صنعالله ابراهیم، «ارنست همینگوی» ادبیات عرب
فرناز سیفی
«چرا شروع به داستاننویسی کردم؟ واقعیت این است که نوشتن داستان، مقاومت شخصیام علیه وضعیت بسیار دشوار و شکنجهواری بود که اسمش زندان است.»
«چرا شروع به داستاننویسی کردم؟ واقعیت این است که نوشتن داستان، مقاومت شخصیام علیه وضعیت بسیار دشوار و شکنجهواری بود که اسمش زندان است.»
ماگه رحمانی به جرم «تن ندادن به عرف» باید خانهنشین میشد. از انتشار مهمترین کتاب او، پردهنشینان سخنگوی، تنها یکی دو ماه میگذشت و او حالا به سرنوشت زنان ادیبی دچار شده بود که اولین بار خودش تاریخ پردهنشینیشان را روایت کرده بود.
اوپی سرگرم سفر در هند بود و شفق در خانهاش در لندن به سر میبرد. آنها در این مکالمه به موضوعات گوناگونی مثل تهدید سانسور و خیزش پوپولیسم، مشکلات نویسندگانِ چندهویتی و اهمیتِ توجه به رویدادهای پیچیدهی تاریخی در آثارشان پرداختند.
تقوایی بارها به شیوههای مختلف گفت که در جوامع سانسورزده، هنرمند و روشنفکر را باید با کارهایی که نساخته و حرفهایی که نزده شناخت و قضاوت کرد.
بهشت و جهنم فقط روی زمین وجود دارند، و الان همینجا هستند. لازم نیست که منتظرشان بمانیم. اما منتظرشان میمانیم، و با امید واهی به خود تسلی میدهیم.
فاطمه مرنیسی، جامعهشناس و نویسندهی اثرگذار مراکشی، در مقالهی معروف «نوشتن بهتر از جراحی کشیدن پوست است» تأکید میکند که تنها راه واقعی زنان عرب برای جوان و زنده ماندن، نوشتن است.
درست ۴۸ سال از چاپ اولین کتابم میگذرد، نزدیک به سی سال از این مدت را من یا ناشرم صرف آن کردیم که پسربچههایی را که هیچ چیز از ادبیات نمیدانند و صرفاً به قصد تحقیر نویسنده در آن سوی میز نشانده شدهاند، متقاعد کنیم که با صدور مجوز برای چاپ کتابهایم هیچ قدرتی ساقط نخواهد شد. اما آنها حرف ما را باور نمیکردند.
در سال ۱۹۹۰، در مکزیکو سیتی، در کنفرانسی که اکتاویو پاز به مناسبت سقوط دیوار برلین برگزار کرده بود، ماریو بارگاس یوسا که بهتازگی در انتخابات ریاستجمهوری پرو شکست خورده بود با استفاده از اصطلاح «دیکتاتوری بیعیب و نقص»، دولت مکزیک را به باد انتقاد گرفت.