23 ژوئن 2026
مبارزهی زنان هرات برای آزادی
مریم فومنی
«در هرات زنان با احتیاطِ بیشتر از خانه بیرون میروند. یک فضای ترس و نگرانی حاکم شده است و برخی تلاش میکنند فعلاً تا حد ممکن بیرون نروند. یا اگر هم میروند با چادریهایی که تمام بدن و صورتشان را میپوشاند بیرون بروند.»
این روایت شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، از فضای حاکم بر هرات پس از بازداشتهای اخیر زنان است.
ماجرا از آنجا شروع شد که طالبان روز جمعه، پانزده خرداد، اعلام کردند که از این به بعد زنانی که حجاب کامل ندارند بازداشت میشوند. منظور از حجاب کامل هم این است که زنان علاوه بر مانتوهای بلند و شالهای بزرگی که برسر میکنند، چادرهایی سر کنند که تمام بدن و صورتشان را بپوشاند. پای بدون جوراب و آرایشی که از زیر ماسک معلوم باشد هم مصداق «بیحجابی» دانسته میشود. علاوه بر اعلام این محدودیت در خطبههای نماز جمعه و مساجد، وکیلهای هر منطقه هم به خانوادهها پیام فرستادند که اجازه ندهند دختران و همسران و مادرانشان با حجابی غیر از آنچه طالبان مقرر کرده از خانه بیرون شوند.
روز شنبه، شانزدهم خرداد، پس از اعلام این هشدارها در نماز جمعه، وقتی زنان هراتی با همان مانتوهای بلند و شالهای بزرگی که همیشه میپوشند و ماسکهایی که برخی به چهره داشتند، به خیابان رفتند، مأموران طالبان بسیاری از آنها را بازداشت کردند. در پی این بازداشتها بود که زنان هراتی با همراهی شماری از مردان روز سهشنبه، ۱۹ خرداد به خیابان آمدند. دهها تن از معترضان بازداشت شدند، یک زن و یک کودک کشته شدند، معترضان را در روزهای بعد شناسایی و بازداشت کردند، و اعتراض به شدت سرکوب شد، اما زنان افغان بار دیگر صدای خود را با شعار «کار، تحصیل، آزادی» بلند کردند.
نگرانی طالبان از نافرمانی زنان هرات: «حجابشان روزبهروز پایینتر میرفت»
چنانکه شهرزاد اکبر میگوید، بازگشت اجباری هزاران نفر مهاجر از پاکستان و ایران به افغانستان، یکی از مسائلی است که در مناقشهی اخیر بر سر وضعیت پوشش زنان تأثیر داشته است: «این زنان مهاجر پوششی متفاوت از پوشش فعلی زنان داخل افغانستان داشتند. مثلاً زنانی که از ایران آمده بودند مانتو و شال میپوشند اما طالبان این پوشش را قبول ندارند و میخواهند که صورت زنان هم با چادر یا ماسک پوشانده شود طوری که فقط چشمانشان معلوم باشد.»
به گفتهی او: «زنانی که از ایران و پاکستان آمدهاند و به خصوص زنانی که مدتی در ایران زندگی کردهاند، میزان بیشتری از آزادی اجتماعی را تجربه کردهاند و حق مسلم خودشان میدانند که با همان پوشش در اجتماع حضور داشته باشند و این با دیدگاه طالب در تضاد قرار میگیرد.»
سخنان اخیر نوراحمد اسلامجار، والی هرات نگرانی طالبان از حضور بیپرواتر این زنانِ تازه به خانه برگشته را تأیید میکند. به گزارش بیبیسی، والی هرات این زنان را «متأثر از فرهنگهای بیرونی» دانسته و گفته که آنها میخواهند «چهرهی دینی و فرهنگی و تاریخی هرات را که چهرهی غیرت، ناموسداری و عزت بوده است تغییر دهند.» او با نگرانی از اینکه «حجاب زنان روزبهروز پایینتر میرفته»، زنان هراتی را که از معیارهای حجاب طالبان سرپیچی کردهاند افراد دارای «بیماری روانی و شرعی» نامیده است.
