گاندی، سیاست و خشونت‌پرهیزی

دیوید رانسیمن

گاندی به ایده‌ی استقلال هند باور داشت، استقلالی که نوعی انقلاب به ‌شمار می‌رفت. اما به نظر او راه دستیابی به استقلال از مسیر توسل به زور و استفاده از قدرت و نیروی قهریه‌ی دولت علیه دشمنان نمی‌گذشت. او به انقلاب خشونت‌آمیز عقیده نداشت.

پایانِ دیکتاتوری روزی است که به اشتراکاتمان فکر کنیم

مژگان ایلانلو در گفت‌وگو با مریم فومنی

جامعه‌ی ایران پس از اعتراضات و کشتار دی‌ماه و تجربه‌ی جنگ به کدام سو می‌رود و چه امکان‌هایی برای گفت‌وگو در بین مردمی که خواهان تغییرات بنیادی هستند، دیده می‌شود؟ مژگان ایلانلو، مستندساز و نویسنده در گفت‌وگو با آسو می‌گوید که جامعه‌ی ایران در یک تعلیق فرسایشی به سر می‌برد و هر کس فکر کند فقط خودش یک راه حل جادویی برای بیرون آمدن از این وضعیت دارد، بازنده‌ی داستان است. 

 

چرا دیگر از جنگ هسته‌ای نمی‌ترسیم و چرا این وضعیت خطرناک است؟

دنیل ایمروار

امروز سخن گفتن از «حکومت جهانی» نوعی خیال‌بافی به نظر می‌رسد. اما در آن زمان تعداد بسیار زیادی از آدم‌های معقول و مسئولیت‌پذیر احساس می‌کردند که تنها راه جلوگیری از تکرار فاجعه‌ی هیروشیما تأسیس حکومت جهانی است. وینستون چرچیل و کلمنت اتلی، دو نخست وزیر بریتانیا، از حامیان این ایده بودند. در فرانسه، ژان-پل سارتر و آلبر کامو این ایده را ترویج می‌کردند.

وقتی زنانِ ادبیات بازمی‌گردند

آندرئا آگوئیلار

در تاریخ ادبیات آمریکای لاتین، روایتِ مسلط دهه‌ها داستانی مردانه بوده است؛ روایتی دربارهی چند نویسندهی مرد و چند جریان ادبی ثابت؛ روایتی که انقلاب، رئالیسم جادویی، و تعهد سیاسی را اغلب از زاویه‌ای واحد بازگو کرده و صداهای دیگر را به حاشیه رانده یا کاملاً حذف کرده است.

گفت‌وگو درباره‌ی آینده‌ی ایران: چطور با مخالفانمان زندگی کنیم؟

کیانا کریمی در گفت‌وگو با مریم فومنی

برای یک توافق جمعی درباره‌ی آینده‌ی ایران بر سر چه ارزش‌هایی می‌توان توافق کرد و از چه خواسته‌هایی می‌توان گذر کرد؟ با گروه‌های فکری و سیاسی مخالف چطور می‌توان گفت‌وگو کرد و چه قاعده‌ی اخلاقی‌ای می‌توان برای یک گفت‌وگوی جمعی گذاشت؟ 

برخورد تمدن‌گرایی‌ها

هانس کوندنانی، سریروپا روی

مفهوم «تمدن» چه کارکردی دارد و چرا در زمینه‌های مختلف تقریباً به طور همزمان سر برآورده است؟ چرا به جای هویت‌های ملی یا دینی یا قومی ادعای هویت تمدنی مطرح می‌شود؟

دادخواهی و امکان‌های اتحاد در ایران

امید فلاح آزاد در گفتگو با سپهر عاطفی

امید فلاح آزاد داستان‌نویس است. اهل شیراز است و از سالِ‌ ۲۰۰۱ در بوستون در آمریکا زندگی می‌کند. در ایران که بود چند داستان و نوشته‌های دیگر از او منتشر شد. در سال‌های اخیر داستان‌هایی به انگلیسی نوشته که در نشریات معتبری چاپ شده است. با او در مورد آرمان‌های مشترکی که ممکن است گروه‌های مختلف را متحد کند گفتگو کردیم.

در میدان نبردِ اطلاعاتی آیا راستی‌آزمایی کاری است عبث؟

معصومه ناصری

پدیده‌ی جنگ اطلاعاتی در حاشیه‌ی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، این نیاز را ایجاد کرده است که روزنامه‌نگاران به سلاح‌های متعددی مجهز باشند. روزنامه‌نگارها «واقعیت» را نمی‌سازند بلکه آن را روایت می‌کنند

بدن و قدرت در ایران: از پای داریوش تا موی زنان امروز

مهدی افروزمنش

در دهه‌های اخیر، مفهوم «بدنمندی»  (Embodiment)به یکی از محورهای اساسیِ بازاندیشی در علوم انسانی بدل شده است. برخلاف تفکر دکارتی که بدن را در تقابل با ذهن و به‌مثابهی ابژه‌ای منفعل تلقی می‌کرد، رویکردهای معاصر، بدن را نه حاشیه‌ی سوژه بلکه یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تولید معنا، تجربه و قدرت می‌دانند.

