روایتی از ۹ روز زندگی زیر باران بمبهای تهران: «ما رها شدهایم؟»
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
پاسخ این پرسش راز سربستهای نیست؛ برای توضیح آن لازم نیست عقدههای پیچیدهی روانی-اجتماعی را بررسی کنیم. برای متجاوزان، تجاوز آسان است. و باید جلوی آنها را بگیریم.
روز ۲۷ اوت ۱۹۷۰ روزنامهی کابل تایمز، یک روزنامهی دولتی انگلیسیزبان، مقالهای در صفحهی اول خود با این عنوان منتشر کرد: «اولین فیلم بلند افغانستان در کابل اکران شد». فیلم مزبور با نام روزگاران در حقیقت سه فیلم مجزا با بازیگران و عوامل مستقل بود که در قالب یک مجموعه به نمایش در آمد.
پرخوانندهترین فیلسوف زندهی آلمان در جهان، کرهایتبار است. بیونگ-چول هان (متولد سئول، ۱۹۵۹) استاد هنر دانشگاه برلین، ده سال قبل با کتاب جامعهی خستگی به شهرت جهانی دست یافت. از آن زمان او یک دوجین مقالات شعائری مشابه منتشر کرده و در آنها نقد اجتماعگرایانهی ویژهای از وجوه مختلف نظام سرمایهداری معاصر انجام داده است. اثر اخیر او ناپدید شدن شعائر (هردر، ۲۰۲۰) است. این مصاحبه در مورد این کتاب است.
من در حالی مشغول نوشتن این سطورم که خانهی کودکیام ویران شده است و اعضای خانوادهام، که به فقر و فلاکت مبتلا شدهاند، در جستجوی کمک از بیمارستانی به بیمارستانی دیگر در رفت و آمدند. به جای تحلیل سیاسی و تکرار اطلاعاتی که خود من اغلب به سبب بدیهی بودن و سادهسازی شدن به منظور مصرف تودهای از آنها اجتناب کردهام، مایلام به بررسی فقدانی درازمدتتر، فقدان چیزی عمیقتر و مهمتر و چیزی که قابلیت بقا و تداوم دارد بپردازم.
دلام برای فریاد کشیدن بر سر داور در هوای سرد استادیوم فوتبال تنگ شده است. دلام برای لذت شعار دادن و آن زمانی که صدای نازکام با صدای هماهنگ جمع پیوند میخورد و کامل میشود تنگ شده است. دلام برای آن حس قلقلکوار که ترکیبی است از اضطراب و سرگیجه تنگ شده است، همان حسی که در لحظهی ورود به جمعیت حاضر در جشنواره، فوتبال، کارناوال یا تظاهرات به آدم دست میدهد.
الکساندر لوکاشنکو، فرمانروای خودکامه، پس از ۲۶ سال حکمرانی پشتیبانی مردم بلاروس را از دست داده است. حتی اگر رژیم بتواند بر سر کار بماند، بهای گزافی برای تحمیل ظالمانهی وضع موجود پرداخت خواهد کرد. استرید سام، کارشناس اهل بلاروس، در مصاحبه با نشریهی «شرق اروپا» [Osteruropa] دربارهی رویدادهای جاری و آنچه بعد از این روی خواهد داد سخن میگوید.
تیموتی اسنایدر ــ نویسندهی برندهی جایزه و استاد دانشگاه یِیل ــ متخصص تاریخ اروپای مرکزی و شرقی و هولوکاست است. اسنایدر از الگوهای تاریخیِ جالبی سخن میگوید که با مطالعهی تاریخ به آنها پی برده است؛ او همچنین میگوید که این الگوها چه چیزی را دربارهی آیندهی دموکراسیها به ما نشان میدهند. او حقیقت را پایه و اساس دموکراسیِ سالم میداند و نسبت به شکاف عمیق میان صدق و کذب در سیاست کنونی هشدار میدهد.
دیوژن کلبیمسلک نخستین جهانوطن بود. وقتی از او میپرسیدند اهل کجاست، نه از طبقهی اجتماعیِ خود حرف میزد، نه از جنسیت یا تبار یا موقعیت اجتماعیاش به عنوان یک انسان آزاد. فقط میگفت که «جهانوطن» است. مارتا نوسبام، فیلسوف ۷۳ سالهی آمریکایی، در کتاب سنت جهانوطنی: آرمانی شرافتمندانه اما معیوب، با بازگویی این داستان اعتبار این ایده را میسنجد.
