نامه‌های زندان

های زندان ‌ نامه 170 یپستی] ‌ [نامه نامه به فرزند پسرم، نیما نیمایعزیزم،سلام نویسد. الآنکه دارم برایت نامه ‌ مامان از اوین و از اتاقش برای تو نامه می دانی؟ من دلم ‌ ام تا ببینم. آخر می ‌ های تو و مهراوه را آورده ‌ نویسم، عکس ‌ می برایتخیلی تنگشده. زنی و در کلاس موسیقی ‌ امکه خیلی خوب بِلز می ‌ نیما جان، شنیده کنیم و خیلی ‌ خیلی خوشحال و شادی. ما هم اینجا موسیقیگوش می یدوستانمندر اینجا تو را خیلیدوستدارند. ‌ خوشحالیم. نیما جان، همه آخر تو واقعاً پسرخوبیهستی. فقطشیطونی یادتنره تا من برگردم. بابا و مادرجون و عمه جون و خاله جون را هم خیلی بوسکن. مثلا هزار تا. اسم دوستاترو هم برام بگو تا بابا بنویسد و بفرستد. خیلیخیلیخیلیخیلی دوستتدارم. نیمایعزیز ماچ و موچ ماماننسرین ۱۳۹۱ اوین ـ آذر

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2