پایان عصر مطالعه و سواد
رُز هوروویچ
ظهور خواندن و نوشتن جامعه را دگرگون کرد، خودآگاهی مردم و سیاست را تغییر داد و همچنین بر گستره و عمق تواناییهای فکری و ذهنی تأثیر گذاشت. افول خواندن نیز تغییراتی از همین دست بر جای خواهد گذاشت.
ظهور خواندن و نوشتن جامعه را دگرگون کرد، خودآگاهی مردم و سیاست را تغییر داد و همچنین بر گستره و عمق تواناییهای فکری و ذهنی تأثیر گذاشت. افول خواندن نیز تغییراتی از همین دست بر جای خواهد گذاشت.
رالز برابریطلب بود اما در عین حال میخواست لیبرالیسم را نیز احیا کند. میخواست گره کور دو قرن گذشتهی فلسفهی سیاسی را باز کند و دو ارزش عمدهی برابری و آزادی را با هم آشتی دهد.
احساس تعلق ملی، وقتی در شرایط بحران به سرمایهای سیاسی تبدیل میشود، میتواند از نیاز اولیهی سیاستگذار فراتر برود و معنایی پیدا کند که خارج از ارادهی سیاستگذار است.
آنچه در پی میآید برگردانِ فارسی گفتاری است از واتسلاو هاول در مقام رئیس جمهور چکسلواکی، در کنفرانسِ اسلو با عنوان «کالبدشکافی نفرت»، در ۲۸ اوت ۱۹۹۰.
هدایتالله نیرسینا استاد دانشکده ادبیات تهران، شاعر و ترانهسرا بود. روحالله خالقی او را «استاد باذوق و شاعر شیرینگفتار» میخواند. خوانندگانی چون قمرالملوک وزیری، روحانگیز، بنان، مرضیه و پوران اشعار او را خواندهاند.
در این مقاله ۲۵۶ کامنت کاربران در پاسخ به یک پست اینستاگرامی آسو با هشتگ #همهیایرانها۱۴۲۰ بررسی شده است.
امیر موسوی در کتاب «غباری که فرو نمینشیند: میراث ادبی جنگ ایران و عراق» نگاهی تازه به ردّ پای جنگ ایران و عراق در ادبیات دو کشور دارد. او با کنار هم گذاشتن داستانهای نویسندگان ایرانی و عراقی نشان میدهد که جنگ چگونه از روایتهای رسمی و قهرمانی فاصله گرفته و بر موضوعاتی چون سوگ، فقدان، خشونت، اعتراض و خاطره متمرکز شده است. با او دربارهی کتابش گفتوگو کردهایم.
دوست دارم این طور فکر کنم و در آخرین روزهای شهریور در حالی که خنکای باد پاییز خاطرات روزهای دور را یادآوری میکند، از تصور آیندهای که این کودکان خواهند ساخت دلم هزار بار گرم شود.
شب با امید، تک تک دفترها را برچسب میزنیم و در کولهپشتیِ جدید میگذاریم. مدادهای رنگی را در جامدادی میچینیم و باز هم دل میبندیم به این امید که هر آنچه در تمام این سالها از سر این مرز و بوم گذشته پردههایی از یک نمایش بزرگ است که به حتم انتهای خوشی دارد.
یدالله رؤیایی، شاعر نامدار معاصر، شهریور چهار سال پیش در ۹۰ سالگی در پاریس درگذشت. این نوشته از طلایه رویایی، برادرزادهی اوست، با اقتباس از آنچه در مراسم درگذشت رویایی به یاد او گفته بود.
مهمانی یکی از بچههاست. الناز هم اینجاست. از تجمع جلوی بیمارستان کسری آمده و حالش خوب نیست. تعریف میکند که جلوی بیمارستان گاز اشکآور زدهاند و عدهای را کتک زدهاند و گرفتهاند و بردهاند.
پیوندها و گسستهای دو لحظه از تاریخ مبارزات زنان در ایران: در شهریور ماه امسال بیستمین سالگرد تأسیس کمپین «یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» را پشت سر گذاشتیم و در آستانهی چهارمین سالگرد خیزش «ژن ژیان ئازادی / زن زندگی آزادی» یا خیزش «ژینا» قرار داریم.
در آغاز قرن بیستویکم، اریک هابزبام میتوانست ادعا کند که مشهورترین و پرمخاطبترین مورخ دنیا است. کتابهای او در زمرهی آثار پرفروش بود و میلیونها خواننده داشت. خبر درگذشتِ او در سال ۲۰۱۲، از هند تا برزیل به تیتر اول روزنامهها بدل شد.
محبوبه حسینزاده که تجربهی بیش از دو دهه روزنامهنگاری و کنشگری در حوزهی حقوق زنان را دارد میگوید عبور از دوقطبیها و ساختن ائتلافهای پایدار، نه از گردهماییهای بزرگ، بلکه از حلقههای کوچک، امن و مستمر آغاز میشود و نخستین قاعدهی اخلاقی برای ساختن آیندهای متفاوت در ایران باید «آسیب نزدن» باشد.
سلیقه همان «هوش زیباشناختی» است؛ سلیقه هم شخصی است و هم جمعی، هم جغرافیایی است و هم نسلی؛ سلیقه «ابژهای افقوار» است، چیزی که هرچه به آن نزدیکتر میشویم، از ما دورتر میشود. همانطور که این مفهومِ اخیر نشان میدهد، چنین تعاریفی هر چه باشند، قطعی و نهایی نیستند.
روزنامهی اطلاعات بی تردید، مادر سنتگرا و کثیرالاولاد تمام مطبوعات کشور بود. بیشتر کسانی که با آنها کار کردم و استادم بودند، مثل پرویز نقیبی و حسین مهری و داریوش همایون، و تورج فرازمند از اطلاعات آمده بودند. انگار عباس مسعودی آنجا را ساخته بود که نیروی انسانی کارآمد و زبده و مبتکر تربیت کند.
چگونه شد که در تمام مصاحبههای بهجامانده از فروغ فرخزاد، پرسشگران همگی مردند؟ ده مصاحبه از او در دسترس است و حتی یکی حاصل گفتوگوی زنی با او نیست. در این گفتوشنودِ خیالی فرزانه میلانی پرسشهایی از فروغ کرده که از آثار خود فروغ مایه میگیرند، و پاسخها را در میان سخنان او جسته است.
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
پنج سال از آن روز گذشته است. کابل هنوز سر جایش است: همان خیابانها، همان دیوارهای ترکخورده، همان درختهایی که هر سال بیآنکه کسی به آنها توجه کند دوباره سبز میشوند. شاید تبعید در خانه همین باشد: اینکه از شهر بیرون نرفته باشی، اما هر روز بخشی از شهری را که میشناختی، پشت سر بگذاری. بسیاری از ما از همان روز در وطن خود تبعید شده بودیم. مرز از میان کشور نگذشته بود، از میان زندگی آدمها گذشته بود.