24 سپتامبر 2026

ایرانِ ۱۴۲۰ در آینه‌ی ۲۵۶ کامنت

مردم وقتی از آینده‌ی ایران حرف می‌زنند، چه آینده‌ای را در نظر دارند؟

تصویر کردن آینده، فقط پیش‌بینی آنچه قرار است رخ دهد نیست. وقتی از مردم می‌پرسیم ایرانِ بیست سال بعد را چگونه تصور می‌کنند، پاسخ‌هایشان بیش از آنکه خبر از آینده بدهد، درباره‌ی امروز سخن می‌گوید: درباره‌ی چیزهایی که ندارند، از دست داده‌اند، آرزویش را دارند یا دیگر امیدی به تحققش ندارند.

از همین منظر، پاسخ به پرسشی درباره‌ی ایرانِ ۱۴۲۰ را می‌توان نوعی سنجش غیررسمی از خواسته‌ها و نگرانی‌های جامعه دانست. شبکه‌های اجتماعی، به‌رغم همه‌ی محدودیت‌ها و سوگیری‌هایشان، یکی از فضاهایی هستند که این خواسته‌ها در آن به شکل مستقیم و اغلب بی‌واسطه بیان می‌شوند.

در این مقاله ۲۵۶ کامنت کاربران در پاسخ به یک پست اینستاگرامی آسو با هشتگ #همه‌ی‌ایران‌ها۱۴۲۰ بررسی شده است. این کامنت‌ها به هیچ‌وجه نمونه‌ای آماری از کل جامعه‌ی ایران نیستند و نمی‌توان نتایج را به همه‌ی ایرانیان تعمیم داد. هدف، چیز دیگری است: اینکه ببینیم در میان این مجموعه از صداهای متفاوت، چه تصویری از «ایران مطلوب» شکل می‌گیرد.

برای این کار، کامنت‌ها با روش کدگذاری چندبرچسبی تحلیل شده‌اند. به این معنا که یک کامنت می‌تواند هم‌زمان به چند موضوع مربوط باشد؛ مثلاً هم درباره‌ی دموکراسی باشد، هم حقوق زنان و هم آموزش. بنابراین مجموع درصدها در جدول‌ها به ۱۰۰ نمی‌رسد.

 

آینده‌ای که بیش از هر چیز «بهتر» است

پرتکرارترین مضمون در این مجموعه، امید و آرمان‌خواهی است: ۶۸ کامنت، معادل ۲۶.۶ درصد کل کامنت‌ها، به شکلی صریح یا ضمنی تصویری آرمانی از آینده ارائه می‌کنند.

این آرمان‌خواهی اما الزاماً به معنای خوش‌بینی ساده‌دلانه نیست. بسیاری از آرزوها دقیقاً از دل تجربه‌ی فقدان شکل گرفته‌اند. مردم از آزادی سخن می‌گویند، زیرا محدودیت را تجربه کرده‌اند؛ از حاکمیت قانون می‌گویند، زیرا بی‌قانونی یا تبعیض را دیده‌اند؛ از هوای پاک حرف می‌زنند، زیرا آلودگی را تحمل کرده‌اند؛ از آموزش انتقادی می‌نویسند، زیرا آموزش ایدئولوژیک را تجربه کرده‌اند؛ و از امکان یک زندگی عادی می‌گویند، زیرا همین زندگی عادی برایشان دشوار شده است.

به همین دلیل، «آینده» در این کامنت‌ها اغلب شکل یک زندگی معمولی را دارد، نه یک آرمان‌شهر.

یکی از کاربران می‌نویسد:

«می‌خواهم بتونم زندگی کنم، برم سفر، خونه بخرم، ماشین، استرس نداشته باشم... چیزهای کاملاً معمولی.»

این شاید یکی از گویاترین جملات کل مجموعه باشد. آینده‌ی مطلوب برای این کاربر نه فتح جهان است و نه تبدیل شدن ایران به یک قدرت بزرگ؛ فقط امکان داشتن همان زندگی‌ای است که در بسیاری از جوامع امری بدیهی تلقی می‌شود.

از این منظر، خواسته‌ی «زندگی معمولی» خود به یک مطالبه‌ی سیاسی تبدیل می‌شود.

