آیا فناوری در خدمت ماست یا ارزشهای ما را میسازد؟
شانون والور ، دیوید رانسیمن
یکی از باورهای رایج در حوزهی فناوری که محل بحث بسیار بوده این است که فناوری در ذات خود نه خوب است و نه بد؛ و این نحوهی استفاده انسانهاست که به آن ارزش و معنا میدهد.
یکی از باورهای رایج در حوزهی فناوری که محل بحث بسیار بوده این است که فناوری در ذات خود نه خوب است و نه بد؛ و این نحوهی استفاده انسانهاست که به آن ارزش و معنا میدهد.
صدای دریافت پیام از تلفن همراهام و ایمیلی که خبر میدهد نمایشگاه انفرادی دوست دختر سابق مردی که به من تجاوز کرد در گالریای برگزار میشود که من برای نمایش کارم در آن اقدام کرده بودم. ــ سؤال: به چه دنیای هنریای تعلق دارید؟ ــ جواب: به همین بالایی.
در کتابِ تاریخ جذاب و جدیدِ ریچارد آوندن، کتابسوزان، سه مورد شرمآور بیش از بقیه توجه خواننده را به خود جلب میکند نخستینِ آنها سوزاندن کتابخانهی بزرگ اسکندریه است، که از نظر آوندن فقط یک بار به آتش کشیده نشد بلکه تدریجاً با آتش زدنهای مکرر و غارت و تاراج ویران شد، تا آنکه دیگر چیزی نماند مگر تصویر یا نمادی از آن.
آرون گرونبرگ، در سخنرانیای که در مراسم یادبود جنگ جهانی دوم به زبان آلمانی ایراد کرد، میگوید برای اینکه به هویت خود پیبریم باید گذشته را بپذیریم. او در این سخنرانی به نحو نیشداری از کسانی یاد میکند که با فریادِ «نه» و خودداری از اطاعت و پیروی، جان باختند.
وقتی یک هنرمند کاری غیراخلاقی انجام میدهد با اثر هنری او چه باید کرد؟ همچنان مخاطبش باشیم و اثر را جدا از صاحبش بدانیم یا اینکه آن را بخشی از آدمی بشماریم که دست به کاری غیراخلاقی زده و تحریمش کنیم؟
در حالی که شمار تلفات ناشی از ابتلا به ویروس کرونا همچنان رو به افزایش است، دارند سعی میکنند هر چه سریعتر آیندهای را برایمان رقم بزنند که بسیار بیش از گذشته متکی به فناوری است. انزوای جسمانیِ هفتههای گذشته را نه ضرورتی تلخ برای حفظ جان آدمها بلکه آزمایشگاهی برای ترسیم آیندهای ماندگار و پرسود میپندارند، آیندهای که در آن به لطف فناوری دیگر خبری از تماس و ارتباط جسمانی نیست.
چرا جهان بدون بدی نیست؟ خاستگاه شر کجاست؟ چه چیزی آدمها را به ارتکاب شر برمیانگیزد؟ آیا میان شرور تفاوتی است؟ یعنی آیا بدیها همه از یک جنساند یا ماهیتهای مختلفی دارند؟ «شرّ» اُمّالمسائل تفکر غربی است. الهیات مسیحی بر محور مسئلهی شر میگردد.
نزدیک به دو دهه است که سومین پنجشنبهی نوامبر هر سال «روز جهانی فلسفه» خوانده میشود. امسال این روز مصادف با ۱۹ نوامبر است و به این مناسبت به دیدگاههای یکی از صاحبنظران ترکیهای در مورد فلسفهی معاصر در این کشور میپردازیم.
در سال ۱۹۴۵، هانا آرنت، نظریهپرداز سیاسیِ آلمانی-یهودی در مقالهای درخشان با عنوان «گناه سازمانیافته و مسئولیت همگانی» هشدار داد که در آن زمان تشخیص آلمانیِ خوب از آلمانیِ بد کار آسانی نیست.
آیا حذف افراد از رسانههای اجتماعی، به شکلی بنیادین موجب تغییر نحوهی سازماندهی سرگرمی و تفریح میشود؟ اگر شاخصهای گفتگوهای روزانهی خود را تغییر ندهیم و همگی از این رسانهها خارج نشویم، پاسخ مثبت است.
