تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
نوئِمی لوپیان، معلم ۵۲ سالهی هولوکاست، در مونیخ و منچستر بزرگ شد و هر چند والدینش در هولوکاست بودند به ندرت از آن حرف میزد. مادر فرانسویاش، رِنه، در ۱۰ سالگی به زور اسلحه توسط گشتاپو بازجویی و در زندان پَکس در آنِمَس، در مرز میان فرانسه و سوئیس، زندانی شد.
مهاجرت داخلی راهی برای پناه بردن به درونِ خود و بستن در به روی دنیاست، از جمله به روی همهی چیزهایی که شما را ناراحت میکنند یا آزار میدهند. مفهوم تبعید داخلی، اگر چه رابطهای تنگاتنگ با روسیهی قبل و بعد از انقلاب ۱۹۱۷ دارد، اما تنها با تجربهی شوروی مرتبط نیست و در مکانها و زمانهای دیگری هم وجود داشته است.
دیروز عصر خانم فرزانه میلانی به کافهای در استانبول آمد تا دربارهی شهیرترین زن شاعر معاصر، فروغ فرخزاد، و کتابی که دربارهی او نوشته است، سخن بگوید.
فیلسوفان امروز بیش از پیش به سهم فیلسوفان زن در تاریخ فلسفهی اروپا پیبردهاند؛ زنانی چون الیزابت بوهمیایی، مارگارت کاوندیش و آن کانوی در قرن هفدهم. در واقع، مجموعهی جدیدی که انتشارات دانشگاه آکسفورد با عنوان «تاریخ جدید فلسفهی آکسفورد» منتشر کرده است، احتمالاً انقلابی در نگاه ما به تاریخ فلسفه به پا خواهد کرد. اما جدای از اروپا، فیلسوفان زن در مجموع نادیده گرفته میشوند و سهم آنها عمدتاً ناشناخته باقی مانده است.
طی یک سال، سه پژوهشگر-جیمز لیندسِی، هلن پلاکروز، و پیتر بوغوسیان-با استفاده از اصطلاحات پیچیدهی مُدروز ۲۰ مقاله در دفاع از نظریات مضحک سرهمکردند و کوشیدند تا آنها را در نشریات معروف دانشگاهی در حوزههایی شامل مطالعات جنسیت، مطالعات دگرباشیِ جنسی، و مطالعات چاقی منتشر کنند. موفقیت آنها چشمگیر بود: هفت نشریهی ظاهراً وزینِ متکی بر همتاسنجی با انتشار مقالات جعلیِ آنها موافقت کرده بودند. هفت مقالهی دیگرشان در مراحل مختلف سنجش بود و تنها شش مقاله رد شده بود.
نظام هورمونی مانند یک دموکراسی عمل میکند: هر بافت بدن ما یک اندام درونریز است که با آزاد کردن هورمون خواستهها و نیازهای خود را اعلام میکند.
به نظرِ اندیشکدهی «خانهی آزادی»، افول دموکراسی در سراسر جهان «نگرانکننده» است و شمار فزایندهای از کشورها به سوی حکومت اقتدارگرایانه گام برمیدارند. یافتهها نشان میدهد که سال ۲۰۱۸ سیزدهمین سال متوالیِ کاهش آزادی در گوشه و کنار کرهی زمین بود. در ۱۲ ماه گذشته حقوق سیاسی و آزادیهای مدنی در ۶۸ کشور کاهش یافت و تنها ۵۰ کشور شاهد نوعی بهبود در این عرصه بودند.
نظریهی انتقادی مکتب فرانکفورت آمیزهای از تأملات فلسفی و پژوهشهای اجتماعی علمی بود که در واکنش به مصائب اروپا در قرن اخیر سر برآورده بود: عدممقاومت طبقات کارگر اروپا در برابر شیوع فاشیسم؛ نابخردی بورژوازی و سرمایهداران عمده که خود را با این تصور فریب دادند که میتوانند از نازیسم در راستای منافعشان سود ببرند؛ سکوت و همکاری طبقات متنفذ؛ هولوکاست یهودیان اروپا.
«اوضاع چطوره؟»، «ای، بدک نیست»: در تعاملات روزمره، کلیشهها به ما اجازه میدهند بدون نیاز به پرسش و مقدمهچینی، زمینهی مشترکی برای گفتگو پیدا کنیم. کلیشهها مثل یک الگوریتم ذهنیِ مشترک هستند و ارتباط مؤثر را آسان و روابط اجتماعی را تقویت میکنند. با این وصف، باید ببینیم از چه زمانی استفاده از کلیشهها در روابط انسانی نوعی گناه تلقی شد و نشانهای از سادهلوحی و میانمایگی به شمار رفت؟
در مناظرهی انتخاباتیای که در سالن رقص هتل بیداکارا در مرکز جاکارتا برگزار شد، جوکو ویدودو، رئیس جمهور کنونی اندونزی، با ملایمت از کارنامهی حقوق بشر خود دفاع کرد، کارنامهای که، در بهترین حالت، پرفرازونشیب بوده است.
