نامه‌های زندان

های زندان ‌ نامه 192 یپستی] ‌ [نامه نیمایعزیزم،سلام اول ازهمه بوس، بوس، بوس، بوس، بازهم بوسو بعد بازهم بوس. بعدش نویسم، ملاقات داشتیم و تو آنکاپشن ‌ امروز که دارم این نامه را برایت می هم شیطونی ‌ سبزت را پوشیده بودی و خیلی خوشگل شده بودی. کمی هم ریختی. با همدیگر به آن یکی ‌ کردی، یعنی در واقع سالن ملاقات رو به دویدم به ‌ سالن هم رفتیم و آب برداشتیم و بازیکردیم و خلاصه هرچی می شدی. حالا خودمونیم، چقدر خوب ‌ اش برنده می ‌ رسیدم و تو همه ‌ تو نمی بلدی بازیکنی، مخصوصاً توی بازیِ «گرگم به هوا»که ماهری، همیشه گیری. تا ‌ شینی یا دستت رو می ‌ شی. یا خودت روی صندلی می ‌ برنده می ام ‌ نشستی. تصمیمگرفته ‌ کردی و می ‌ آمدم بگیرمت، یک جا را پیدا می ‌ می ی دیگر حتماً خودم برنده شوم. باید خودم را حسابی تقویتکنم تا ‌ دفعه بتوانم تند و تند دنبالت بدوم. فعلا خداحافظ بوس، بوس، بوس، بوس، و... بازهم بوس خیلیخیلیخیلیخیلیخیلی هزار تا دوستتدارم ماچ و موچهمیشگی ماماننسرین ۱۳۹۱ اسفند

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2