ما به انباشت کالا معتادیم. به نظر میرسد که سبک زندگیِ مینیمالیستی واکنشی مسئولانه به این واقعیت است که مادیگرایی، که از زمان انقلاب صنعتی شتاب گرفته، واقعاً در حال نابود کردن کرهی زمین است.
شجریان نمادی از آنچه بود که فرهنگ ایران را دلپذیر و سحرآمیز میساخت؛ پدیدهای که در رویارویی با خشکاندیشی و شرارت قدرتمندان به ما رموز خُرمی و امیدواری میآموخت و پیوند ما اکنونیان را با گذشتهی پُربار شعر و موسیقی ایران ژرفای تازهای میبخشید.
نواندیشان اسلامی در ایران چه دیدگاه و تعاملی با آیینهای بابی و بهائی دارند، و ورای توجه به حقوق شهروندی بهائیان در سالهای اخیر، چقدر با تاریخ و اندیشههای بابی و بهائی، آشنایی دارند؟ این شناخت تا چه حد ضروری است؟ این پرسشها را با صدیقه وسمقی، اسلامپژوه و تحلیلگر مسائل اجتماعی، مطرح کردهایم.
هر سال واشنگتن دیسی میزبان نشستهای بهارهی صندوق جهانی پول و بانک جهانی است. اما ماه گذشته، کریستالینا جورجیِوا از طریق ویدئو برای همکارانش سخنرانی کرد. او اعلام کرد که جهان با «بحرانی بیسابقه» مواجه است. برای اولین بار از زمان تاریخنگاری وقایع، اقتصاد تمام جهان رو به انقباض است، و کشورهای غنی و فقیر هم از این نظر با یکدیگر تفاوت ندارند.
بنیاد بیل اند ملیندا گیتس از زمان تأسیسش در سال ۲۰۰۰ بیشتر از اغلب حکومتهای ملی برای مراقبت و درمان در ایالات متحده و در سراسر جهان خرج کرده است. این بنیاد میان سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۵ بیش از ۵ میلیارد دلار برای کنترل بیماریهای عفونی و نزدیک به ۱/۵ میلیارد دلار صرفاً برای کنترل مالاریا اهدا کرده است.
پاییز امسال آتشسوزیهای کالیفرنیا عظیم و بیسابقه بود، نزدیک به هشت هزار آتشسوزی در مناطق مختلف، بیشتر از یک میلیون هکتار زمین سوخته، شش هزار بنای ازبینرفته و صدها هزار نفر که ترکِ خانه کردند. در حالی که قوانین عبور و مرور بین آمریکا و کانادا به شدت سفت و سخت شده تا از گسترش ویروس کرونا جلوگیری کند، باد دودِ کالیفرنیا و اورگان را تا ایالت بریتیش کلمبیای کانادا آورده. برای دوستم نوشتم فرق نمیکند، هر جا برویم دود آمریکا همیشه در چشم ماست.
«سفر بی آرزو» برای توصیف این شکل از مهاجرت گزارهی مناسبی به نظر میرسد. منظور نقل مکان به کشور همسایه است، ارادهای که پشت آن بهشت یا جهنمِ خفتهای وجود ندارد. این دسته از مهاجران اغلب آواره و رانده شده یا به دنبال رؤیاهای بزرگ نیستند، بلکه شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران آنها را مجاب کرده به کوچ تن بدهند.
جنبشهای اجتماعی خصلت بیانی دارند. بعضی جنبشها موفق میشوند و تداوم پیدا میکنند، بعضی شکست میخورند یا محو میشوند. اما همهی جنبشها ــ فارغ از این که از چه منابع و استراتژیها و تاکتیکهایی استفاده میکنند و غایت و تأثیرشان چیست، با فن بیان سر و کار دارند تا توجه دیگران را جلب کنند، آنها را مورد خطاب قرار دهند، و ترغیب و متقاعدشان کنند.
ما ملودیهای مشهورِ سمفونیهای سوم، پنجم، ششم یا نهم یا کنسرتو پیانوها و سوناتها یا قطعات موسیقیِ مجلسی بتهوون را برای هزارمین بار در فیلمها، آگهیهای تجاری یا کنسرتها میشنویم. اما تیغ بُرندهی این موسیقی به علت مصرف بیش از حد کُند شده است. به عبارت دیگر، ماهیت به شدت سیاسی موسیقیِ بتهوون ــ ماهیت شورشی، انقلابی، عمیقاً دموکراتیک و آزادیخواهانهاش ــ را از یاد برده و از آن غافل شدهایم.