02 نوامبر 2026

می‌خواهم زندگی آرامی داشته باشم، آرام و آزاد و قانون‌مدار

آرمینه ــ ۷۰ ساله، معلم بازنشسته، ایران

پاسخ دادن به سؤالاتی درباره‌ی ایران ۱۴۲۰ برایم خیلی سخت است، پانزده سال دیگر هشتادوپنج‌ساله خواهم بود و نمی‌دانم آیا زنده خواهم بود و چه کاری می‌توانم انجام دهم. اما امیدوارم ایران ۱۴۲۰ را ببینم و با اینکه در هشتادوپنج‌سالگی خیلی از امکان‌ها محدود می‌شوند، در ساختن آن نقشی داشته باشم. 

وقتی به ایران ۱۴۲۰ فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد صبح که از خواب بیدار می‌شوم، در آرامش و صلح باشم و نگران بی‌ثباتی، بحران و مسائل روزمره نباشم؛ اینکه خبر بد امروز چیست، چه بر سر زندگی روزمره‌ی ما آمده، اینترنت داریم یا نداریم، فیلترشکن داریم یا نداریم، می‌توانیم با خانواده‌مان در خارج از کشور یا با دوستانمان در ایران تماس داشته باشیم یا نه، چگونه باید به خیابان برویم و آیا لباسمان مناسب است یا نه، آیا برنامه‌ای که قرار است اجرا شود برگزار می‌شود یا لغو می‌شود.

به‌ویژه چون نمی‌خواهم فقط از خودم حرف بزنم و می‌خواهم درباره‌ی همه‌ی مردم ایران صحبت کنم، برایم مهم است که مدارس به‌دلیل آلودگی هوا، تظاهرات یا بحران‌های حکومتی تعطیل نباشند؛ دانشگاه‌ها فعال باشند؛ با کشورهای مختلف ارتباط داشته باشیم؛ ثبات اقتصادی و اقتصادی رو به رشد داشته باشیم و مسئله‌ی بیکاری تا این اندازه زندگی مردم را تحت تأثیر قرار ندهد.

دلم می‌خواهد همه، به‌ویژه جوانان ما، وقتی صبح از خانه بیرون می‌روند و زندگی روزانه‌شان را آغاز می‌کنند، آرامش و صلح داشته باشند. دلم می‌خواهد دختران و پسران با پوشش‌ها و سبک‌های متفاوت و رنگارنگ در خیابان حضور داشته باشند. دلم می‌خواهد جامعه‌ای متنوع و ایرانی قانون‌مدار داشته باشیم؛ با دموکراسی، آزادی، صلح، آرامش و زندگی فرهنگی فعال.

تجربه‌ی شخصی من پیش از هر چیز تجربه‌ی زن بودن است. من یک زنم و همه‌ی نگرانی‌هایی را که زنان در این کشور در تمام این سال‌ها داشته‌اند، تجربه کرده‌ام؛ نگرانی درباره‌ی اینکه در آموزش چه جایگاهی داریم، چگونه باید لباس بپوشیم، هنگام رانندگی برایمان مزاحمت ایجاد می‌شود یا نه و بسیاری مسائل دیگر. دلم می‌خواهد این نگرانی‌ها وجود نداشته باشد و بتوانم به‌عنوان یک زن زندگی آرامی داشته باشم.

مسئله‌ی دیگر برای من آموزش‌وپرورش است، چون خودم در این حوزه فعال بوده‌ام. دلم می‌خواهد آموزش‌وپرورش ما مستقل باشد و از هر دین و مکتب خاصی آزاد باشد. مکتب‌های مختلفِ انسان‌گرا، طبیعت‌گرا و کودک‌محور بتوانند مدارس و دانشگاه‌های خودشان را داشته باشند و علمْ امکانِ رشد و تکامل پیدا کند. آزادی در تعلیم‌وتربیت و آموزش برای من بسیار مهم است. همچنین دلم می‌خواهد نقش جوانان را جدی بگیریم؛ جوان‌ها را درک کنیم، به آن‌ها اهمیت بدهیم و به نظراتشان توجه کنیم.