مسئله البته فقط بر سر زنانِ تازه به هرات برگشته نیست، ساکنان قدیمی این شهر نیز همیشه با کلیشهها و خواستههای طالبان فرق دارند. به گفتهی شهرزاد اکبر: «با اینکه هرات هم یک شهر بسیار پدرسالار است، اما زنان در هرات همیشه موقعیت متفاوتی با جاهای دیگر داشتهاند. زنان هرات در صنعت زعفران کار میکنند، علاقهمند به ورزش هستند، حلقههای کتابخوانی خودشان را دارند و همیشه یک بازی موش و گربهای بین زنان هرات و طالبان در جریان بوده است. دوستان هراتی برای من قصه میکنند که ما گاهی در خانهی یک دوست جمع میشویم و ورزش میکنیم. بعضیوقتها متوجه میشویم که کسی ما را تعقیب میکند و یک هفته ورزش نمیکنیم، باز هفتهی دیگر ورزش را از سر میگیریم. الان چند سالی است که زنان هرات این برنامهها را دارند. حالا طالبان با این بازداشتها میخواهند به زنان هرات پیام بفرستند که ما میبینیم که شما نافرمانی میکنید و میخواهیم سرکوبتان کنیم.»
بازداشتهایی که مردان را هم به خیابان کشاند
این البته اولین باری نیست که طالبان زنان افغان را بازداشت میکنند. در «دادگاه مردمی برای زنان افغانستان» که پاییز سال گذشته در مادرید برگزار شد، اسناد و مدارک بسیاری از این بازداشتها منتشر شد و برخی از زنان در دادگاه شهادت دادند. اما آنچه منجر به واکنش اعتراضیای فراتر از فعالان حقوق زنان شد و حتی مردان را نیز به خیابان کشاند، این بود که بازداشتهای اخیر شیوهی متفاوتی داشت.
بسیاری از زنانی که گروه گروه در خیابانهای هرات بازداشت شدند، برخلاف روال معمولِ بازداشتهای طالبان، نه فعال سیاسی و مدنی بودند و نه کارکنان دولت قبلی، آنها زنانی بودند که مثل هر روز در حال زندگی روزمرهی خودشان بودند و در راه خرید و دکتر و رفتن به خانهی خویشان و در مسیر محل کار، به بهانهی «بیحجابی» بازداشت شده بودند.
به گفتهی شهرزاد اکبر، بخشی از مردانی هم که در اعتراض به خیابان آمدند، مردان خانوادهی همین زنان بودند. «مردانی که میگفتند زنان ما حتی برای اعتراض هم بیرون نیامده بودند و چرا باید بازداشت شوند. یعنی اینجا دیگر میزان ظلم بسیار واضح شد. طالبان هم نمیتوانستند مثل همیشه قصه درست کنند که این زنها غربی هستند و پروژه دارند و میخواهند پناهنده شوند. در واقع این بار خطر به مردم عادی هم خیلی نزدیک شد و یک قسمت از آگاهی از همین احساس خطر میآید.»
ترنم سیدی، رئیس شبکهی مشارکت سیاسی زنان افغانستان میگوید در تمامیِ پنج سال گذشته زنان دست از اعتراض برنداشتند: «واقعیت این است که اکثریت مردم یا همفکر طالب بودند، یا دوست داشتند که زندگیِ آرامی داشته باشند و برای همین سکوت کردند. بسیاری از مردها اولش فکر میکردند که حتماً طالبان به نفع ما حرف میزنند و آمدهاند که حکومت خوب اسلامی راه بیندازند. اما حالا میبینند که طالبان نه تنها به جان و مال و زندگی مردم رحمی ندارند، بلکه میآیند زنهای آنها را هم میبرند و میگویند اگر فلان قدر پول ندهید آزادشان نمیکنیم.»
شهرزاد اکبر، بخشی از اعتراض مردان افغان به بازداشتهای اخیر زنان را برخاسته از یک دیدگاه مردسالارانه میداند. دیدگاهی که به گفتهی او این برخورد طالبان با زنان را تعرض به «ناموس» خودشان میدانند. در روزهای پس از بازداشت زنان، مردانی که در مخالفت با طالبان صدایشان را بلند کردهاند، بارها این تعرض به ناموس را تأکید میکنند.
