آن چند روز در ایران چه خبر بود؟
الان فضای عمومی غالب اینه که دیگه بالاتر از این سیاهی رنگی نیست، و منتظرند ببینن که ترامپ چهکار میکنه. به هر حال نگاهها به اینه که خارجیها چهکار میکنند.
الان فضای عمومی غالب اینه که دیگه بالاتر از این سیاهی رنگی نیست، و منتظرند ببینن که ترامپ چهکار میکنه. به هر حال نگاهها به اینه که خارجیها چهکار میکنند.
آدمهای پنجاه-شصت سال به بالا خیلی زیاد بودند. بعضی از اینهایی که خانوادگی آمده بودند ماسک زده بودند اما به هرحال آمده بودند. در جاهایی که ما به چشم خودمان دیدیم جمعیت خیلی زیاد بود. انگار طبقهی فرودست و متوسط و مرفه همه با هم به خیابان آمده بودند.
فروپاشیِ نظامها اغلب وقتی رخ میدهد که حاکمان «اشتباه» میکنند ــ اشتباه در ارزیابی روندها، اشتباه در پیشبینی یا اشتباه در واکنش. اعتراضات حاکمیت را با وضعیتی بحرانی مواجه میکند و احتمال اشتباه کردن را افزایش میدهد.
همهچیز آنقدر غیر قابل پیشبینی است که معلوم نیست تا زمان انتشار این گزارش، آیا دنیا شکل جدیدی پیدا کرده است یا نه. تغییری بزرگ، که هرچند تصورش سخت است اما در نگاه بیشتر ساکنان تهران، احتمال آن کم نیست.
معلمانی که از پنجگوشهی ایران با آسو گفتوگو کردهاند، میگویند که این بار نیز جوانان و نوجوانان، شرکتکنندگان اصلی در اعتراضات هستند.
آنچه اینجا نقل میشود اظهارنظرهای تعدادی جوان تحصیلکردهی دههی شصتی و فعال سیاسی در یک مهمانیِ دوستانه است.
در اصل، آنچه اهمیت داشت پایداری و ممارست بود، غلبه بر ترس و تردید، تحمل بیکاری و آزار پلیس، دلسرد نشدن از کنشهای بهظاهر بیثمر، انتخاب درست در بزنگاهها؛ همهی اینها بود که در نهایت سرنوشتساز شد...هیچکس نمیداند گشایش در کدام لحظه فرا میرسد، درست مانند آب که نمیداند چه زمانی بر سنگ اثر میکند، اما راه خود را با استمرار و پشتکار مییابد.
دانشمندان افراد درمانناپذیر را درمان کردند؛ ثابت شد که انقراض دهها گونه اجتنابناپذیر نیست؛ در میان منابع الکتریسیته انرژی خورشیدی اکنون سریعترین میزان رشد را دارد؛ روند جنگلزدایی در تمام مناطق جهان رو به کاهش بوده است؛ جنبش «کودکیِ بدون گوشی هوشمند» شتاب گرفت؛ و چندین موفقیت دیگر ... .
چرا خودکشی، حتی وقتی که ریشههای روانشناختی دارد، بدون توجه به بستر اجتماعی و سیاسی قابل فهم نیست؟
امروز آنچه از او برجای میماند، نه فقط نمایشنامهها، فیلمها و پژوهشهای کمنظیر او، بلکه نوعی شیوهی دیدن جهان است: نگاهی ریشهدار در تاریخ، اسطوره و زبان، و حساس به رنج اکنون.
مشارکت زنان در انتخابات چرا و چگونه بر احتمال وقوع جنگ تأثیر میگذارد؟
ادبیات ایران پس از انقلاب چندان «جهانی» نبوده است و در حاشیهی ادبیات جهانی قرار دارد. با این حال، این ادبیات با شماری از بسترهای ادبی جهان (فرانسوی، آلمانی، آمریکایی و غیره) گفتوگو و تبادل دارد.