وقتی نوبت به جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت میرسد، ملادیچ دیگر تنها نیست و همتایان فراوانی دارد. وجه تمایز ملادیچ این واقعیت است که او را تعقیب کردند و به محاکمه کشاندند. سه سال قبل او به علت صدور فرمان کشتار در سربرنیتسا به نسلکشی محکوم شد.
روشنفکر لبنانی، جبران خلیل جبران، درست میگفت که «آنانی که با جوهر مینویسند شبیه به آنهایی نیستند که با خون دل مینویسند.» و نویسندگان فمینیست عرب بهترین مصداق این گفتهاند.
ترکیبی از جنگلزدایی، آتشسوزیهای جنگلی و خشکسالی صدها خفاش میوهخوار را از زیستگاه اصلیشان به باغهای میوه در نزدیکی مزارع متراکم پرورش خوک رانده است. این شرایط سبب ظهور ویروس نیپا شد که از خفاشهای مبتلا به بیماری به خوکها سرایت کرد و از خوکها به مزرعهداران. طی دو سال بعد بیماری بیش از صد نفر را کشت. این اتفاق باید باعث هشدار میشد.
در نیم قرن گذشته جهان بر اثر جریانهای تجارت و سرمایهگذاری دگرگون شده است. منابع غذایی و تولید همه چیز، از کفش ورزشی گرفته تا تلفنهای همراه، دگرگون شده است. تحقیق و استعلام بانکی در نیوکاسل (بریتانیا) در بنگلور (هندوستان) مورد رسیدگی قرار میگیرد. شغلهای صنعتیِ تضمینشده در اروپا و آمریکای شمالی محو شدهاند و در آن سوی دیگر جهان از نو نمایان شدهاند.
چطور دهها نهاد ریز و درشت دولتی در ایران توانستند سیاستهای جداسازی جنسیتی را توجیه کرده و بقبولانند؟ شیوههای اجرایی این قوانین و آییننامهها چطور شکل گرفت و پیش رفت؟ چه کسانی از فضاهای جداسازیشده استفاده میکنند و این فضاهای عمومی خطکشی و مرزبندی شده، برای زنان چه معنا و مفهومی دارد؟
شولومو آوینری، روشنفکر و دانشور نامدار اسرائیلی، تلاش کرده است ارتباط مارکس را با یهودی بودن او بهرغم کمبود اطلاعات تاریخی روشن کند. آوینری تبیینهای خیرهکنندهای را مطرح میکند، که با اظهاراتی از روی حدس و گمان توضیح داده میشود.
از انقلاب فرانسه به این سو که جامعهی غربی وارد دوران مدرنیته شد، شکل رابطهی قدرت و هنر هم تغییر کرد. حتی در آخرین شکل این رابطه که تا قرن بیستم میلادی ادامه داشت و حتی امروز نیز در برخی کشورها نظیر فرانسه همچنان رایج است، دولت وظیفهی قانونی دارد که مقداری از بودجهی مورد نیاز تولید آثار هنری را بپردازد، حتی اگر این هنر اعتراضی و در مخالفت با سیاستهای دولت باشد.
در زمان ویروس کرونا، اصطلاح کمک متقابل را برای توصیف طرحهای تعاونیِ داوطلبانهی جدید پرشماری به کار بردهاند که در واکنش به این فاجعه پدیده آمدهاند. «همبستگی نه نیکوکاری»، به مثابهی آرمان کمک متقابل، این روزها ورد زبانهاست.
چرا در ایران آمار اعدام یکی از بالاترینها در جهان است؟ آیا این اعدامها توجیه فقهی دارد؟ مبانی حقوقی اعدام و قوانین کیفری در ایران چیست؟ اینها از جمله سؤالاتیست که در گفتگو با مهدی خلجی، پژوهشگر دینی، و شادی صدر، حقوقدان و وکیل دادگستری مطرح کردهایم.
ژیزل حلیمی، حقوقدان، وکیل دعاوی، مبارز ضد استعمار، مدافعِ حقوق زنان و یکی از چهرههای برجستهی فمینیسم در فرانسه در روز 28 ژوئیهی سال جاری در سن ۹٣ سالگی چشم از جهان فروبست.