دانش‌اندوزی در زمان جنگ

سی. اس. لوئیس

اگر می‌خواستیم همه‌ی فعالیت‌های صرفاً فرهنگی را تا زمان رفع نوعی خطر قریب‌الوقوع یا بی‌عدالتیِ فاحش به تعویق بیندازیم، به اندازه‌ی کافی دلایل قانع‌کننده داشتیم. اما بشر مدت‌ها قبل تصمیم گرفت که این دلایل ظاهراً موجه را نادیده بگیرد.

 

قوانین شورش

آنتونیا مالچیک

به محض این که رویدادی شورش نامیده شد، روایت رسانه‌ای آن را می‌توان به آسانی طرح‌ریزی کرد: «این مردم» اقدامات غیرقانونی می‌کنند، خارج از کنترل و غیرمنطقی‌اند؛ کاش می‌نشستند و گفتگو می‌کردند. اما آنچه عادتاً شورش می‌نامیم، به گفته‌ی دارسی، «فرصتی برای پای فشردن بر چیزی است که سیاست رسمی غالباً آن را نادیده می‌گیرد: شأن و منزلت هر فرد انسانی، و رفاه همگان».

آیزایا برلین، فیلسوف انسان‌باوری

جانی لایونز

در زمانه‌ای که انسان‌باوری لیبرالی با خطر جدی و محسوسِ انقراض مواجه شده، دشوار می‌شود بر این تصور خرده گرفت که دنیا چه جای شریف‌تر و آبرومندتری می‌شد اگر به افکار برلین توجه بیشتری نشان می‌دادیم. افکار او، که ذره‌ای از مناسبت‌شان کاسته نشده، همچنین این نکته را به ما گوشزد می‌کنند که مانع اصلی پیش روی ما برای بهبود بخشیدن به وضعیت دنیا مطلقاً چیزی ورای دسترس خود انسان‌ها نیست.

در مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز، خشونت هست اما مبارزان آغازگر و ادامه‌دهنده‌ی ناموجه خشونت نیستند

عمار ملکی در گفتگو با محمد حیدری

هرچند جمهوری اسلامی حکومتی به شدت سرکوبگر است اما می‌توان تصور کرد که در صورت افزایش همزمان فشارهای داخلی و بین‌المللی، ناچار به عقب‌نشینی شود. ما هنوز همه‌ی روش‌های مبارزات خشونت‌پرهیز را امتحان نکرده‌ایم.

چرا احزاب چپ‌گرای اروپا فرصت‌های دهه‌ی اخیر را از دست دادند؟

سدریک دوران

در نیمه‌ى اول دهه‌ى ٢٠١٠، موج نیروهاى مترقى شروع به خیزش کردند. پیروزى حزب چپگرای سیریزا در یونان، اوجگیرى حزب پودموس در اسپانیا و کارزار انتخاباتى ریاست جمهورىِ ژان لوک ملانشون در فرانسه این باور را در همه ایجاد کرد که آینده متعلق به چپگراهاست.

شاید به «پایان یک دوران» رسیده‌ایم، اما حکومت هنوز به پایان خط نرسیده است

عبدی کلانتری در گفتگو با محمد حیدری

در شرایطی که امکان اصلاحات بنیادی وجود دارد و راه‌های اصلاحات مهیاست که شما بتوانید به اهداف سیاسی‌تان برسید، انقلابی‌گری خود به خود به عقب صحنه رانده می‌شود. برعکس، وقتی که راه‌های رفورم مسدود یا مبتنی بر توهم باشد، شما حتی اگر اکراه داشته ‌باشید، در سیاست به سمت راه‌حل‌های رادیکال‌تر کشانده می‌شوید.

آقای نصرت کریمی، «دایی‌جان ناپلئون» را برایمان بخوان!

