روایتی از ۹ روز زندگی زیر باران بمبهای تهران: «ما رها شدهایم؟»
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
وقتی با مسئلهای مواجه میشویم آیا باید خودمان دربارهی آن بیندیشیم و به پاسخ دست پیدا کنیم یا باید به افرادی که پیشتر به این موضوع اندیشیدهاند، یعنی متخصصان، مراجعه کنیم و داوری آنها را بپذیریم؟ آیا راهی میتوان یافت تا این تنش بین استقلال فکری و عشق به حقیقت را از میان برداشت؟
مهناز محمدی، کارگردانی است که سالها در جنبش زنان ایران فعال بوده است. او در دو دههی اخیر بارها به علت فعالیتهایش در جنبش زنان، شرکت در تجمعات اعتراضی، انعکاس رسانهایِ اعتراضات و ساختن فیلمهای مستند بازداشت و به حبس محکوم شده است. مهناز محمدی در گفتگو با آسو از نقش همهگیری کرونا در شعلهور شدن آتش اعتراضات سراسری اخیر در ایران میگوید.
پستمدرنیستم، به زبانِ ساده، یک جنبشِ هنری و فلسفی است که در دههی ۱۹۶۰ میلادی در فرانسه آغاز شد و به تولیدِ آثارِ هنریِ نامأنوس و «نظریهها»یی بهشدت نامأنوستر انجامید.
جودیت باتلر در آخرین کتاب خود با عنوان «نیروی خشونتپرهیزی» استدلال میکند که در این زمانه، و احتمالاً در هر زمانهای، باید اشکال کاملاً نوینی از همزیستی میان انسانها در جهان را تخیل کرد. جهانی که او آن را «برابری بنیادین» میخواند.
اغلبِ متخصصان مبارزهی خشونتپرهیز را آن کنشی میدانند که توسط مردمانی غیرمسلّح انجام شود که به کسی آسیب بدنی نمیزند یا کسی را تهدید به آن نمیکند. آسیب به اموال اگر بهصورتی دقیق و باقاعده صورت گیرد و پیامی روشن دربر داشته باشد، میتواند یک روشِ بیخشونتِ کارشکنی در امور لحاظ شود.
سازمانهای حقوق بشری از بازداشت بیش از ده هزار نفر در اعتراضات سراسری اخیر در ایران خبر دادهاند. نام و مشخصات ۱۶۰۰ نفر از آنها تا به امروز توسط «کمیتهی پیگیریِ بازداشتیها» ثبت شده است که ۴۳۱ از آنها زن بودهاند. با وجود این، هنوز تعداد زیادی از دستگیرشدگان احراز هویت نشدهاند و کسی از نهاد دستگیرکننده یا محل نگهداری آنها خبر ندارد.
ائتلاف و ایجاد اتصالات بین سازمانهای مختلف جامعهی مدنی یکی از سازوکارهای اصلی قدرتسازی از پایین و تأثیرگذاری روی سیاستهای دولت در حوزههای مختلف است. اما چه نوع ائتلاف و همبستگی بیشترین ظرفیت را برای قدرتسازی اجتماعی دارد؟
گاندی [در سال ۱۹۴۶] در روزنامهی هاریجان نوشت: «با وجود اینکه خشونتورزی مشروع نیست، زمانیکه در دفاع از خود یا برای دفاع از بیپناهان بهکار گرفته شود بهمراتب بهتر از تسلیمِ بزدلانه، و در حکم عملی شجاعانه است... هرکسی بایستی این را دربارهی خود قضاوت کند. کس دیگری نمیتواند و حق ندارد که چنین کند.»
هاول، مانند خیلی از کسانی که برای اولین بار بازداشت میشوند، طی جلسات بازجویی، به سندرم استکهلم دچار شد و تا اندازهای به بازجویش وابسته گشت. بازجو، به دروغ، به او گفت که امضاکنندگان منشور امضاهای خود را پس گرفتهاند.
صدای ترانهی «بدرود ای زیبا» (Bella Ciao) در خیابانهای بیروت پیچیده است. زنان کُردی که با عزم و اراده در روژاوا میجنگند این ترانه را سر میدهند. تندبادِ طغیان، آن را به شهرهای شیلی بُرده است.
مادامی که زنان در خط مقدم مبارزه هستند، جنبشهای تودهای شانس بیشتری برای موفقیت دارند و به احتمال زیاد به نظام دموکراتیک مساواتطلبانهتری منتهی خواهند شد. این یکی از دلایلی است که روشن میکند چرا اعتراضات کنونی بقای رژیم ایران را با تهدید مواجه کرده است.
رسانههای دولتیِ روسیه از سالها پیش، و بهویژه پس از تهاجم به اوکراین، بهطور مداوم در برنامههایشان خواستار کشتار اوکراینیها، و محو اوکراین از روی نقشه شدهاند. آنها دائماً از اوکراینیها انسانیتزدایی میکنند، آنها را نازی و فاشیست میخوانند و میگویند که باید پاکسازی شوند.
عوامل پیدایش و تقویت دموکراسی کدامند؟ از بین طبقات و گروههای اجتماع، کدامیک در فرایند پیدایش و گذار به دموکراسی نقشی سرنوشتساز و تعیینکننده ایفا کردهاند؟
به رغم تلاشهای شوروی برای مبارزه با «شووینیسم روسی» و ایجاد یک اتحادیهی چندقومیتی، ملیگرایی روسی نه تنها هیچگاه بهطور کامل از میان نرفت بلکه در نهایت به یکی از عوامل فروپاشی شوروی مبدل شد و در عرصهی سیاست روسیهی دوران پوتین بهتدریج نقشی محوری پیدا کرد.
در روزگاری که در آیندگان بودیم، من چپ میزدم و بهروز راست میزد. هر دو جوان بودیم و جاهل. با وجود این، علاقهی وافری به هم داشتیم و گویا این موضوع برای دیگران هم آشکار بود.
یکی از عناصر مشترک در بسیاری از پیامهای مردمی عبارت است از حضور مأموران لباس شخصی جلوی داروخانهها و تعقیب خریداران وسایل پانسمان و داروهای مسکن به منظور یافتن محل اختفای احتمالیِ مجروحان.
در هر یک از عکسها یا فیلمهای ثبتشده از زنان در خیابان با فوران مهارناشدنیِ سوژهای سرکوبشده مواجهایم که آن را به قابی تکاندهنده، الهامبخش و شورانگیز بدل میکند. سوژهی زنانهای که همواره به اندرونی رانده و از فضای بیرونی حذف شده است، حالا به خیابان قدم میگذارد و قابلمشاهده و دیدنی میشود.
هیچ جنبش اجتماعی و اعتراضیای نمیتواند تماماً یکدست باشد. طبیعتاً گروههای مختلف با هویتهای مختلف دست به ایجاد تشکلها و سازمانهایی برای دنبالکردن اهداف خود بر اساس هویت و ایدئولوژی خاص خود میزنند. بااینحال، متصلشدن این گروهها با یکدیگر از مجرای اعضای مشترک را میتوان یکی از عوامل مهم برای مقاومت مدنی در برابر سرکوب دانست.