مطلب صفحه ی اصلی سایت

درباره‌ی خشونت

دفترهای آسو/ شماره ۴ 

به نظر می‌رسد که بار دیگر با «مسئله‌ی خشونت» مواجه شده‌ایم و باید درباره‌اش تأمل کنیم. کشتار بی‌سابقه‌ی مردم در آبان سال ۱۳۹۸ که به مرگ صدها نفر و دستگیری و شکنجه‌ی هزاران تن انجامید و با گذشت چند ماه هنوز هم قربانیان جدیدی می‌گیرد، موجب توجه دوباره به دیگر شیوه‌های مبارزه‌ی سیاسی شده است. کشتار آبان، سال‌ها کوشش جریان‌های فکری مرجع در ایران برای تثبیت مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز سیاسی و تبیین علت و ضرورت آن را به یک‌باره دچار تردید کرد.

آرش جودکی

آخوندزاده کتاب «مکتوبات کمال‌الدوله» را، که رمانی است نامه‌نگارانه‌ دربردارندهی سه مکتوب از کمال‌الدوله به جلال‌الدوله و پاسخ این آخری به آن سه نامه، در سال ۱۸۶۳ نوشته است. کتاب بی‌ نامِ نویسنده در ایران دست‌به‌دست می‌شده است. آخوندزاده هنگام فرستادن نسخه‌ای از کتاب به دوستانش، از آن‌ها می‌خواسته که آن را به کسی نشان ندهند «مگر به کسانی که به معرفت و امانت و انسانیت ایشان وثوق کامل داشته» باشند، نسخه‌ای از آن به کسی ندهند «مگر به کسانی که در هر خصوص شایسته‌ی اعتماد» باشند، اما نام نویسنده را به هیچ‌کس نگویند «مگر به کسانی که ایشان را محرم راز شمرده» باشند.

منصوره شجاعی

تهران، شهرِ هفتم از هفت شهر کتاب «سودای نسرین» است. آن‌جا که مسافران سرگردان طریقِ عشق و صبر و هجر از جایجای عالمِ سیر در سایهی سودای نسرین به یکدیگر وصل میشوند. هریک از هفت فصل (بخوان هفت شهر) کتاب، به شرح احوال یکی از شخصیتهای داستان می‌پردازد تا عاقبت راز سر به مهر تمام شخصیتهای این داستان بلند در تهران سمر میشود.

هانا آرنت

در این اثرِ که برای نخستین بار به زبان آلمانی ترجمه و در سال ۱۳۹۷ چاپ شد، هانا آرنت تحول تاریخی مفهوم آزادی را پی می‌گیرد: آزادی چیست؟ برای ما چه معنایی دارد؟ آیا اصولاً ما از آزادی برخورداریم؟ اگر آری، چه کسی این آزادی را به ما داده است؟ اگر اختیار آزاد بودن را داریم، آیا می‌توان آن آزادی را دوباره از ما پس گرفت؟ پدیده‌ی اجتماعی انقلاب چه ارتباطی با آزادی دارد؟

 

منصوره شجاعی

چگونه میتوان تجربههای زنان ده کشور از پنج قارهی جهان را در جمعآوری و نگهداری منابع تاریخ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان در یک کتاب گرد آورد؟ آیا انتقال تاریخ اجتماعی زنان کشورهای مختلف از طریق تجربههای روایی در یک کتاب امکانپذیراست؟ آیا اساساً چنین تلاشی ضروری است؟ آیا موزههای زنان یا مکانهای تبارشناسی تاریخ اجتماعی زنان فضایی برای توسعهی رویکرد تعلیم و تربیت فمینیستی است؟‌ آیا نگاه جنسیتی به تعلیم و تربیت موجب تحول در حافظهی جمعی زنان میشود؟ اصولاً رویکرد جنسیتی و مباحث مربوط به جنبشهای فمینیستی چگونه از طریق حافظهی جمعی انعکاس مییابد؟

ربکا مید

شیرازه‌ی کتاب عکاسی جدید لورن گرینفیلد، نسل ثروت، زرق و برق یک قالب شمش طلا را دارد. به همان اندازه هم سنگین است: تقریباً ۳ کیلوگرم وزن دارد به گونهای که نمیتوان آن را در یک دست نگه داشت و فقط در صورتی میتوان آن را خواند که روی پا یا میز گذاشته شده باشد. این امر با محتوای کتاب همخوانی دارد.

