تب‌های اولیه

مقاومت زنانه

بشرا جهانی

این نامه و دل‌نوشته‌ی من برای زنانِ هم‌سرنوشتم است تا بخوانند و آگاه شوند که تنها نیستند. ما در هر گوشه‌ای این مبارزه را به شکل‌های متنوع ادامه خواهیم داد، حتی اگر هیچ چیزی برایمان باقی نماند.

لحظه‌ای دور از چشم طالب

آلما بیگم

در این سرزمینِ جنگ و خوف هیچ‌کسی به اندازه‌ی زنان به زندگی وفادار نبوده است، هرچند زیر هزاران مشکل و موانع قامتشان له شده است.

ما را از وطنمان کوچاندند، اما از رؤیاهایمان نه؛ گفت‌وگو با سه عضو گروه تئاتر دختران افغان در فرانسه

راضیه شاهوردی

«در خانهی ما سه‌ برقع وجود داشت، یادگار دوران طالبان. زمانی که خیلی خُرد بودم ــ شاید صنف سه یا چهارِ مکتب ــ وقتی که می‌خواستم به شوخی آنها را بپوشم، مادرم نمی‌گذاشت. می‌گفت آن روز نیاید که برقع بپوشی. مادرم پوشیدن آن‌ها را یک چیز خیلی نفرت‌انگیز می‌دانست و می‌گفت خدا آن روز را اصلاً نیاورد.»

 

رؤیاپردازی در جستجوی بهشت

مهدی شبانی

یادی از هرانت دینک روزنامه‌نگار برجسته‌ی ارمنی‌تبار که از مهم‌ترین منادیان آشتی ترک‌ها و ارمنی‌های ترکیه بود، و حدود ۱۷ سال پیش به دست یک نوجوان ناسیونالیست تندرو در استانبول کشته شد. 

چپ و سیاست هویت‌محور: رقابت بر سر قربانی‌بودن

اوا ایلوز

ما چپ‌ها زمانی همراه با هم برای ارزش‌های جهان‌شمول می‌جنگیدیم. اما امروز چیزی باقی نمانده جز رقابت بر سر رنج و خودستاییِ بیمارگونه. برندگان این بازی در منتهی‌الیه راست ایستاده‌اند.

شب و شهر نو

آلما بیگم

در کابل تغییرات چشمگیری، از جمله کاهش ترافیک و راه‌بندان، رخ داده است. همه‌چیز فرق کرده، و حتی تعداد دست‌فروش‌ها و گدایان نیز مانند سابق نیست.