18 ژانویه 2026
آن چند روز در ایران چه خبر بود؟
این متن از پیام صوتی یکی از دوستان بسیار موثق در تهران که چهارشنبه شب (۲۴ دی) فرستاده بود، پیاده شده است.
… سلام اینها مشاهدات خیلی محدود منه. برای خودت میگم و صدا را لطفاً برای کسی نفرست.
روز پنجشنبه (۱۸ دی) فکر میکنم شاید در تاریخ معاصر ایران بزرگترین حضور مردم در خیابانها بود. تقریباً در هر نقطهای از تهران و تقریباً هر نقطهای از ایران که با آدما صحبت کردم و اهل اونجا بودن، مردم آمده بودن. شاید فقط در یکی دو تا شهر خیلی کوچک نیومده باشن بیرون. جز اون هر خبری رسیده از هر جایی، جمعیت بزرگی از مردم تو خیابون بودن.
نمیشه انکار کرد که بخشی از این جمعیت گسترده به خاطر فراخوان پهلوی بود. تعداد زیادیشون شاید سلطنتطلب و پادشاهیخواه نبودن ولی به هر حال خیلیها این پیغام رو پذیرفتن که با این آدم و با این حرکت شاید بشه از جمهوری اسلامی گذر کرد. بخشی از کسانی که ۱۴۰۱ فعال بودند، حالا یا به خاطر بالا رفتن سن یا ترس یا زاویه داشتن با پهلوی، بیرون نرفتند ولی خیلی از فعالان ۱۴۰۱ در این اعتراضها هم بودند و میشه گفت اعتراضهای روز پنجشنبه (۱۸ دی) خیلی گسترده و متنوع بود. مثلاً دوستی که در یک کارخونه در حاشیهی تهران کار میکنه میگه همه همکارا به خاطر فراخوان رفتند، شامل آدمهایی که به پزشکیان هم رأی داده بودند. آدمای عادی که میخوان از هر راهی که میشه زندگیشون بهتر بشه. تقریباً میشه گفت حداکثر بهجز مثلاً ده درصدی از مردم، که شاید مدافع جمهوری اسلامی، و خواهان ادامهاش باشن، بقیهی جامعه دیگه پذیرفته که اینا دیگه نمیتونن مملکت رو اداره کنند و یک توافق بالای نود درصد شکل گرفته که باید حکومت عوض بشه. خیلی از مدافعان جمهوری اسلامی هم این موضوع رو قبول دارن.
در این یکی دو سال فشار اقتصادی و فقر و آب و برق و هوا و اینها خیلی گسترده بوده که خودت میدونی. از سال ۹۶ به بعد هر جور نگاه کنی داریم پایین میریم. از زمان جنگ (با عراق) به بعد ما بالا پایین زیاد داشتیم، یه دورهای بهتر یه دورهای بدتر، ولی از سال ۹۶ دیگه از هر لحاظ در سرازیری هستیم و تعداد بیشتری به این نتیجه رسیدن که اصلاً جدای از ظلم و اینها مشکلات مملکت با اینا حل نمیشه.
در مورد بحث خشونت، مثل قدیم نیست و الان مردم هم درگیر میشن. بالاخره یه عدهای از مردم تو این سالها ورزیده و آبدیده شدن. هر جا میرفتم، حتی کوچههای فرعی، سطلهای آشغال بزرگ وسط کوچه بود و یک سری رو آتیش زده بودن. من خودم دیدم و شنیدم از آدمای دیگه که بچههای جوون محلهها خودشون این کارا رو میکنن. جوونایی هستن که مثلاً سطل آتیش میزنن یا میلههای راهنمایی رانندگی رو میکنن میاندازن وسط خیابون. در عرض چند ثانیه میبینی همه گاردریلها رو میکنن میاندازن وسط خیابون. مثلاً تو خیابون آزادی، از میدان آزادی تا میدان انقلاب، بیشتر گاردریلهاش کنده شده بود. یا از انقلاب تا چهارراه ولیعصر تا کالج، اصلاً گاردریلی سالم نمونده بود، میکَنن میاندازن وسط. یا تابلوهای کوچهها رو میکنن میاندازن وسط، سطل آشغالها رو آتیش میزنن. و این بار دیگه به آتیش زدن مسجد و آتیش زدن فرمانداری، پایگاه بسیج، و بانک و اینها هم رسید.
روز جمعه در مرکز شهر، خیابون هفتتیر و اینها خیلی شلوغ نبود، که هی میگفتن آرامش برقرار شده. ولی بعدش شنیدیم که همون محلههای مرکز شهر غلغله بوده. ویدیوهاش هم دراومد. اما تو شهرهای دیگه هرجا صحبت کردیم، جمعه هم آدما به همون شدت پنجشنبه آمدن بیرون. یعنی تو شهرا به نظر پنجشنبه و جمعه تقریباً به یک شدت بوده. حالا شاید جمعه یه کمی کمتر و البته خشنتر. ولی از شنبه دیگه هی پراکندهتر و کمتر شد. شنبه هنوز در بعضی محلهها بود، اما پراکندهتر.