الهام زارع‌نژاد

هم‌زمان با برگزاری سی‌و‌پنجمین جشنواره‌ی ‌موسیقی ‌فجر، در بخشِ خارج از همه‌ی مسابقات، برای دومین سال مقابلِ تالار وحدت، یعنی در خیابان ایستادم و با رعایتِ کاملِ موازین اخلاقی و قانونی در زیرِ شعارِ سفیدِ شهرداری که نوشته است: «تهران شهری برای همه» پرفورمنس آرتِ آداجیوی ۷۵۲ را به یادِ آن پروازِ همیشگی اجرا کردم.

سپهر عاطفی

۲۷ ژانویه‌ی ۱۹۴۵ اردوگاه کار اجباری آشویتس به دست ارتش سرخ آزاد شد. پنجاه سال بعد، آلمان روز آزادی این اردوگاه را به نام روز یادبود هولوکاست نام‌گذاری کرد. این بخشی از رویا‌روییِ آلمان با گذشته‌ی تاریک خود بود. ۷۵ سال بعد آلمان چگونه هولوکاست را به یاد می‌آورد؟ سپهر عاطفی در روز جهانی یادبود هولوکاست، به چند یادواره‌ی هولوکاست در برلین نگاهی انداخته است.

سپهر عاطفی

دکتر محمد باقر هوشیار (۱۲۸۳- ۱۳۳۶( مترجم، پژوهشگر و از بنیانگذاران رشته‌ی روان‌شناسی و علوم تربیتی در ایران است. او پس از پایان تحصیلاتش در آلمان و دریافت دکترای روان‌شناسی و علوم تربیتی از دانشگاه مونیخ به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد.

سوما نگه‌داری‌نیا

به تابلو‌ها، ویترین مغازه‌ها و نوشته‌هایی که همه‌جا در احاطه‌شان بودم، نگاه می‌کردم، چیزی نمی‌فهمیدم و تنها به حدس و گمان‌ها بسنده می‌کردم. در آن روزها‌ی ابتدایی ورودم به سرزمین جدید، چیزی که بیش‌تر از آدم‌ها، فضای شهری و شیوه‌ی زندگی مردمان برایم غریب می‌نمود، کلمهها بودند.

الهه رضوی

مستأصل و آزرده از اتفاقاتی که در ماه‌های اخیر به چشم دیده‌ایم، دوباره رجوع به تاریخ و خواندن کتاب‌های تاریخی را به هم پیشنهاد می‌کنیم. برای این که ردی از خود در تاریخ بیابیم و آرامش بگیریم. برای این که خود را همچنان وصل به جهان و به احوالی که در آن می‌گذرد بدانیم. پشت تاریخ پناه بگیریم و با فاصله به خود نگاه کنیم و تصوری از مسیر و از پایان داشته باشیم.

محمد حیدری

گاه فکر می‌کنم که سرنوشت ملت‌ها و آدمها چقدر شبیه هم است. یا در آرزوی آینده‌اند و یا در حسرت گذشته! جوانی ۱۹ ساله بودم که در شهری دور دانشجو شدم. اولین روزی که در محوطه‌ی بزرگ دانشگاه تنها ماندم، خوب به یادم هست. بعد از چند روز که با پدر و برادرم در شهر جدید سپری کردیم، بالاخره روز آخر رسیده بود. از صبح تا ظهر گپ زدیم و بعد از ظهر بود که پدر و برادرم را در آغوش کشیدم، خداحافظی کردیم، و رفتند.

مهران وفایی

حذف گزینه‌ی «سایر ادیان» از ستونِ مذهبِ سایتِ ثبتِ نام کارت ملی هوشمند را می‌توان شکلی از رویکرد روش‌مند و غیرمستقیمِ بخشی از حکومت ایران دانست که در طی دو دهه‌ی گذشته غالباً مورد استفاده قرار گرفته تا حقوق شهروندی دگراندیشان از جمله بهائیان را سلب و در نتیجه حذف ایشان از صحنه‌ی جامعه را عملی ‌کنند.

صفحه‌ی ویژه‌ی همه‌ی ایران‌ها برای طرح پرسش‌های بنیادی درباره‌ی ایران و چشم‌اندازهای گوناگونی است که هر یک از ما برای آینده‌ی ایران داریم. هدف این است که ببینیم دیدگاه‌ها و آرزوهای پراکنده‌ی ما چه امکانی برای هم‌زیستی دارند، و چه توان و تجربه‌هایی از گذشته‌ی ایران به کار امروز ما خواهد آمد.