در پاسخ به اینکه چند درصد از ایرانیان با من موافق‌اند، فکر می‌کنم اکثریت جامعه، مثل من، خواهان زندگی آرام، همراه با صلح و آزادی هستند. درباره‌ی قشر تحصیل‌کرده هم فکر می‌کنم بیشتر آن‌ها با بخش بزرگی از حرف‌های من موافق‌اند. احساس من این است که شاید اقلیت کوچکی با این حرف‌ها مخالف باشند.

سهمی که خودم می‌توانم در ایجاد این تغییر داشته باشم این است که شهروندی فعال و یک فعال فرهنگی باشم و تجربه‌های خودم را در اختیار نسل جدید قرار دهم. وقتی آزادی، دموکراسی و آرامش وجود ندارد و زندگی روزمره با نگرانی همراه است، دست آدم بسته می‌شود و نمی‌تواند کارهایش را به‌خوبی انجام دهد. اگر این شرایط فراهم باشد، من هم می‌توانم کارهای زیادی انجام دهم.

درباره‌ی باورها و عادت‌هایی که برای رسیدن به چنین تغییری باید تغییر کنند، به نظرم بخشی از این تغییرات همین حالا در حال رخ دادن است. برایم جالب است که بخشی از مسائل سنتی و دست‌وپاگیری که در جامعه‌ی ما وجود داشته، بدون آنکه حکومت آن‌ها را تغییر دهد، به‌دست خود مردم در حال تغییر است.

به نظرم نگاه مردم به بسیاری از مسائل مربوط به آزادی‌های فردی، احترام به انتخاب فردی، تنوع و مسائل مشابه در حال تغییر است. جدایی دین از سیاست نیز برای مردم ملموس‌تر شده است. آزادی انتخاب ادیان و احترام به انسان‌های سکولار و متدین باید برای همه فراهم باشد. بسیاری از سنت‌های قدیمی، حتی بدون آنکه از نظر قانونی تغییری رخ داده باشد، در میان مردم تغییر کرده‌اند.

حتی درباره‌ی اعدام و مجازات نیز، به نظرم جامعه در حال تحول است. مردم دیگر مانند گذشته اعدام و مجازات‌های بسیار شدید را نمی‌پذیرند. این‌ها همه از تغییراتی است که در جامعه در حال شکل گرفتن است.

در کنار این تغییرات، چیزهایی هم وجود دارد که باید حفظ شوند. به نظرم احترام به آزادی‌های فردی و حقوق فردی از جمله‌ی آن‌هاست. احترام به منابع طبیعی نیز از چیزهایی است که در سال‌های اخیر در جامعه رشد کرده است؛ همین‌طور احترام به محیط زیست، حفظ تمامیت ارضی ایران و حفظ فرهنگ ایرانی.

یکی از چیزهای مثبتی که به نظرم در جامعه‌ی ما بسیار اهمیت دارد، توجه به فرهنگ غنی ایرانی است. فکر می‌کنم خانواده‌ها و مردم تلاش زیادی کرده‌اند که این فرهنگ را حفظ کنند و رشد دهند. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از زمینه‌ها حکومت نتوانسته موفق شود و جامعه مسیر رشد خودش را پیدا کرده است.

در حالی که حکومت از نظر قانون‌گذاری در بسیاری از موارد از مردم عقب‌تر مانده، خود جامعه رشد کرده است. مخالفت با اعدام در جامعه افزایش پیدا کرده، همدلی بیشتر شده، آزادی‌های فردی اهمیت بیشتری پیدا کرده و حتی رعایت نظم و ترتیب، به نظر من، در بسیاری از جاها رشد کرده است.

من بسیار امیدوارم. فکر می‌کنم جامعه‌ای که بدون فراهم بودن امکانات لازم توانسته تا این اندازه رشد کند، حتماً آینده‌ی خوبی خواهد داشت. به آینده‌ی ایران بسیار امیدوارم.