نامه‌های زندان

های زندان ‌ نامه 102 نامه از طرف رضا خندان نسرینجونم،سلام خیلی دلم برایتتنگشده است. امیدوارم امروز، یکشنبه، ببینمت. ما چند اش ‌ آید و من همه ‌ ساعت دیگر باید راه بیفتیم. از دیشب بارانِ حسابی می هایت هستم. مهراوه مدرسه رفته و نیما در حال تماشای ‌ به یاد تو و خوبی ام احتمال دارد هانیه آزاد بشود. خیلی از این ‌ کارتن «شرک» است. شنیده یشما را دیر یا زود باید و مجبورند آزاد کنند. ‌ بابتخوشحالم. حتماً همه آبان مسافرت است. ما ۲۲ یونیسف را پیگیریکردم، ولی مسئولش تا ایم. از ‌ زنیم، ولی تا حالا موفق نشده ‌ ها به دادسرا سر می ‌ هر هفته پنجشنبه کنند با این ‌ رویم تا موفقشویم. اینها فکر می ‌ های بعد هم هر هفته می ‌ هفته اند. نگران سرمای آنجا هستم. ‌ توانند ما را خُرد کنند.کور خوانده ‌ کارها می امیدوارم مشکل آبگرمشحل شده باشد. ما همه خوبِ خوب هستیم. اصلاً نگران نباش. امیدوارم امروز ببینمت. دوستتدارم. رضا ۱۳۹۰ آبان ۱۶ یکشنبه

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2