شهرزاد اکبر البته بخش دیگر همراه شدن مردان را در این میبیند که مردم از وضعیت اقتصادی، تبعیضهای قومی و مذهبی و نحوهی ادارهی کشور به تنگ آمدهاند. او میگوید حتی برخی از طرفداران طالبان هم از این برخورد امر به معروف ناراحتند. او میگوید «به هر حال دین بخش عمدهی هویت مردم افغانستان است. یک رفتار طالب که تحملش برای مردم بسیار سخت است و آن را اهانتبار میدانند، این است که طالبان مردم را به رعایت نکردن دین متهم میکنند، و مردم را مجازات و محدود میکنند. مردم میگویند ما چندین قرن است که مسلمان هستیم و اسلام بخشی مهم از تاریخ ما است و به خاطر اسلام بارها جنگیدهایم، حالا تو چه کاره هستی که به ما بگویی اسلام چیست؟ و رفتار ما بر طبق مسلمانی نیست.»
به گفتهی او بسیاری از زنانی که به دست طالبان بازداشت شدند و آزار دیدند، نماز میخوانند و زیارت میروند و تمام فرائض دینی را به جا میآورند. برای همین برایشان بسیار اهانتبار است که طالب به آنها بگوید که تو پوشش اسلامی را رعایت نمیکنی.»
چنانکه فروزان امیری، نویسنده و پژوهشگر افغان توضیح میدهد این بازداشتهای گسترده، باعث ایجاد یک خشم همگانی شد که ترس را در مردم از بین برد و کمک کرد که به خیابان بیایند و اعتراض کنند: «طالبان اصلاً فکر نمیکردند که زنان و مردان با این سرکوب شدیدی که از ابتدای تسلط این گروه بر افغانستان حاکم بود، بالاخره ایستاد شوند و شروع به اعتراض کنند. اعتراض روز سهشنبه در هرات در واقع تکان عمیقی به این طالبان داد و این تصورشان که مردم همیشه از این ترس و وحشتی که ایجاد شده سکوت میکنند متزلزل شد.»
زنان افغان از «آزادی» چه میخواهند؟
«کار، تحصیل، آزادی»، این شعار زنان افغان از نخستین اعتراضها پس از قدرت گرفتن دوبارهی طالبان افغان، این بار هم شعار اصلی معترضان بود. در ویدئوهایی که از اعتراضات خیابانی هرات منتشر شده، شعار «زن، زندگی، آزادی» هم شنیده میشود.
شهرزاد اکبر در پاسخ به اینکه زنان افغان از «آزادی» چه میخواهند؟ میگوید: «خواست زنان افغانستان متنوع و متکثر است، اما من فکر میکنم وقتی که زنان شعار «آزادی» میدهند، فارغ از همهی اختلافنظرهایی که ممکن است با هم داشته باشند، منظورشان آزادی از سرکوب طالب است. آزادی از طالبانی که آنها را از مکتب محروم کرده، از دانشگاه و کار و سفر و مشارکت در سیاست محروم کرده است. زنان افغان در مورد اینکه بالا و پایین این آزادی چه است و کجاست، ممکن است اختلاف نظر بسیاری داشته باشند. ولی در این لحظه معنایش آزادی از دست طالبان است.»
او توضیح میدهد که در دوران جمهوریت هم، زنان همچنان به دلیل ساختار سنتی و مردسالار جامعه در موقعیت برابر نبودند، اما دستکم این امکان وجود داشت که برای تغییر این وضعیت تلاش کنند و الزامات قانونی هم حامی این تلاشها بود: «من وقتی که در افغانستان کار و زندگی میکردم هر روز از میزان جنسیتزدگی دیدگاه مردم اطرافم و نظامی که در آن کار میکردم، رنج میبردم. با وجودی که من در سالهای آخر حکومت یک مقام حکومتی عالیرتبه داشتم، و رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر بودم، ولی میدیدم که در ساختار آن جامعه، من به دلیل زن بودنم گاهی حتی از مردی که رانندهام بود در ردهی بسیار پایینتری قرار میگرفتم و بسیار آسیبپذیرتر بودم. یعنی حتی آن موقعیت کلان دولتی هم برای من محافظت ایجاد نمیکرد.»
