مطلب صفحه ی اصلی سایت

نامیرایی

دفترهای آسو/ شماره 12

گوته یک وقت گفت که هرچند او تردیدی درباره‌ی نامیرایی ما (انسان‌ها) ندارد، اما همه‌ی ما نیز یک جور نامیرا نیستیم ــ حتی جلالت زندگی پسین ما بسته به آن است که چه اندازه بزرگ باشیم. به اعتباری این اندیشه پرتویی بر مفهوم‌های به راستی متضادی که به ذهن می‌رسد می‌افکند که، چیرگیِ روح بر مرگ به اندازه‌ی قدرت روح است، یا آنکه هرچه روح مهم‌تر و جایگزین‌ناپذیرتر باشد نیستی‌اش تصورناپذیرتر است. «همه‌ی ما یک جور نامیرا نیستیم.» 

میثم بادامچی

نزدیک به دو دهه است که سومین پنج‌شنبه‌ی نوامبر هر سال «روز جهانی فلسفه» خوانده می‌شود. امسال این‌ روز مصادف با ۱۹ نوامبر است و به این مناسبت به دیدگاه‌های یکی از صاحب‌نظران ترکیه‌ای در مورد فلسفه‌ی معاصر در این کشور می‌پردازیم.

ساموئل موین

در سال ۱۹۴۵، هانا آرنت، نظریه‌پرداز سیاسیِ آلمانی-یهودی در مقاله‌ای درخشان با عنوان «گناه سازمان‌یافته و مسئولیت همگانی» هشدار داد که در آن زمان تشخیص آلمانیِ خوب از آلمانیِ بد کار آسانی نیست.

خیرت لووینک

آیا حذف افراد از رسانه‌های اجتماعی، به شکلی بنیادین موجب تغییر نحوه‌ی سازمان‌دهی سرگرمی و تفریح می‌شود؟ اگر شاخص‌های گفتگوهای روزانه‌ی خود را تغییر ندهیم و همگی از این رسانه‌ها خارج نشویم، پاسخ مثبت است.

چارلز پاول

در سال ۱۹۳۸، مجموعه‌ای از سخنرانی‌های هشداردهنده‌ی وینستون چرچیل درباره‌ی جنگ قریب‌الوقوع با آلمان با این عنوان منتشر شد: «وقتی بریتانیا در خواب بود.» به این هشدار به موقع توجه نکردند و دنیا بهای گزافی پرداخت. جان میکل‌تووِیت و آدریان وولدریج، نویسندگان کتاب «ندای بیداری»، هدف مشابهی دارند: آنها می‌خواهند توضیح دهند که کووید-۱۹ و پیامدهایش چطور ضعف غرب را برملا کرده است و چرا باید هر چه سریع‌تر این ضعف را برطرف کرد. 

ان. جی. انفیلد

اگر وسط جنگل با خرس مواجه شویم چطور واکنش نشان می‌دهیم؟ ویلیام جیمز در آغاز مقاله‌ی خود درباره‌ی احساسات بشری (1884) به این پرسش بر اساس باور رایج پاسخ داد: «وقتی با خرس مواجه می‌شویم، می‌ترسیم و فرار می‌کنیم.» جیمز می‌گوید این پاسخ نادرست است. «اتفاقاتی که می‌افتد، ترتیب دیگری دارد.» اینطور نیست که چون ترسیده‌ایم فرار می‌کنیم. اول متوجه می‌شویم که داریم فرار می‌کنیم، و بعد این واکنشِ بدنِ خود را تجربه می‌کنیم و آن را ترس تشخیص می‌دهیم

امید روحانی

شمیم بهار، چهره‌ی منزوی و گوشه‌گرفته و خاموش همه‌ی این سال‌ها، سرانجام با چاپ آثار قدیمی‌اش طلسم بی‌خبری و انزوا و سکوت‌اش را شکست تا شاید مقدمه‌ای باشد بر چاپ همه‌ی آثاری که فقط نزدیکان‌اش می‌دانند در طول چهل و چند سال نوشته ــ و خود در آغاز همین مجلد به دو سه‌تایی از آنها اشاره کرده ــ و البته کتابی دیگر که شاید همین زودی‌ها از او چاپ شود که گویا مجموعه‌ای‌ست از چند قصه‌ی این سال‌ها.