هویت ملی چیست؟ ایرانی بودن چه مؤلفههایی دارد؟ و چه نسبتی با ناسیونالیسم ایرانی میتواند برقرار کند؟ در سلسله گفتگوهایی دربارهی آیندهی ایران، این پرسشها را این بار با حسن یوسفی اشکوری، دینپژوه و نمایندهی سابق مجلس در ایران، در میان گذاشتهایم.
رورتی فقط مدافع رویکرد درمانگرانه به فلسفه نبود، بلکه میخواست خودِ فلسفه را به درمانگری مبدل کند، فلسفه را برای همگان واقعاً دسترسپذیر سازد و پیوندهای سرراستتری بین فلسفه با دغدغههای افراد عادی برقرار کند. حاصل چنین کاری عملاً پیامدهای سیاسیای فراتر از محدودههای مرسوم فلسفه داشت.
هر سال در ۱۷ فوریه گروهی در میدان «کامپو دی فیوری» در رم جمع میشوند تا در پای مجسمهی یک مُبلغ مذهبیِ باشلقپوش که به واتیکان چپچپ نگاه میکند، تاج گل بگذارند، شمع روشن کنند و شعر بخوانند. این تندیس به یاد جوردانو برونو، فیلسوف ناپلی، ساخته شده است که در سال ۱۶۰۰ به دستور دستگاه تفتیش عقاید در این محل زندهزنده سوزانده شد. اتهام او بدعتگذاری و نگارش کتابهایی در دفاع از کیهانشناسیِ خورشیدمحورِ کوپرنیک بود؛ او میگفت که جهان آفرینش لایتناهی است و دنیاهای دیگری هم در آن وجود دارد.
بسیاری از بهترین دوستانم فکر میکنند که بعضی از باورهای درونی و عمیق من در مورد مسائل مهم، مشخصاً نادرست یا حتی بیمعنا هستند. گاهی، آنها این حرفها را جلوی رویم میزنند. با این حال، چطور هنوز میتوانیم دوست باشیم؟ بخشی از آن به این علت است که من و دوستانم فیلسوف هستیم، و فیلسوفان یاد میگیرند که با مسائل به طور منطقی کنار بیایند.
پیشآهنگان هنر ملی عموماً دو نوع هستند. بعضی گروهها مانند دیوارنگاران انقلابیِ مکزیکی، آگاهانه قصد دارند جنبهای از کشور خود را به تصویر کشند: مردمش، مناظرش، و فرهنگش. برخی دیگر، مانند اکسپرسیونیستهای انتزاعیِ آمریکایی، سبک یا رویکردی نو را تکامل میبخشند و از مرزهای زیباییشناسی موجود گذر میکنند، پیشرفتی که تنها بعدها ممکن است با کشور مبدأ خود مرتبط شود.
دسامبر گذشته دولت سودان در شرایطی که اکثر مردم سودان فقیرند اعلام ریاضت اقتصادی کرد که بلافاصله موجی از خشم و اعتراض را به دنبال داشت. مردمِ خسته از سالها دیکتاتوری عمر البشیر، خواستههای خود را گستردهتر کردند و خواهان برکناری البشیر از قدرت شدند، اما چه اتفاقی افتاد و چطور شد که زنان، میداندار اعتراضهای سودان شدند؟
این روزها جملهای از دیوید هاروی، بوم شناسی سیاسی، مدام در محافل ایرانی تکرار میشود: «در بلایای طبیعی هیچچیزی طبیعی نیست». در واقع، همهچیز برساختهی اقتصادی-اجتماعیِ جوامع است. وقتی جامعهشناسیِ فاجعه درس میدادم اولین چیزی که از شاگردانم میخواستم این بود که مقایسهای بکنند بین تاریخ زلزله در ژاپن و ایران. چرا ژاپن در زلزلههایی به مراتب قویتر از ایران، کشته نمیدهد و حتی تعداد مجروحان خیلی کم است. چرا اصلاً خسارت مالی و جانیای که دارند قابل مقایسه با زلزلهای مثل بم نیست که از زلزلههای ژاپن بهمراتب سبکتر بود؟
پرسش دربارهی مسائل بنیادیِ ایران و ریشهی بحرانهای امروز را در این نوبت با مهرزاد بروجردی مطرح کردهایم. دکتر بروجردی پژوهشگر و استاد علوم سیاسی دانشگاه سیراکیوز در نیویورک است، و تازهترین کتاب او، ایران پس از انقلاب به معرفی چهرههای مهم در حاکمیت جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب، و پیوندهای قومی و طبقاتی میان آنان پرداخته است.