نامه‌های زندان

113 نسرین ستوده یعزیزم، سلام ‌ مهراوه ایکه مردم برایحرفزدن با ‌ امیدوارم حالتخوبباشد. آنقدر خانمشده یگذشتهکه برای ملاقات ‌ تو باید کمی مواظبحرفزدنشان باشند. هفته روید؟»گفتی ‌ روید؟ آیا سینما می ‌ آمده بودید، به تو گفتم «با باباکجاها می رویم و...» بعد برگشتی روی سر پدرت راکه نشسته ‌ «آره، هایپر استار می بود، دستکشیدیوگفتی نه، پسر خوبی است. من و پدرتاز اینشوخی ای ‌ بینمکه رشدکرده ‌ آیی، می ‌ مانگرفت. هربارکه ملاقاتمی ‌ توخیلیخنده یتوو برادرتنیما مورد تحسین ‌ ترشده است. روحیه ‌ ورفتارتهمخانمانه کنم هرکسکه این همه حمایت و لطف را ‌ همه است. عزیزم، من فکر می ای برخوردار باشد. ما با ‌ پشت سرخود داشته باشد، باید هم ازچنین روحیه یخوشبختیهستیم، زیرا علاوه ‌ ایم، خانواده ‌ هاییکهکشیده ‌ یسختی ‌ همه المللی همخودشعامل ‌ بر اینکه روابطخوبی باهم داریم، اینحمایتبین مان است. ‌ مهمی برایحفظ روحیه هایتگفتکه ‌ یگذشته، خالهگیتی در مورد دندان ‌ مهراوه جان، هفته هایت را بکشی، اما من اطمینان دارم تو بالآخره اینکار را ‌ بروی و دندان

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2