ناصر زراعتی در گفتگو با هادی کی‌کاووسی

ناصر زراعتی یکی از این افراد است که علاوه بر نویسندگی و فیلمسازی چند سالی است که با عنوان دیگری نیز شناخته می‌شود: نقّالی. او تا به حال نزدیک به ۲۰۰ کتاب از عناوین مختلف را خوانده و برای استفاده عموم در اینترنت قرار داده است. کتاب‌هایی که توانسته مخاطبانی را اندک‌اندک به خود جذب کند و به ترویج کتابخوانی به روش خود در جامعه‌ی فارسی‌زبان یاری برساند.

چرا باور به انحطاط برگشت‌ناپذیر دنیا خطرناک است

جرمی ادلمن

دیدگاه‌های زوال‌گرایانه ویژگی‌های مشترکی دارند. آن‌ها در دوره‌های آشوب و عدم اطمینان، خریداران بیشتری دارند. آن‌ها همچنین از این گرایش مشترک برخوردارند که فکر می‌کنند احتراز از حلقه‌های آتش جهنم تنها از طریق نوعی رنج بزرگ یا یک شخصیت کاریزماتیک بزرگ امکان‌پذیر است. 

نگران‌ام که جمهوری‌ اسلامی، گذار خشونت‌آمیز را بر جامعه تحمیل کند

رضا علیجانی در گفتگو با محمد حیدری

مردم در ایران هم اپوزیسیون سیاسی و هم حکومت را همیشه غافلگیر می‌کنند. شاید اعتراضات قابل پیش‌بینی بود، اما نه به این وسعت. البته حکومت قبلاً هم سبعیت‌اش را حداقل در مورد زندانیان سیاسی نشان داده بود. نمونه‌اش هم اعدام‌های سال ۱۳۶۷ است. ولی این که به جان مردم عادی در کوچه و خیابان بیفتد، حمام خون راه بیندازد و بی‌رحمانه به سر و قلب و مغز مردم معترض شلیک کند، همه را بهت‌زده کرد.

طنازی ما را همیشه‌ نجات می‌داد: طنز در دوران استالین

جاناتان واترلو

استالینیسم. این کلمه ده‌ها واژه را به ذهن تداعی می‌کند اما «خنده‌دار» معمولاً یکی از آن‌ها نیست. «کلمهی اس» اکنون مترادف با کنترل وحشیانه و همه‌جانبهی دولتی است و جایی برای خنده و هر گونهی دیگری از مخالفت باقی نمی‌گذارد. با این حال، انبوهی از دفترهای خاطرات روزانه، خاطرات و حتی بایگانی‌های دولتی نشان می‌دهد که مردم به شوخی کردن و لطیفه ساختن دربارهی زندگی عموماً وحشتناکی که زیر سایهی گولاگ با آن مواجه بودند ادامه می‌دادند.

پیکاسو، لورکا، کاپا... سرنوشت تبعیدی‌هایی که از اسپانیای ژنرال فرانکو گریختند

سم جونز

فدریکو گارسیا لورکای در حال مرگ، به یکباره همچون یک عروسک خیمهشببازیِ بیتاروپود، به گودالی در یکی از بلوارهای اصلی مادرید فرو میافتد؛ یک ویولونیست پناهنده به دوربین رابرت کاپا خیره میشود؛ و چشمان زن جوانی که پابلو پیکاسو ۷۱ سال قبل آن‌ها را ترسیم می‌کند، برای اولینبار در معرض نگاه خیرهی عموم گذاشته شدهاند.

لیئا تسیمل: وکیلی خشمگین و کماکان امیدوار

فرناز سیفی

مستند وکیل زندگی و فعالیت حرفه‌ای لیئا تسیمل را به تصویر می‌کشد. این وکیل مدافع حقوق بشر به مدت نیم قرن است که از شهروندان فلسطین در دادگاه‌های اسرائیل دفاع می‌کند. مستند «وکیل» تاکنون برنده‌ی ۶ جایزه‌ی بین‌المللی و نامزد دریافت جوایز در دست‌کم ۱۲ جشنواره‌ی دیگر شده است.