عرفان ثابتی

وقتی در سال ۱۹۸۰ آدولفو پرز اسکیوِل، از مخالفان حکومت آرژانتین، به علت فعالیت‌های حقوق بشریِ خود برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل شد اتفاق جالبی رخ داد. آرژانتین پیشتر قانونی را وضع کرده بود که بر اساس آن دولت موظف به گرامی‌داشت برندگان جایزه‌ی نوبل بود. در نتیجه، حالا نظامیان حاکم بر این کشور مجبور بودند تا از یکی از مخالفان خود تجلیل کنند. از آن پس، اسکیول نه تنها توانست به دفاع از حقوق بشر ادامه دهد بلکه از حکومت نظامیِ این کشور هم مستمریِ ماهیانه دریافت می‌کرد!

مهدی شبانی در گفتگو با پاکرات استوکیان و ایوب سوباشی

در ترکیه، که کشوری چندزبانی‌ست، درگیری بر سر آموزش زبان مادری یا آموزش به زبان مادری تاریخی طولانی دارد. در این گزارش، مهدی شبانی این درگیری را در گفتگو با پاکرات استوکیان، روزنامهنگار سرشناس ارمنی در استانبول، و ایوب سوباشی، رئیس انستیتوی زبان کردی استانبول، شرح داده است.

مهدی شبانی در گفتگو با سردار کوروجو و باهار کیلیچ

ترکیه چند سالی‌ست که به یکی از صادرکنندگان بزرگ سریال‌های تلویزیونی تبدیل شده، و فیلم‌هایی که تولید می‌کند در کشورهای مختلف جهان، از جمله ایران، بسیار محبوب است. اما این سریال‌ها در قالب داستان‌های عامه‌پسند و ساخت و پرداخت‌های جذاب، اغلب پیام‌‌های سیاسی و فرهنگی خاصی القا می‌کنند که روشنفکران پیش‌رو در ترکیه نمی‌پسندند.

مأمن رضایی در گفتگو با ایقان شهیدی

در تحلیل و مخالفت با حکم اعدام زیاد گفتیم و شنیدیم. من، مأمن رضایی، در سلسله پادکست‌های «رفیق اعدامی» در تلاش هستم که فهمی از حال و هوای فرد زندانی در لحظاتی به دست آورم که همبندش را، که نقش رفیق و خانواده پیدا کرده، اعدام می‌کنند.

 

الهه رضوی

وقتی یک هنرمند کاری غیراخلاقی انجام می‌دهد با اثر هنری او چه باید کرد؟ همچنان مخاطبش باشیم و اثر را جدا از صاحبش بدانیم یا اینکه آن را بخشی از آدمی بشماریم که دست به کاری غیراخلاقی زده و تحریمش کنیم؟

مانی تهرانی

«سفر بی آرزو» برای توصیف این شکل از مهاجرت گزاره‌ی مناسبی به نظر می‌رسد. منظور نقل مکان به کشور همسایه است، اراده‌ای که پشت آن بهشت یا جهنمِ خفته‌ای وجود ندارد. این دسته از مهاجران اغلب آواره و رانده شده یا به دنبال رؤیاهای بزرگ نیستند، بلکه شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران آنها را مجاب کرده به کوچ تن بدهند.

