گوسالهی جنگ، یادداشتهایی پراکنده از روزهایی بغضآلود
شهره اخوان
یک انقلاب و دو جنگ. سهم همنسلان من از این سرزمین تاکنون. بعد از این چه خواهد شد، نمیدانم.
یک انقلاب و دو جنگ. سهم همنسلان من از این سرزمین تاکنون. بعد از این چه خواهد شد، نمیدانم.
چند دهه است که حضور مهاجران افغان در ایران به مسئلهای سیاسی و اجتماعی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده، و در بزنگاههای گوناگون ــ از بحرانهای اقتصادی و جنبشها و اعتراضات علیه نظام تا تنشهای منطقهای ــ بارها موجی از اخراج دستهجمعیِ آنها به راه افتاده است.
ما در اعماق روحمان دنبال راه بهتری بودیم اما انگار راه بهتری وجود نداشت. جامعه ناگهان خود را ناتوان از موضعگیری، عمل یا حتی اندوه دستهجمعی مییافت.
برای بسیاری از مردم، کشور منبع هویت است: نوعی پایه و اساس، نوعی خمیره و سرشت، نوعی پرچم و بیرق. اما وقتی انقلابی را از سر میگذرانید چه اتفاقی رخ میدهد؟ وقتی گسلِ تاریخ تکان میخورد و تمام ارکان زندگیتان به لرزه میافتد چه میشود؟
تا کمر از پنجره خم شدم تا سمت راست را بهتر ببینم. مامان هم هراسان کنار پنجره است. میپرسد چی شده، کجا منفجر شده؟
جمعیت مازندران ۳/۵ میلیون نفر است ولی نیروی انتظامی میگوید از ۲۴ تا ۳۰ خرداد ۶ میلیون نفر وارد مازندان شدهاند که تقریباً دو برابر جمعیت استان است.
لیبرالیسم رادیکالی که در گفتهی بارگاس یوسا وجود دارد ممکن است در میان نویسندگان داستان و رمان به طور کلی حضور داشته باشد اما تاریخ مدرن گفتگوها را به شیوهای شکل داده است که به نظر میرسد ما اظهارات جدید آشکاری دربارهی ضدیت با جنگ نداریم.
«من و خانوادهام قربانیِ این جنگ خونین هستیم. لطفاً به ما کمک کنید تا راه امنی برای خروج از غزه بیابیم و خانوادهام را نجات دهید. لطفاً این پیام را با دیگران در میان بگذارید.»