تب‌های اولیه

هرات، شهری شبیه به شهر من

ماهرخ غلامحسین‌پور

دم غروب یک روز خردادماه زیر آسمان هرات تمام غربت تهرانم را به‌آنی گم می‌کنم. بعد از سال‌ها تبعید نانوشته، آنجا اولین شهری است که مردم با کلمات مأنوس فارسی به همدیگر «صبح به خیر» یا «درمانده نباشید» می‌گویند، اتفاقی که حتی در کوچه پس‌کوچه‌های آشنای «باکرکوی» و «امینونو» استانبول هم رخ نمی‌دهد. خیال می‌کنم آمده‌ام خانه، کنج ایوان خانه‌ی پدری.

مبارزه‌ی زنان هرات برای آزادی

مریم فومنی

ماجرا از آنجا شروع شد که طالبان روز جمعه، پانزده خرداد، اعلام کردند که از این به بعد زنانی که حجاب کامل ندارند بازداشت می‌شوند. منظور از حجاب کامل هم این است که زنان علاوه بر مانتوهای بلند و شال‌های بزرگی که برسر می‌کنند، چادرهایی سر کنند که تمام بدن و صورتشان را بپوشاند.

چرا بیشتر قربانیان زلزله در افغانستان را زنان‌ تشکیل می‌دهند؟

خدیجه حیدری

برای مردم ما از شمال تا کاشغر قصه همین بوده و حرفِ آخر و تصمیمشان این بوده/است که حتی اگر زلزله، سیلاب، برف‌کوچ و رانش کوه و زمین هم رخ دهد زنان در خانه بمانند، و اگر از خانه فرار می‌کنند با حجاب فرار کنند.