نامه‌های زندان

133 نسرین ستوده شعر مهوشثابتبرای نسرینستوده آسمان به رنگخاک و خاک به رنگخون زنان به بند و مردهای مرد به زیر تازیانه در نبرد و خون به رگ، به جوش و موج غم درون سینه ژرف و پرخروش خروش به قلبشهر خفته و خموش سکوت صدای پایصبح میان ظلمت طویلشب بهگوشماه م ‏یرسد خموش زنی ز راه م ‏یرسد ز مرکبیکه حاملسیاهی شب است زنی به رنگ نور

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2