کافه کتاب که مشتریانِ پروپا قرصی دارد ظاهراً با این ایده شکل گرفته که جایِ خالی کافههای روشنفکری گذشته را پر کند و بین کافه و کتاب ترکیبی ایجاد کند که هم پاتوقی باشد برای گفتگو بین روشنفکران و هم مکانی برای بازاریابی و فروش کتاب.
همهی این بحرانهای هولناک و هزاران درد و فلاکتِ دیگر در عرصههای گوناگونِ زندگی، دستپختِ حکومتی است که بیزاری و بریدگی از آن در قطعیتی آشکار موج میزند ــ آنقدر همهگیر و عیان که نیاز به بیان ندارد.
در جمهوری اسلامی ایران، نظام قضایی نهادی است که بنا بر قانون اساسی باید ضامن عدالت، امنیت حقوقی و بیطرفی باشد. اما برای جامعه بهائیان ایران، این نهاد طی دههها نه پناهگاه، که یکی از اصلیترین ابزارهای سرکوب بوده است.
«اگر بخواهم شخصیت فریدون را توصیف کنم باید ــ به تعبیر فروغ فرخزاد ــ بگویم کسی که مثل هیچکس نیست.»
«عدالت انتقالی فقط در چارچوب یک نظام سیاسیِ دموکراتیک ممکن است. با توجه به وضعیت ایران، این امر مستلزم تغییر نظام جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی جدید از طریق فرایندی دموکراتیک و منطبق با موازین حقوق بشر است.»
«چرا شروع به داستاننویسی کردم؟ واقعیت این است که نوشتن داستان، مقاومت شخصیام علیه وضعیت بسیار دشوار و شکنجهواری بود که اسمش زندان است.»
ماگه رحمانی به جرم «تن ندادن به عرف» باید خانهنشین میشد. از انتشار مهمترین کتاب او، پردهنشینان سخنگوی، تنها یکی دو ماه میگذشت و او حالا به سرنوشت زنان ادیبی دچار شده بود که اولین بار خودش تاریخ پردهنشینیشان را روایت کرده بود.
در میانهی پادشاهی پنجاهسالهی ناصرالدینشاه، رفتهرفته تغییراتی اندک، اما معنادار، در وضعیت نامساعد یهودیان ایران پدیدار شد. در حقیقت، نخستین سفر ناصرالدینشاه به اروپا (۱۸۷۳) و دیدار او با نمایندهی آلیانس فرانسه، سرآغازی بود در بهبود نسبیِ وضعیت یهودیان.
این سخنرانی کوششی است در بررسی روح فرهنگی ایران و اینکه چرا فرهنگ و تمدن کشور ما در فراز و فرود تاریخ تداوم یافت و نابود نشد. در طول عرایضم به اختصار به سه دورهی مهم از تاریخ ایران خواهم پرداخت: دوران هخامنشی، دوران ساسانی و دوران اسلامی.
زنانی سیاهپوش، با عبایههایی که از سر تا قوزک پایشان را پوشانده، در زیر هرم آفتاب جنوب ایران، با چهرههایی خسته و مستأصل ــ این تصویر رایجی است که از زنان عرب ایران در رسانهها میبینیم.
اقلیتهای دینیِ ایران در کجای انقلاب مشروطیت ایستادند؟ آیا به تعبیر ولفانگ بورشرت، نمایشنامهنویس آلمانی، آنان «بیرون و پشتِ در» جنبش مشروطیت جا ماندند، و یا آنکه بهرغم محدودیتها و تنگناها، به نقشآفرینی پرداختند؟ زرتشتیان، یهودیان، ارامنه و بهائیان به چه ترتیب این انقلاب را از سر گذراندند؟ مجموعهی حاضر به وارسی این پرسشها میپردازد و پیوندهای دوسویهی میان ناهمنوایان دینی و جنبش مشروطیت را بر میرسد.
در سال ۱۳۹۷ کتابی با عنوان مرگ مدرسه؟ منتشر شد. این کتاب مجموعه مقالاتی بود که پژوهشگران حوزهی آموزش و پرورش با نگاهی انتقادی به مدرسه و نظام آموزشی نوشته بودند.