قطب‌نمای درونیِ هابرماس

استفان مولر-دوم

هدف او یافتن شیوه‌هایی از همزیستی است که در آن رابطه‌ی غیرخصمانه‌ای میان استقلال و وابستگی وجود داشته باشد تا هر فرد بتواند در دل جمع زندگی کند و عضو گروه باشد بی‌آنکه هویت و آزادی‌اش از او سلب شود.

بحران روشنفکری ایرانی؟

شهلا شفیق و آرش جودکی در گفت‌وگو با غزل صدر

این گفت‌وگو در پاییز گذشته انجام شده، با این پرسش که آیا تفکر و روشنفکریِ ما دچار بحران است؟ چه بحرانی؟ و ریشه‌های این بحران کجاست؟

سانسور یا سانسورها؟

رضا فرخ‌فال

سانسور چیست؟ این واژه که در زبان ما مترادف با سرکوب و بازدارش آزادی سخن است، دقیقاً به چه معناست؟ چگونه عمل می‌کند؟ چه کسی سانسور می‌کند و چه کسی سانسور می‌شود؟ در این نوشته از همه‌ی آنچه در معرض سانسور می‌تواند قرار گیرد، بر متون و آثار خلاق تمرکز می‌کنیم و به چگونگی عملکرد سانسور در این زمینه و در دوران خاص پیش از انقلاب می‌پردازیم. 

روایت‌هایی از کردستان؛ زندگی در سایه‌ی جنگ

سوما نگه‌داری‌نیا

این متن مجموعه‌ای از روایت‌های پراکنده از شهرهای مختلف کردستان است. اگرچه با قطع اینترنت و تلفن‌ها دسترسی به همه جای ایران دشوار است، کوشیده‌ام با یاری گروهی از دوستان و آشنایان در کردستان، و دیگرانی که به صورت تصادفی پیدا کرده‌ام گفتگو کنم.

جنگ، صدایی در دور دست

مهرنوش محمدیان در بیروت

چند ماه پیش که تصمیم گرفتم موقتاً بیایم و چندماهی در بیروت زندگی کنم، مثل همیشه، سایه‌ی جنگ روی سر خاورمیانه بود، اما این‌بار بالای سر ایران هم رسیده بود. من خوش‌خیالانه فکر می‌کردم لبنان لابد امن است. 

پاره‌هایی از شهر اصفهان و حومه‌ی جنگ‌زده‌ی آن؛ خانه‌‌ام کجاست؟

یادداشتی از اصفهان

این همه رفت‌وآمد سریع بین حال خوب و حال بد، دیدن زشتی و جستن کمی قشنگی، تو را در برابر امید هم دودل می‌کند. دودلی‌ای که البته همیشه بد نیست، آن هم وقتی که همه چیز اگر بمیرد، رفت و آمد فصل‌ها زنده خواهد ماند.

دانش‌اندوزی در زمان جنگ

سی. اس. لوئیس

اگر می‌خواستیم همه‌ی فعالیت‌های صرفاً فرهنگی را تا زمان رفع نوعی خطر قریب‌الوقوع یا بی‌عدالتیِ فاحش به تعویق بیندازیم، به اندازه‌ی کافی دلایل قانع‌کننده داشتیم. اما بشر مدت‌ها قبل تصمیم گرفت که این دلایل ظاهراً موجه را نادیده بگیرد.

 

نسل‌ زدی‌ها به روایت خودشان

جوانان نسل زدی چه تعریفی از خودشان دارند، به جهان پیرامونشان چطور نگاه می‌کنند، چه آرزوهایی برای آینده‌ی ایران دارند و چقدر اهل گفت‌وگو با خودشان و دیگران هستند؟ برای آشنایی بیشتر درباره‌ی این نسل با هفت نفر از آنها که به تازگی ایران را ترک کرده و در اروپا ساکن هستند گفت‌وگو کرده‌ایم. 

تهران در جنگ؛ پناهگاه و آژیر خطر نیست اما دوربین‌های امنیتی کار می‌کنند

زیبا سلطانی

در خیابانْ کاروانِ ارزشی‌ها راه افتاده است. سوار بر موتور و ماشین با پرچم ایران گشت می‌زنند و الله اکبر و حیدرحیدر می‌کنند. قیافه‌شان به عزادار نمی‌خورد و بیشتر به نظر می‌رسد از میتینگ انتخاباتی برمی‌گردند. این کارناوال‌ها هر شب در خیابان جریان دارند. می‌خواهند قدرتشان را به رخ بکشند و از مردمِ پشت پنجره زهرِ چشم بگیرند که نفستان در نیاید، اگر رهبر نیست ما هستیم.

سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است.