| 606 عبدالبهاء فرزند ایران شــمار و خدمــت برانگیــزد؛ در مقابلــه بــا شــداید و مِحَــن و بلایــای بی پایــدار و استوارشــان ســازد؛ اخــاق و کمــالات انســانی را در قلــوب ی فاضلـه را معیـن نمایـد؛ نفـوس تمکّــن بخشـد؛ حـدود و ثغـور مدینـه مدنیتــی بدیــع را بــا امتــزاج مبــادی مــادّی و روحانــی بنیــاد نهــد؛ آتــش عشــق برافــروزد و علَــم وحــدت و یگانگــی برافــرازد. ای مرکّــب از قریـب بـه سـی و فوایـد در مجموعـه 2 ایـن همـه فرائـد هـزار لـوح و نامـه وکتـاب و رسـاله و خطابـهگـرد آمـده اسـتکـه حاصـل قلمــی اســت کــه شــب و روز در میــدان محبّــت بــه جمیــع خلــق در ی ایـن آثـار از روی اضطـرار جـولان بـوده اسـت، بـه حـدّی کـه نویسـنده کنــد کــه: ام؛ گاه شــکایت می نویســد کــه از شــب تــا ســحر نوشــته می از کثـرت تحریـر انگشـتانم بـه درد آمـده، یـا: ایسـتاده پـای چـراغ، ایـن نویســم. در لوحــی از عبدالبهــاء آمــده کــه: مکتــوب را می ی جمــال قــدم! از کثــرت اوراق متراکمــه از جمیــع ای بنــده آفـاق، در جـواب، یـک قلـم سـهل اسـت، صـد قلـم کفایـت ها تـا بـه ننمای ـد... ملاحظ ـه ک ـن ک ـه ای ـن قلــم بعض ـی ش ـب سـحر در جـولان اسـت، بـا وجــود ایـن بستــه بستــه اوراق 3 بـدون جــواب مانــده... و در جایی دیگر: 4 ی تمــام شــد و آفتــاب دم غــروب اســت و خامــه ... روز عبدالبهــاء از بامــداد تــا بــه حــال در رکــوع و ســجود. حــال خـورد کـه اگـر اسـب تـازی دهـد و قسـم می دیگـر جـواب می بـودم و یـا سـمند ترکمنـی، حـال از پـا افتـاده بـودم و سـر از گویــم: ای خامــه! ایــن جنــاب داشــتم. مــن می ســجود برنمی آقــا میــرزا مهــدی یــزدی اســت و خاطــرش نــزد عبدالبهــاء همتا. های یگانه و بی ویژگی 2 مأخذ این لوح پیدا نشد. 3 خامه: قلم. 4
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2