نامه‌های زندان

75 نسرین ستوده شرایط برایت سخت شد، به همان صندوق حمایت وکلا مراجعه کن. توانی برای مدتی پرداخت اقساط بانکی را معوق بگذاری یا از خود ‌ ببین می صندوقپولی بگیری؟ ۹۰/۷/۵ رفتند بهداری، به آنهاسپردم ‌ ها داشتندمی ‌ شنبه است.صبحکه بچه ‌ امروزسه اند یا نه. ‌ که اگر از آقایانکسی را دیدند، بپرسند که آیا تو را بازداشتکرده دانم چطوری استکه آنها به رادیو فردا دسترسی دارند. خلاصه یکی ‌ نمی را دیده بودند و گفته بودند خبری اعلام نشده. خلاصه خیالم جمع شد. ۹۰/۷/۸ جمعه ها بودیمکه آبگوشت پخته ‌ رضای عزیزم، امروز ناهار میهمان یکی از بچه بود. غذای زندانگاهی اوقات قابل استفاده نیست. گاهی اوقات غذای کنیم. عزیزم، اینها ‌ خوریم. گاهی هم خودمان درست می ‌ اینجا را می گویند برایعید غدیر و قربان آزادیخواهند داشت، بعید استکه اسم ‌ می ها راکمکنم. به ‌ آید درگیری ‌ ها باشد. ولی بالآخره بدم نمی ‌ من جزو آزادی کنم از متن پیامم، اهدای جایزه را حذفکن و ‌ همین خاطر، خواهش می تَرشکن به طوریکه اصلاً تندی نداشته باشد. من ‌ توانی ملایم ‌ هرچه می های تندش را ‌ ی خودت قسمت ‌ نویس متن را اینجا ندارم. به سلیقه ‌ چرک کس. ‌ حذفکن. بهکسی هم اهدا نکن. به هیچ

RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2