عبدالبهاء فرزند ایران

607 | نگاهی به سبک ادبی آثار عبدالبهاء * هوشمند فتح اعظم بسـیار عزیـز اسـت، از خـدا بتـرس، فتـور میـار، سـر بسـپار، ایــن ورق را رشــگ بــاغ ارم کــن، بیــان اشــتیاق کــن، رســم محبـت آشـکار نمـا، قـدری تحریـر کـن، اندکـی تقریـر نمـا، 5 خواهــی بکــن... ‌ آن وقــت هــر چــه می )1892-1921( ی رهبـری دینـی عبدالبهـاء ‌ بـه خاطـر آوریـد کـه در دوره ی بهائــی در تمــام جهــان در ایــران بــوده اســت، در ‌ بزرگتریــن جامعــه کشـوری کـه در آن وسـایل ارتبـاط مفقـود بـود، مسـافرت محـدود بـود، هـای بهائـی کـه گاه در ممالـک دیگـر ماننـد مصـر و هندوسـتان و ‌ کتاب شـد، معـدود بـود و اگـر آثـار قلمـی عبدالبهـاء، ‌ گاه ترکمنسـتان چـاپ می کــرد، چــه بســا پژمــرده و افســرده ‌ را ســیراب نمی ‌ آن نهــالان نوخاســته گشــتند، امــا چنیــن نشــد زیــرا بــه هرگوشــه کــه در ایــران برویــد، ‌ می کنیــد کــه لوحــی، حتــی بــه خــط عبدالبهــاء، خطــاب بــه ‌ ملاحظــه می یکـی از بهائیـان قدیـم بـه آن دیـار رسـیده اسـت. بـه ایـن نحـو آنـان، کـه گران بودنـد، چـون پیامـی از حضـرت ‌ غالبـا تحـت ظلـم و عُــدوان سـتم یافتنـد و جانـی ‌ رسـید، وجـد و حالـی می ‌ دوسـت بـه یکـی از ایشـان می هـای دردمندشـان درمـان ‌ خواندنـد. دل ‌ گرفتنـد و آن را بارهـا می ‌ تـازه می در مقابــل مشــکلات افــزوده و شوقشــان در ‌ یافــت و بــر ایســتادگی ‌ می تـوان گفـت کـه ‌ شـد. بـه جـرأت می ‌ خدمـت و جانفشـانی دو چنـدان می ای از ایـران هسـت کـه جمـع بهائـی داشـته باشـد و لوحـی ‌ کمتـر گوشـه از عبدالبهـاء بـه فـرد یـا افـراد آن نقطـه نرسـیده باشـد. آن مکاتیـب دلربـا رســید و نســیم بهــاری بــود کــه ‌ لبان می ‌ ریــزش بــاران بــود کــه بــر تشــنه سـاخت. مثـا وقتـیکسـی ‌ هـای نوخیـز گلـزار معرفـت را مشـکبیز می ‌ گل ای نزدیـک اصفهـان چنیـن لـوح ‌ ی دهکـده ‌ بـه نـام عبدالحسـین در گوشـه یافـت ‌ کـرد، خـود قیـاس فرماییـد، چـه شـوری می ‌ دلربایـی دریافـت می شــد: ‌ و چــه روحــی در او دمیــده می ی ملی مطبوعات ‌ (موسّسه ۵ ، جلدی آسمانی ‌ مائده عبدالحمید اشراق خاوری، 5 .۳۴ ،) ش ۱۳۵۱/ بدیع ۱۲۹ ، بهائی ایران

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2