مسئولیت زندهماندن و بازپسگیری معنا
دو یادداشت از غزل یکتا
حال که دارم این متن را مینویسم، وارد بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ شدهایم. روزی که برای من صرفاً یک تاریخ در تقویم نیست؛ بیشتر شبیه یک ایستگاه است. نقطهای برای مکث، برای ایستادن و پرسیدن این سؤال ساده اما سنگین که: ما دقیقاً کجای این مسیر ایستادهایم و چه چیزهایی بیسروصدا در این چند دهه از ما گرفته شده است.
