ذهن آشفته و همسایهی ما
محمد حیدری
در ینگه دنیا، پیرمردی دوستداشتنی و اهل شیراز بود که در شهری کوچک از توابع ایالت نیویورک نزدیک خانهی ما زندگی میکرد. در آن شهر کوچک، که تعداد ایرانیان زیاد نبود، لطف او شامل حال ما هم شده بود و گاه به دیدارش میرفتیم و او نیز به خانهی ما میآمد...
تاریخ بورِک
الکساندر لی
بورِک، به رغم ادعای مدیحهسرایان امپراتوری، نه مختص عثمانی بود و نه خاص پایتخت. برای قرنها، بورِک غذای ایلیاتیها و کوچنشینان بود. بر روی آتش اردوگاهها پخته میشد و از پکن تا بارسلون، از مودنا تا مغرب در کولهپشتیها حمل میشد. با وجود آن که به سفرهی خانها و شاهان راه یافته بود اما شاهدی بر نسلها مهاجرت، کشورگشایی و جابهجایی بود.
ایرانی بودن همهجا با شما میماند
علی عظیمی
علی عظیمی، آهنگساز، ترانهسرا و خواننده، دربارهی تلقیهای خود از ایران و چشمانداز آینده آن میگوید.
با من به آزادی بیا
مریم حسینخواه
آنقدر هم به سیگار کشیدن زنان حساس بودند که حتی یک بار نیای که دست یک دختر بود را با سیگار اشتباهی گرفتند و با بیسیم آمدند بالای سرش که «در دوربین دیدهاند سیگار دستته» هرقدر هم که دخترک گفته بود سیگار نیست و نی است، جواب شنیده بود...
همهی ایرانها
صفحهی ویژهی همهی ایرانها برای طرح پرسشهای بنیادی دربارهی ایران و چشماندازهای گوناگونی است که هر یک از ما برای آیندهی ایران داریم. هدف این است که ببینیم دیدگاهها و آرزوهای پراکندهی ما چه امکانی برای همزیستی دارند، و چه توان و تجربههایی از گذشتهی ایران به کار امروز ما خواهد آمد.
اسارت اروپا در دام ارزشهای اخلاقی خود
پاسکال بروکنر
اغلب از یاد میبریم که اروپای معاصر، برخلاف آمریکا، نه با شور و شوق سرآغازهای تازه که با حس هراسآلودی از تباهیِ خود پدیدار شد. جنایات نازیها کل «دنیای قدیم» را همچون سرطانی که از دیرباز در درون آن ریشه دوانده مبتلا کرده بود. و از همین رو، آن ملتهای اروپایی که بر «رایش سوم» چیره شدند خود آلوده به...
آیا میتوان دوبار وارد یک رودخانه شد؟ ویتگنشتاین علیه هراکلیتوس
دیوید ایگان
لودویگ ویتگنشتاین زمانی به دوستی گفت: «من آدمی مذهبی نیستم اما چارهای ندارم جز این که هر مسئلهای را از دیدگاهی مذهبی بنگرم.» این مسائلی که او ادعا میکرد از دیدگاهی مذهبی در آنها نظر میکند معمولاً موضوعات خاص و عملیِ مربوط به منطق و زبان بودند. ویتگنشتاین پیش از آن که به فلسفه روی آورد تربیت و آموزش مهندسی دیده بود...
تجربههای جامعهی مدنی در ایران (۱): اولین گامها، از مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷
مریم حسینخواه
سال ۱۳۷۷ بود و من ۱۸ ساله، دانشجوی سال اول بودم، و هر روز با یک بغل روزنامه به خانه میآمدم و وسط همان کاغذهای کاهی برای اولین بار کلمهی «جامعهی مدنی» را دیده بودم... محمد خاتمی، رئیسجمهور وقت هم که جامعهی مدنی را یکی از شعارهای انتخاباتیاش قرار داده و به موضوع روز جامعه تبدیل کرده بود...
دیدار با یک غریبه در مسجد سلطان احمد
محمد حیدری
در محوطهی بیرونی مسجد سلطان احمد استانبول، جایی هست که وضوخانهای هم ساختهاند و نزدیک آن، زیر سایهی درختان پیر و بلند، نیمکتهایی هست که مسافران و بازدیدکنندگان بر روی آن مینشینند و استراحت میکنند و گپی میزنند. مسجد سلطان احمد، خلاف ایاصوفیه که دیگر به موزه تبدیل شده است، هنوز...
بیمارستان؛ قتلگاه نه درمانگاه
دبرا یانگ
وقتی دیدم که هزاران نفر در اعتراض به آتشسوزی فاجعهبارِ باشگاه شبانهی کلکتیو در زادگاهم رومانی دست به تظاهرات زدهاند، احساس کردم که باید سر از کارِ آدمهایی درآورم که خود را وقف خیر همگانی کردهاند. تنها وقتی میتوانستم شهامت و ازخودگذشتگی آنها برای کشف حقیقت، و مقاومتشان در برابر ...