 

دموکراسی؛ فراتر از انتخابات

در ۵۴ کامنت، یعنی ۲۱.۱ درصد، مضامینی چون دموکراسی، حاکمیت قانون، شفافیت و پاسخ‌گویی دیده می‌شود. این پرتکرارترین مضمون سیاسی در میان کامنت‌هاست.

اما دموکراسی در این پاسخ‌ها فقط به معنای انتخاب حکومت نیست. کاربران آن را با مجموعه‌ای از ارزش‌ها و نهادها پیوند می‌دهند: قانون، شفافیت، شایسته‌سالاری، آزادی بیان، مشارکت و مسئولیت‌پذیری حکومت.

یکی از کامنت‌ها خواسته‌ی خود را این‌گونه خلاصه می‌کند:

«حاکمیت قانون، شفافیت، شایسته‌سالاری، اولویت منافع ملی»

در کامنتی دیگر، دموکراسی با آزادی بیان و مذهب و اندیشه، حقوق زنان، مبارزه با فساد و پیشرفت اقتصادی همراه می‌شود. و کاربر دیگری بر نکته‌ای حتی بنیادی‌تر تأکید می‌کند: دموکراسی نباید فقط شکل حکومت باشد، بلکه باید به «روحیه»‌ای تبدیل شود که در جامعه جریان دارد.

این نکته اهمیت زیادی دارد. به نظر می‌رسد برای بخشی از کاربران، مسئله فقط این نیست که چه کسی حکومت کند؛ پرسش این است که قدرت چگونه محدود شود، مردم چگونه با یکدیگر و با حکومت رابطه داشته باشند و چه قواعدی بر زندگی جمعی حاکم باشد.

 

آزادی؛ حقی برای فکر کردن و زندگی کردن

۳۲ کامنت، معادل ۱۲.۵ درصد، به آزادی‌های مدنی و حقوق بشر مربوط است.

آزادی بیان و عقیده، آزادی سبک زندگی، کرامت انسانی، نبود شکنجه و زندانی سیاسی و مخالفت با مجازات اعدام در این بخش قرار می‌گیرند.

یکی از کاربران می‌نویسد:

«ایرانی که هیچ‌ کس به خاطر فکر و اندیشه‌ی متفاوتش توی زندان نباشه»

و دیگری می‌گوید:

«دوست دارم مجازات اعدام وجود نداشته باشه.»

در اینجا نیز می‌توان دید که آینده‌ی مطلوب بیشتر با تجربه‌ی امروز تعریف می‌شود. آنچه کاربران آرزو می‌کنند، اغلب حذف موقعیت‌هایی است که آن‌ها را ناعادلانه، تحقیرآمیز یا ناامن می‌دانند.

به همین دلیل، «آزادی» در این مجموعه مفهومی بسیار گسترده‌تر از آزادی سیاسی دارد. آزادی یعنی بتوان فکر کرد، سخن گفت، باور داشت، انتخاب کرد و در عین حال از حقوق و کرامت انسانی برخوردار بود.

 

سکولاریسم؛ وقتی دین دیگر امری حکومتی نیست

۱۶ کامنت، یعنی ۶.۲ درصد، به‌طور صریح به سکولاریسم یا جدایی دین از حکومت اشاره دارند.

یک کاربر می‌نویسد:

«تغییر از ریشه قانون اساسی و حذف دین از سیاست و قانون»

و دیگری آرزو می‌کند:

«ایران که درش مذهب امر شخصی باشه»

در این پاسخ‌ها، سکولاریسم اغلب به‌تنهایی مطرح نمی‌شود، بلکه با آزادی و برابری پیوند دارد. برای بخشی از کاربران، جامعه‌ی آزاد مستلزم آن است که حکومت در امور اعتقادی شهروندان دخالت نکند و قانون بر اساس یک مذهب خاص تنظیم نشود.

 

زنان و کودکان؛ سنجه‌ای برای جامعه‌ی آینده

حقوق زنان و برابری جنسیتی در ۱۵ کامنت، معادل ۵.۹ درصد، به‌عنوان مضمون مستقل و مشخص ظاهر می‌شود. این موضوع در برخی دیگر از کامنت‌ها نیز در کنار حقوق بشر، آزادی و برابری مطرح شده است.

