نامه‌های زندان

های زندان ‌ نامه 106 رضایعزیزم دانی که در معرض صدور حکم و حبس و ‌ دانم و خودت نیک می ‌ می بازداشتی. شاید کسانی فکر کنند تو را به خاطر من محاکمه و مجازات خواه بودیکه روزی ‌ کنند. من اما اینسخنرا قبول ندارم. تو آنقدر آزادی ‌ می تابد و ‌ گرفتار نظامی شویکه حتی شک و تردید در انتخاباتش را برنمی مدت ‌ هایطولانی ‌ های آنان و وکلایشان را به حبس ‌ کنندگان وخانواده ‌ شک کم ‌ نماید. من البته از قضاوت در صحت انتخاباتیکه دست ‌ محکوم می منجر به صدور بیش از ششصد سال حبس و قریبسی حکم اعدام شده کنم. اگر برای تو نیز حکمیصادر شود، آنحکم سهم ‌ است، خودداری می خواهی ایرانیان است. ‌ تو از جنبشدمکراسی رضای عزیزم، اگر برای تو مانند صدها زندانیِ پس از انتخابات حکمیصادر شود، من بازهم به همان رؤیاهای دیرینمکه با هر حکمی در هاستبه یکی ‌ دانیسال ‌ اندیشم. رؤیاییکه خود می ‌ کشید، می ‌ منسر برمی دانی استقلال قضایی برای من ‌ ترین آرزوهایم بدل شده است. می ‌ از دیرینه

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2