دو یادداشت از تهران: حسرت یک روز عادی
کسی نمیداند چه اتفاقی در راه است و خبر بعدی که به گوش میرسد چیست. اما همه میدانند که زندگی به این شکل بیمعناست و دوام ندارد.
کسی نمیداند چه اتفاقی در راه است و خبر بعدی که به گوش میرسد چیست. اما همه میدانند که زندگی به این شکل بیمعناست و دوام ندارد.
نیما اکبرپور در این گفتوگو از «مهندسی سکوت»، اینترنت طبقاتی، نقش استارلینک، مسئولیت شرکتهای فناوری و آیندهی دسترسی به اینترنت در ایران میگوید؛ آیندهای که بهزعم او، نه صرفاً محصول امید، بلکه نتیجهی روندهای واقعی و تغییرناپذیر فناوری است.
این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقهای که به اینترنت وصل شدم برایت میفرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همهی آنچه پیشتر تجربه کردیم تفاوتهای معناداری دارد.
معلمانی که از پنجگوشهی ایران با آسو گفتوگو کردهاند، میگویند که این بار نیز جوانان و نوجوانان، شرکتکنندگان اصلی در اعتراضات هستند.
کافه کتاب که مشتریانِ پروپا قرصی دارد ظاهراً با این ایده شکل گرفته که جایِ خالی کافههای روشنفکری گذشته را پر کند و بین کافه و کتاب ترکیبی ایجاد کند که هم پاتوقی باشد برای گفتگو بین روشنفکران و هم مکانی برای بازاریابی و فروش کتاب.
در جمهوری اسلامی ایران، نظام قضایی نهادی است که بنا بر قانون اساسی باید ضامن عدالت، امنیت حقوقی و بیطرفی باشد. اما برای جامعه بهائیان ایران، این نهاد طی دههها نه پناهگاه، که یکی از اصلیترین ابزارهای سرکوب بوده است.
این سخنرانی کوششی است در بررسی روح فرهنگی ایران و اینکه چرا فرهنگ و تمدن کشور ما در فراز و فرود تاریخ تداوم یافت و نابود نشد. در طول عرایضم به اختصار به سه دورهی مهم از تاریخ ایران خواهم پرداخت: دوران هخامنشی، دوران ساسانی و دوران اسلامی.
این مجموعه، بیش از آنکه صرفاً ثبت لحظهها باشد، تلاش برای فهم تحولات عمیق سیاسی-اجتماعی و روح زمانهای است که عباس عطار در آن زیست و عکاسی کرد.