تلفن همراه را کنار بگذارید
لورا وندرکام
ما آدمها بیش از هر زمان دیگر با هم مرتبط هستیم و این ارتباط را مثلاً هنگام صرف صبحانه در یک رستوران، با استفاده از اینستاگرام، و با ارسال عکسهایی برای دوستانمان در سراسر دنیا برقرار میکنیم. با وجود این، پژوهشگران از تنهایی گستردهی مردم حرف میزنند. برایان گریزر، تهیهکنندهی برندهی جایزهی اسکار...
حقوق بشر و نقد جامعهی معاصر: بررسی نظرات پییر منان
بابک مینا
هنگامی که در سال 2013 مخالفان قانونی کردن ازدواج همجنسگرایان در فرانسه جنبش اجتماعی بزرگی را ترتیب دادند، جنبشی که به «تظاهرات برای همه» مشهور شد، بسیاری از روزنامهنگاران و سیاستشناسان فرانسوی آن را «مه 68 محافظهکاران» خواندند. اغراق نیست اگر بگوییم...
چرا سلامت روان مسئلهای فمینیستی است؟
فرناز سیفی
در سال ۱۸۹۲ میلادی، شارلوت پرکینز گیلمن، نویسنده و فعال اجتماعی آمریکایی، داستان «کاغذ دیواری زرد» را در مجلهی نیو اینگلند منتشر کرد. داستانی که انگار ادبیات زنان را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد. داستانی که مستقیم انگشت روی یک رویهی ترسناک و رایج دوران علیه زنان گذاشت و صدای اعتراض و نگرانی زنان را عمومی کرد.
بر آزادیخواهان زیمباوه چه میگذرد؟
ایوان ماواریره
تصور کنید که به خانهتان بازمیگردید و میبینید که کل خانه زیر و رو شده، اشیای قیمتیتان به سرقت رفته، فرزندانتان به ستون بسته شدهاند و از پشتشان به خاطر ضربات شلاقی که خوردهاند، خون میریزد. دیدن این منظره وجودتان را مالامال از اندوه میکند، تا حدی که ...
در ستایش زنان آزادی
در این هفته دیوارنگارهای با تصویر هفت زن زندانی ایرانی در یکی از کوچههای شهر سانفرانسیسکو رونمایی شد که شروع کمپینی با عنوان «در ستایش زنان آزادی» است. هدف این کمپین، که به همت سازمان حقوق بشری «اتحاد برای ایران» راهاندازی شده است، جلب توجه افکار عمومی به وضعیت زنان زندانی در ایران است.
کاوشی در سفر درونی جبران خلیل جبران
پل-گوردون چندلر
در پایان اولین نمایش رسمی فیلم انیمیشنی که بر اساس پیامبر، کتاب الهامبخشی شامل اشعار منثور جبران خلیل جبران، ساخته شده سکوت متین و اندیشناکی بر فضا حاکم شد. متوجه شدم که بسیاری همچون من نفود کلام و خیال خلیل جبران را در گذر از دههها احساس میکنند، و آن را کاملاً همراستا با جستوجوی کنونی ما برای ارتباط برقرار کردن با «دیگری» مییابند.
نبرد ایمان و عقلانیت در هند
راتیک آسوکان
نخستین قتل، همه را بهتزده کرد؛ دومین قتل احتمال وجود نقشهای بزرگتر را مطرح کرد؛ با وقوع سومین قتل، صحبت از همدستیِ حکومت شد؛ و هنگامی که چهارمین مورد روی داد، احساس میشد این آخرین قتل نخواهد بود. قربانیان همگی به شکلی یکسان به قتل رسیده بودند، ضاربی موتورسوار از نزدیک با اسلحهی ...
داستان سرسختی در برابر سختی
پرچین سلطانی
وقتی صحبت از اختراعات و اکتشافات مهم در تاریخ به میان میآید به ندرت نام زنان دانشمند به گوش میخورد. اکثر مردم شاید تنها دانشمند زنی که میشناسند ماری کوری باشد. چرا؟
علم اقتصاد از فقرا و محیط زیست چه میتواند بیاموزد؟
مصاحبه با مانفرد مکس-نیف
روزی در دهکدهای بومی درکشور پرو بودم. تمام روز باران شدیدی باریده بود و من در محلهی کثیفی ایستاده بودم. روبروی خود مردی را دیدم که در گل و لای باران ایستاده بود. در یک لحظه، نگاهمان به هم تلاقی پیدا کرد. من، از نامدارترین استادان اقتصاد در دانشگاه مشهور برکلی، به ناگاه دریافتم که...
روزنامه: از چاپ نامههای شخصی، تا دغدغهی بیطرفی
ریچل اسکاربرو کینگ
«رسانههای جدید حقیقت را نصفهنیمه پخش میکنند و پر از تبلیغات و دروغاند. خودمداری را تشویق میکنند، و این گونه جوامع بشری را تکهپاره و از هم گسیخته میکنند. به این ترتیب، هر آماتوری اجازه مییابد که نویسنده شود و گفتگوی عمومی را تنزل دهد.» این حرف آشنا به نظر نمیرسد؟