در کنار زنان، کودکان و آموزش جایگاه بسیار پررنگ‌تری دارند: ۳۸ کامنت، یعنی ۱۴.۸ درصد، به آموزش، کودکان، کتاب، مدرسه، علم یا پرورش نسل آینده مربوط می‌شوند.

این دو مضمون را می‌توان در کنار هم خواند. بسیاری از پاسخ‌ها آینده را از طریق نسلی تصور می‌کنند که قرار است در آن آینده زندگی کند.

یک کاربر آرزو می‌کند نظام آموزشی به جای «مَنیپیولِیت و بِرِیْن‌واش کردنِ» کودکان، «متفکرِ منتقد» تربیت کند. دیگران از کتاب، کتابخانه، مطالعه و دسترسی به دانش سخن می‌گویند.

اینجا یک نکته‌ی مهم درباره‌ی تصور آینده آشکار می‌شود: تغییر سیاسی، بدون تغییر در نوع شهروندی که جامعه تولید می‌کند، کافی نیست.

در این نگاه، مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست؛ جایی است که باید نوعی انسان و شهروند جدید تربیت شود: فردی که سؤال می‌کند، می‌اندیشد، با دیگری گفت‌وگو می‌کند و می‌تواند مستقلانه قضاوت کند.

 

جامعه‌ای که بتواند با خودش گفت‌وگو کند

در ۲۶ کامنت، یعنی ۱۰.۲ درصد، گفت‌وگو، اعتماد، مدارا، همدلی و همکاری اجتماعی موضوع اصلی است.

یکی از کاربران می‌نویسد:

«فرهنگ گفت‌وگو در جامعه رواج پیدا کنه ... منطقی و روادارانه باهم گفت‌وگو کنیم»

این دسته از پاسخ‌ها وجه دیگری از مسئله را آشکار می‌کنند. اگر بخشی از کاربرانْ مشکل ایران را در ساختار سیاسی می‌بینند، بخشی دیگر بر خود جامعه نیز تمرکز دارند.

از این منظر، دموکراسی صرفاً با تغییر حکومت به وجود نمی‌آید. جامعه‌ای که افراد آن نتوانند اختلاف نظر را تحمل کنند، به دیگری اعتماد کنند یا با او گفت‌وگو کنند، ممکن است حتی پس از تغییر سیاسی نیز با مشکل مواجه باشد.

به بیان دیگر، آینده‌ی مطلوب در این کامنت‌ها فقط تغییر رژیم سیاسی نیست؛ تغییر رابطه‌ی انسان‌ها با یکدیگر نیز هست.

این شاید یکی از مهم‌ترین مضامینی باشد که در نگاه صرفاً سیاسی به داده‌ها از دست می‌رود.

 

ایرانِ آینده باید در خیابان هم دیده شود

۳۱ کامنت، معادل ۱۲.۱ درصد، به محیط زیست، شهر و کیفیت زندگی مربوطند.

هوای پاک، درختان، حمل‌ونقل مناسب، مسیرهای دوچرخه، سواحل پاک، مدیریت زباله، انرژی پاک، شهرسازی و فضاهای عمومی از جمله خواسته‌های مطرح‌شده‌اند.

در یکی از کامنت‌های طولانی، مجموعه‌ای از این آرزوها در کنار هم آمده است: هوای پاک، خودروهای هیبریدی، مسیر دوچرخه، انرژی پاک، اینترنت آزاد، آموزش، درآمد مناسب، محصولات کشاورزی، مدیریت سالم، رفع تعصب، شهرسازی مناسب و فناوری مدیریت زباله.

این فهرست نشان می‌دهد که آینده برای کاربران فقط چیزی نیست که در پارلمان، وزارتخانه یا کاخ ریاست‌جمهوری ساخته شود. آینده باید در خیابان، مدرسه، هوا، حمل‌ونقل، پارک و فضای عمومی نیز قابل مشاهده باشد.

به همین دلیل می‌توان گفت بخش مهمی از این رؤیاها «زیست‌محور» هستند: کاربران از شرایطی سخن می‌گویند که در آن بدن، محیط، شهر و زندگی روزمره کیفیت بهتری داشته باشند.

