غرب چه چیزی را دربارهی دموکراسی فراموش کرد
اریکا بنر
گسترش بدبینیِ جهانی دربارهی مزایای دموکراسی میتواند مایهی تشویش و نگرانیِ شدید کسانی باشد که ذهنیتِ سیاسیشان در دوران جنگ سرد شکل گرفته است.
گسترش بدبینیِ جهانی دربارهی مزایای دموکراسی میتواند مایهی تشویش و نگرانیِ شدید کسانی باشد که ذهنیتِ سیاسیشان در دوران جنگ سرد شکل گرفته است.
آیا انسانها ذاتاً به خشونت گرایش دارند یا این که ارتکاب خشونت مستلزم غلبه بر بیمیلیِ ذاتی است؟ آیا غلبه بر این بیمیلی برای انسانهای مدرن دشوارتر از قرون گذشته است؟ آیا خشونت ابزار یا عملی اجتماعی است که به فرهنگ بستگی دارد؟
عمیقتر اندیشیدن به بحثهای آتنیهای باستان دربارهی دموکراسی میتواند محدودیتهای تفاسیرِ ما از دموکراسی را بر ملا کند ــ تفاسیری که معمولاً فرایند دموکراتیک را به رأی دادن تقلیل میدهند.
در دهههای آینده از هر چهار نفر یک نفر از کمبود آب متأثر خواهد شد، و شهرهای دنیا از لس آنجلس و قاهره تا ملبورن و سائوپائولو با کمبود شدید آب مواجه خواهند بود.
اقدام اعتراضآمیزِ آرمانخواهانهی گروهی از مردم عادی ــ برگزاریِ ضیافتی تابستانی در دشتی نزدیک به مرز اتریش ــ به کاتالیزوری برای انقلابهای پرماجرای صلحآمیزی تبدیل شد که دوباره این قاره را متحد کرد.
فروپاشی جامعهشناختی به چه معناست؟ چه چیزی انسانها را متحد میکند، هویت یا ارزشهای مشترک؟ سازماندهی چه ارتباطی با امید دارد؟
این سؤال ممنوعه در کانون این کتابِ جذاب قرار دارد. ممکن است که ما از بحث دربارهی آن بیزار باشیم، اما عدهای همیشه دارند پشت درهای بسته قیمت زندگیِ آدمها را محاسبه میکنند.
چهار دههی قبل، میلان کوندرا جُستاری دربارهی اروپای مرکزی نوشت که به یکی از موثرترین مداخلههای سیاسیِ رماننویسانِ معاصر تبدیل شد. این واقعیت که پارسال این جستار دوباره در قالب یک کتاب منتشر شد گویای تأثیر ماندگارِ آن است.