنّت کــه در آن هنرمنــدان و نویســندگان از اســطوره های میانـه یـا قـرون وسـطای بریتانیـا ادبـی سِــلتی و سـبک هنـری سـده گرفتنــد. عبدالبهــاء در ی مــدرن الهــام می شــیوه بــرای آفرینــش هنــری به ایـن سـفر بـا شـماری از هنرمنـدان ایـن شـهر دیـدار و گفتگـو کـرد. ایـن 31 Abdu’l-Bahá, ‘Abdu’l-Bahá in London, 34.
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2