 

اقتصاد؛ رفاه به معنای امکان انتخاب

۳۴ کامنت، معادل ۱۳.۳ درصد، به اقتصاد، اشتغال، درآمد، مسکن و قدرت خرید مربوط است.

در اینجا نیز اقتصاد غالباً در قالب شاخص‌های کلان بیان نمی‌شود. کمتر کسی از «رشد تولید ناخالص داخلی» سخن می‌گوید؛ بیشتر کاربران درباره‌ی توانایی کار کردن، خریدن خانه، سفر کردن، داشتن درآمد کافی و زندگی بدون اضطراب حرف می‌زنند.

این نکته با مضمون «زندگی معمولی» پیوند نزدیکی دارد. رفاه اقتصادی در این مجموعه بیشتر به معنای داشتن امکان انتخاب است: انتخاب محل زندگی، سفر، خرید، آموزش و آینده‌ی فرزندان.

از این منظر، خواسته‌ی اقتصادی و خواسته‌ی آزادی از یکدیگر جدا نیستند. زندگی مطلوب هم به آزادی نیاز دارد و هم به منابعی که امکان استفاده از این آزادی را فراهم کند.

 

هویت ایرانی در کنار گشودگی به جهان

۱۶ کامنت، یعنی ۶.۲ درصد، به زبان فارسی، تاریخ، فرهنگ و میراث ایرانی مربوط است.

برخی کاربران از زبان و خط فارسی، شاهنامه و ادبیات کلاسیک سخن می‌گویند. در عین حال، گروهی دیگر خواهان ارتباط بیشتر با جهان، دسترسی آزاد به اینترنت و روابط خارجی بهتر هستند.

این دو جهت لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند. تصویری که از این کامنت‌ها به دست می‌آید، در بسیاری موارد نه ایران منزوی است و نه ایرانی که برای مدرن شدن باید از گذشته‌ی خود جدا شود؛ بلکه ایرانی است که می‌خواهد هم با جهان ارتباط داشته باشد و هم رابطه‌ی خود را با زبان و فرهنگ تاریخی‌اش حفظ کند.

 

 

سیاست؛ یک آینده یا چند آینده؟

یکی از نتایج مهم تحلیلی این است که این ۲۵۶ کامنت یک اردوگاه سیاسی واحد را تشکیل نمی‌دهند.

در کنار ۵۴ کامنت درباره‌ی دموکراسی و حاکمیت قانون، ۱۷ کامنت مخالفت با جمهوری اسلامی یا روحانیت را به‌صراحت بیان می‌کنند؛ ۱۶ کامنت از سکولاریسم سخن می‌گویند؛ ۹ کامنت از پهلوی یا پادشاهی حمایت می‌کنند و ۸ کامنت موضعی ضدچپ یا ضدسوسیالیستی دارند.

بنابراین نمی‌توان از این داده‌ها نتیجه گرفت که کاربران همگی یک شکل مشخص از حکومت را می‌خواهند.

برای مثال، یک کاربر می‌نویسد:

«بازگشت پادشاهی پهلوی در ایران. بقیه با همین یک مورد اتفاق میفته.»

در مقابل، کامنت دیگری خواهان جمهوری است و کامنت دیگری هم پهلوی، جمهوری اسلامی و چپ را رد کرده و مدلی مشارکتی یا شورایی پیشنهاد می‌کند.

آنچه میان بخش بزرگی از این پاسخ‌ها مشترک‌ است، نه نام نظام سیاسی، بلکه مجموعه‌ای از شرایط زندگی سیاسی و اجتماعی است: آزادی، قانون، امنیت، رفاه، آموزش، برابری و امکان مشارکت.

این تمایز مهم است. ممکن است درباره‌ی شکل حکومت اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما درباره‌ی خواست یک زندگی آزادتر و کم‌تنش‌تر اشتراک بیشتری وجود داشته باشد.

 

امید و بدبینی؛ دو روی یک تصویر

اگرچه امید و آرمان‌خواهی پرتکرارترین الگوی عاطفی در کدگذاری ماست، این تصویر کاملاً خوش‌بینانه نیست.

۱۱ کامنت، معادل ۴.۳ درصد، حاوی ناامیدی یا بدبینی آشکارند و ۱۴ کامنت، یعنی ۵.۵ درصد، حاوی خشم، خصومت یا زبان پرخاشگر هستند.