برآمدنِ فردگرایی خاورمیانه را زیر و زبر می‌کند

جان آلترمن

اعتراضاتی که در دو ماه گذشته سراسر خاورمیانه را فراگرفته‌اند چند دلیل بنیادین مشترک دارند: بهای نفت رو به افول است؛ نرخ بیکاری بالا است؛ شهروندان به اندازه‌ی کافی طعم فساد و دیکتاتوری را چشیده‌اند. معترضان در بیروت، بغداد، تهران و الجزیره می‌توانند معضلاتی را به این فهرست اضافه کنند که مختص ملتهای آنها است.

دگراندیشان شوروی چگونه به سلطه‌ی «اخبار جعلی» پایان دادند؟

گال بکرمن

اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان یک رژیم تمامیت‌خواه و سرکوبگر، با آزادی بیان مخالف بود. با این حال، عده‌ای از دگراندیشان این کشور، به کمک شهروندان عادی و اعضای جامعه‌ی مدنی، راه‌های مؤثری برای انتشار حقایق، افشای اخبار جعلی، و مبارزه با سانسور دولتی پیدا کردند.

واقعیت، ادبیات، اینترنت، و آزادی بیان

جوانا کاوِنا، پیتر پومرانتسف

چه‌طور می‌توانیم به شناختِ واقعی از آزادی رسیده باشیم، وقتی در این محیط مجعول سیر می‌کنیم؟ وقتی دولت‌ها و شرکت‌ها به شدت درگیر هدایت رفتارهای ما هستند، وقتی اغلب امکان ندارد بین اطلاعات و اطلاعات کاذب تمایز بگذاریم؟ به چه کسی می‌توانیم اعتماد کنیم؟

«مذهب رسمی»، مانعی در برابر دموکراسی و آزادی

مهرانگیز کار

تعیین مذهب رسمی در قانون اساسی، درهای «برابری» را که یک اصل بنیادی و حقوق بشری است می‌بندد و رفتار حکومت با گروه‌های گوناگون مردم که پیرو مذاهب دیگری هستند یا اساساً بی‌خدایی و لامذهبی را انتخاب کرده‌اند، می‌تواند نه تنها تبعیض‌آمیز بلکه خشونت‌بار نیز باشد.

بحران کاتالونیا عامل اصلیِ خیزش راست افراطی در اسپانیا است

اوموت اوزکیریملی

مرخصیِ پژوهشی در بارسلون به من اجازه می‌داد تا همه‌ی دانسته‌هایم درباره‌ی ناسیونالیسم را محک بزنم. می‌توانستم از نزدیک ببینم که روایت‌های ناسیونالیستیِ رقیب چطور هماهنگی و هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز میان گروه‌های فرهنگی مختلف را از بین می‌برند. می‌توانستم بفهمم که چطور اصل خودگردانیِ ملی می‌تواند گروهی از مردم را برانگیزد تا خواهان تشکیل کشوری مستقل شوند. اما در عین حال می‌توانستم بفهمم که چطور ایده‌ی وحدت ملی تکثر و تنوع را به خطر می‌اندازد.

علم و دین

تام مک‌لیش

جوامع مذهبی به چه طریقی می‌توانند به حمایت از علم، به‌ویژه در ظل یک نظم سیاسی «پساحقیقت»، برخیزند؟ بازاندیشی علم و دین چه معانی ضمنی و چه چاره‌ای برای بحث نگران‌کننده‌ی آموزش علم در دو سوی اقیانوس اطلس، و برای بحث‌های بین‌المللی نوپدید درباره‌ی «سواد علمی»، می‌تواند ارائه دهد؟

می‌اندیشم، پس خطا می‌کنم

دانیل وارد

تصور کنید می‌توانستیم خطا را به کلی حذف کنیم. کسی که هرگز خطایی از او سر نمی‌زند، چگونه انسانی خواهد بود؟ این پرسش، دو پاسخ بسیار متفاوت دارد. یک پاسخ در نظر گرفتن موجودی ابرانسانی و خداگونه است. خطاناپذیری ظاهراً با علم مطلق و حکمت نامتناهی لازم و ملزوم یکدیگرند. امکانِ دیگر وجودِ موجودی است که نه تنها ابرانسان نیست بلکه فاقد فکر و شعور است...