آثار شکستگی و آتشسوزی رو در خیابونها میتونی ببینی و میفهمی اونجا خبری بوده. مثلاً پنجشنبه من با ماشین از جایی رد میشدم و در حالی که در خیابونهای اطراف هیچ خبری نبود، دیدم اونجا حدود دو هزار نفر دارن میان از تو خیابون پایین و شعار میدن و خیلی هم آروم، راه رفتن و شعار دادنشون شبیه راهپیماییهای حکومتی بود ولی خب شعارهاشون مثل همین شعارهای طرفداری از پهلوی و ضد خامنهای بود. بین اینها همه جور آدمی هم بود، جوون و پیر و زن باحجاب و بیحجاب و میدونی که الان خیلی حجاب هم مطرح نیست و من خودم هم مدتهاست حتی شال هم نمیاندازم، به هر حال ترکیب متنوعی بودند. شب از همین خیابون ویدیو اومد که تعقیب و گریز و تیراندازی بوده. واقعاً این طوری بود که سریع و بیخبر این جمعها و شعارها و تظاهرات اتفاق میافتاد. این وضعیت مثل ۱۴۰۱ بود. در ۱۴۰۱ هم همین طور مردم ناگهانی و پراکنده جمع میشدن. الان فعلاً در تهران از این اتفاقها نمیبینم.
من پنجشنبه، اوایل شب خیلی مأمور ندیدم، آخر شب دیدم. ولی بعداً فهمیدم همون پنجشنبه هم عدهی زیادی کشته شدند. ولی جمعه دیگه رسماً با حکم تیر و رگبار مستقیم اومده بودن.
در مورد آمار دوازده هزار کشته، تقریباً با هر شهری که صحبت میکنی، با آدمهایی که عدد و رقم میفهمند و درست میتونند حساب کنند، میبینی که رقمها خیلی بالاست. یا مثلاً با پزشکهایی که فعالند، یا آدمایی که در ادارهی مربوطی کار میکنند و تصویر نسبتاً دقیقی از وقایع دارند، با اینها که صحبت میکنی، میبینی در هر شهری بالای ۱۰۰ نفر کشته شده. بنابراین اگر رقم کل حتی از بیستهزار هم بالاتر باشه من تعجب نمیکنم. و به نظر میآد که عمدهی اینها در جمعه شب اتفاق افتاده.
خود حکومتیها هم میگفتند این مثل سوریه است. اینها داعش و تروریست هستند که از خارج پول میگیرند و عملیات تروریستی میکنند، و ما حکم تیر دادیم. من خودم کسی رو نمیشناسم که کشته شده باشه، اما تقریباً با هر کسی صحبت میکنی، کسانی رو میشناسه که کشته شدند. در جاهایی مثل ایلام و اینها که اصلاً درگیری مسلحانه بوده. مثلاً در ماجرای ملکشاهی که ظاهراً چند تا از سران طایفه بزرگ ملکشاهی و طوایف دیگه کشته شدند، هر کس با هر اسلحهای داشته بیرون اومده و زد و خورد شدید شده و عده زیادی از هر طرف کشته شدند. من عدد ۱۲ هزار نفر را اغراق نمیبینم.
بازداشت هم خیلی زیاده. هم تو خیابون خیلی گرفتن، هم میریزن خونهها و میگیرن. هم تو تهران هم شهرهای دیگه. من خیلی شنیدم که مثلاً تو کوچه و خیابون و اعتراضات آدما رو شناسایی کردن، یا مثلاً طرف استوری گذاشته گفته من دارم میرم برای اعتراض، پیداش میکنن، میریزن میگیرن، خیلی این گستردهست. یعنی به قبل از اعتراضها هم کار دارن. چندین پزشک رو شنیدم که بازداشت کردن، شب، نصفه شب ریختن خونهشون. پزشکایی که مثلاً نوشته بودن اگر کسی نیاز به کمک داشت، ما هستیم. حالا ردشونو پیدا کردن و گرفتنشون. دانشجوها رو هم میدونم که زنگ میزنن بهشون، براشون پرونده تشکیل دادن، احضارشون کردن. یعنی حتی مثلاً اون تجمعهای دانشجویی که هفتهی قبل از این فراخوان تو دانشگاهها بود، بچههایی رو که تو این تجمعها درگیر بودن دارن احضار میکنن و براشون پرونده تشکیل دادن.
در مورد بحث مسئولیت پهلوی، احساس من اینه که مردم با انتخاب خودشون بیرون اومدن. حالا درسته در پاسخ به این فراخوان بود و حرفای ترامپ هم که گفته اگر بزنن من میزنم، مؤثر بود و اعتماد به نفسی به مردم داد، ولی به نظرم مردم خودشون آمدن بیرون و خودشون رو مسئول حرکت خودشون میدونن. بالاخره این همه سال انواع فراخوانها و تهدید حملهی خارجی بوده ولی این بار یک مجموعه شرایطی باعث شده که مردم جور دیگری عمل کنن. هم شرایط بیرونی، هم استیصالشون، هم بالاخره تجربهی جنگ (با اسرائیل) که تأثیرش در ذهن مردم این بود که پس بالاخره ممکنه بزنن و ممکنه در چند ساعت تعداد زیادی از سران مهم از بین برن. این تصورات در این اعتراضها وجود داره.
در این لحظه که بعد از واقعه هستیم، برداشت من اینه که خیلی از مردم منتظر حمله هستن. منتظر حملهای که کار رو تموم کنه. این که میشه یا نمیشه و نظر خود من چیه یه حرف دیگهست. من خودم شخصاً با این فکر همراه نیستم، و الان نظر خودمو نمیگم. ممکنه آدم بگه که خیلی خطرناکه، مثلاً ممکنه جنگ داخلی بشه و فلان و اینا. این فکرها و استدلالها به جای خود، من کاری به اون ندارم. فقط دارم نظر مردم رو نقل میکنم. مردم تصمیمی گرفتن به هر حال، و فعلاً چشمانداز اینه. الان فضای عمومی غالب اینه که دیگه بالاتر از این سیاهی رنگی نیست، و منتظرند ببینن که ترامپ چهکار میکنه. به هر حال نگاهها به اینه که خارجیها چهکار میکنند.