مهوش ثابت

دریغ که ما انسان‌ها استاد کشتن استعدادهای خویشتن‌ایم. استعدادی که همیشه با ماست، به‌قدری به نظرمان بدیهی می‌رسد که آن‌ را به راحتی نادیده می‌گیریم و ارزش‌های آن ‌را نفی می‌کنیم. من البته از این فراتر رفته و سال‌ها در درونم با شعر مبارزه‌ی سرسختانه‌ای کرده بودم! شاید بارها یک متن یا نامه‌ی اداری را پاره می‌کردم و دوباره می‌نوشتم که شبیه یک قطعه‌ی ادبی نباشد! بعدها در صدد یافتن علل مقاومت‌ام در برابر شعر و ادبیات بر آمدم ...

الهه رضوی

«نمی‌توانستم به خانواده‌ام بگویم». این جمله‌ای است که در مورد بسیاری از آزاردیدگان جنسی مصداق دارد. بخش بسیار کوچکی از آزاردیدگان از تجربهی تلخ خود با دیگران حرف می‌زنند و این دیگران، حداقل در ایران و برپایه‌ی مشاهدات (چون هیچ آمار رسمی در این باره وجود ندارد) شامل خانوادهی درجهی یک نمی‌شود. خانواده معمولاً آخرین جایی است که در آن، فرد آزاردیده سکوتش را می‌شکند و از آنچه بر او رفته سخن می‌گوید.

پرونده‌ی «نفرت و عشق» با پنج جستار به این دو مقوله می‌پردازد و از چشم‌اندازهایی متنوع بر اهمیت توجه جامعه‌ی ایرانی بدان‌ها تأکید می‌ورزد. آن‌چه طی بیش از چهار دهه‌ی گذشته از جانب حکومت ایران بر مردم‌اش رفته است، روز به روز بر انبوه رنج‌ها و تراکم خشم‌ها می‌افزاید و بستری بارورتر از همیشه برای پرورش کین‌توزی و انتقام‌جویی می‌گسترد. از سوی دیگر، انقلاب دیجیتال و تحولات حقوقی-سیاسی دیگری که در جهان رخ داده است، امکان گشودن دفتر دادخواهی از جمهوری اسلامی را پیش از سقوط آن فراهم ساخته است. جستارهای پنج‌گانه‌ی این پرونده دعوتی است به اندیشیدن در اخلاقِ دادخواهی و ادب مخالفت سیاسی، به گونه‌ای که فردای فروپاشی نظام کنونی به کار ساختن دولتی مسئول، دموکراتیک و حافظ ارزش‌های آزادی‌خواهانه بیاید.

فهیمه خضر حیدری

در هفتمین قسمت از غذایای ایرانی فهیمه خضر حیدری درباره‌ی کتاب‌های آشپزی یا به قول دکتر علی بلوک‌باشی آشپزی‌نامه‌ها و آشپزی‌نامه‌نویسان حرف می‌زند. از نادرمیرزای قاجار گرفته که احمد مجاهد، استاد ادبیات فارسی و نسخ خطی، نسخه‌ی خطی کتاب آشپزی او را تصحیح کرد و در دسترس کتاب‌خوان‌های ایرانی قرار داد تا فهیمه اکبر و رزا منتظمی و البته نجف دریابندری.

فهیمه خضر حیدری

قسمت ششم غذایای ایرانی درباره‌ی آشپزخانه است، خوش‌مزه‌ترین، گرم‌ترین و شادمانه‌ترین جای جهان. در آشپزخانه خبری از گریه نیست مگر این که پای پیاز در میان باشد. توی آشپزخانه ما گرم می‌شویم، دنج میشویم و دور هم جمع می‌شویم، اینجا آشپزخانه است. ما اینجا زندگی می‌کنیم، می‌خندیم و می‌رقصیم…

فهیمه خضر حیدری

فهیمه خضر حیدری در قسمت پنجم غذایای ایرانی از غذا و مهاجرت و از آشپزی و مهاجران می‌گوید. این قسمت از غذایای ایرانی به ایرانیان مهاجر تقدیم شده است. ایرانیان مهاجری که با دستور غذای‌ قرمه‌سبزی و کشک و بادمجان، ایران را با خودشان به همه جای دنیا بردند.