برخی کاربران حتی امکان تصور سال ۱۴۲۰ را زیر سؤال می‌برند:

«... فردامون رو نمی‌تونیم تصور کنیم چه رسد به ۴۲۰»

و دیگری می‌پرسد:

«همش نشستیم آرزو و خیالبافی کردیم. فایده‌ای داشته تا حالا؟»

در عین حال، جمله‌ای دیگر می‌گوید:

«مطلقاً هیچ امیدی ندارم. اما دوست دارم كه سخت در اشتباه باشم.»

این جمله شاید پیچیدگی عاطفی این مجموعه را بهتر از هر آماری نشان دهد. آینده هم‌زمان می‌تواند موضوع آرزو و موضوع تردید باشد.

می‌توان این وضعیت را نوعی «امید در دل ناامیدی» دانست: فرد ممکن است به امکان تحقق آینده باور نداشته باشد، اما همچنان نتواند از تصورِ آن دست بکشد.

 

از تغییر حکومت تا تغییر شیوه‌ی زندگی

اگر مضامین مختلف را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویر نسبتاً روشنی از «ایران مطلوب» به دست می‌آید.

در این تصویر، ایران آینده کشوری است آزاد، مبتنی بر حاکمیت قانون، دموکراتیک، سکولار، مرفه، برخوردار از آموزش بهتر، محیط زیست سالم‌تر و روابط اجتماعی مداراگرانه؛ کشوری که در آن شهروند می‌تواند کار کند، خانه داشته باشد، سفر کند، آزادانه فکر و بیان کند و آینده‌ی فرزندانش را با اطمینان بیشتری تصور کند.

این تصویر را می‌توان در سه سطح خلاصه کرد:

سطح نخست، تغییر سیاسی و نهادی است: دموکراسی، حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخ‌گویی، آزادی و سکولاریسم.

سطح دوم، تغییر اجتماعی و فرهنگی است: آموزش انتقادی، برابری زنان، گفت‌وگو، اعتماد، مدارا و تغییر فرهنگ عمومی.

سطح سوم، زندگی روزمره است: اشتغال، مسکن، قدرت خرید، هوای پاک، شهر مناسب، اینترنت آزاد، محیط زیست و امکان ارتباط با جهان.

این سه سطح از یکدیگر جدا نیستند. دموکراسی بدون شهروندانی که بتوانند گفت‌وگو کنند شکننده است؛ آزادی بدون رفاه و امنیت می‌تواند برای بسیاری دست‌نیافتنی بماند؛ و توسعه‌ی اقتصادی بدون حاکمیت قانون و نهادهای پاسخ‌گو نیز ممکن است پایدار نباشد.

به همین دلیل، شاید بتوان گفت آنچه در این ۲۵۶ کامنت بیش از همه دیده می‌شود، نه یک نقشه‌ی سیاسی واحد برای ایران آینده، بلکه تصویری از یک زندگی شایسته است.

زندگی شایسته‌ای که در آن فرد مجبور نباشد برای داشتن آینده‌ای معمولی کشورش را ترک کند؛ کودکی که به جای آموزش ایدئولوژیک، فرصت فکر کردن داشته باشد؛ زنی که از حقوق برابر برخوردار باشد؛ مخالف سیاسی‌ای که به دلیل عقیده‌اش زندانی نشود؛ شهروندی که بتواند در هوای پاک راه برود و با دیگری، حتی اگر با او مخالف است، گفت‌وگو کند.

این تصویر البته نه نظرسنجی است و نه پیش‌بینی آینده. ۲۵۶ کامنت نمی‌توانند به ما بگویند ایرانِ ۱۴۲۰ واقعاً چگونه خواهد بود. اما می‌توانند نشان دهند که دست‌کم بخشی از کاربران امروز، آینده را چگونه می‌خواهند.

و شاید همین پرسش ارزشمندتر باشد: در جامعه‌ای که آینده‌اش این‌گونه تصور می‌شود، امروز چه چیزهایی باید تغییر کند تا آن آینده قابل تصورتر و دست‌یافتنی‌تر شود؟

 

  • داده‌های این بررسی بر اساس هوش مصنوعی تحلیل شده است.