فروزان امیری در توضیح چند لایه بودن جامعهی افغانستان، میگوید: «برخی از مردها این تفکر را دارند که درستش همین است که زنها در خانه باشند و اگر بیرون میروند همان حجاب اصیل و طالبانی را رعایت کنند، برخی زنها هم خیلی مشکلی با وضعیت فعلی ندارند. بیشتر آنها زنانی هستند که فرصت تحصیل و بیرون شدن از خانه را پیدا نکردهاند. این گروه از زنان در همین فرهنگ و باور و سنتهای افراطی حل شدهاند و حتی ممکن است پوششی را که خودش دوست داشته باشد به دلیل اینکه جامعه و سنت و فرهنگ و دین آن را بد میدانند، کنار بگذارد و هیچوقت به خودش اجازه ندهد که پوشش دلبخواهش را داشته باشند.»
به گفتهی او: «لایهی دیگر این جامعه زنانی هستند که پس از روی کار آمدن طالبان، حس زندانی بودن در زندان افغانستان را تجربه میکنند، زنانی که از کنشهایی مثل آتش زدن چادر به شدت استقبال میکنند و آن را تجسم همان خشم فروخوردهای میدانند که خودشان بستری برای بیرون ریختن آن را ندارند. در کنار اینها گروههای سکولار و روشنفکری هم هستند که تلاش میکنند نشان دهند که خشم زن افغانستانی از این همه ستم و سرکوب به قدری است که دیگر پایبند هیچ اصلی از اصول حتی مذهبی و دینی و عرفی و عقیدتی نباشد و فضا اینقدر برای زنان تنگ شده که باید حتماً این چارچوبها را بشکنند. اما یک گروه دیگری که میانهروتر هستند، باورشان این است که نتیجهی این اعمال میتواند در جامعهی سنتی و بستهی افغانستان معکوس باشد.»
این نویسندهی افغان معتقد است چیزی که همهی این زنان معترض را فراتر از نحوهی نگاهشان متحد میکند «بحث آزادی انتخاب و آزادی عمل» است. به گفتهی او آن آزادی تعریفش برای یک زنی که پایبند به حجاب اسلامیِ مورد پسند طالبان نیست، ممکن است الان به معنای نداشتن پوشش چادر و انتخاب پوششی باشد که خودش لازم میبیند. اما همان زن محجبه هم که در اعتراضات ایستاده است و پلاکارد میگیرد و در رسانهها صحبت میکند، آزادی میخواهد. آنها میخواهند زن آزادی داشته باشد که حتی در دل همان جامعه چه با حجاب باشد و چه پیرو این حجاب تحمیلی نباشد، کسی برایش ممانعتی ایجاد نکند.»
فروزان امیری میگوید بحث آزادی در وضعیت فعلی زنان افغانستان صرفاً به پوشش و یا روسری محدود نمیشود: «مؤاخذه و سلب آزادی زنان افغانستان در حوزههای مختلف و حتی خصوصیترین تصمیمها و زاویههای زندگیشان رخنه کرده و برای همین آزادی که در این شعارها مطرح میشود، آزادی به معنای کلیتر و آزادی به معنای آزادی تصمیمگیری، آزادی عمل و آزادی انتخاب پوشش را در برمیگیرد. همین است که زنهای افغانستان را زیر یک شعار واحد کنار هم ایستاده میکند و ما میبینیم این روزها در اعتراضات زنِ باحجاب با یک زنی که طرفدار حجاب نیست در کنار هم میایستند. ما میبینیم زنی که روسری دارد آنجا ایستاده و شعار میدهد و در کنارش یک زن دیگر که باوری به روسری ندارد و آن را ابزاری برای به بند کشیدن زنان میداند، روسری را آتش میزند.»
ترنم سیدی برای توضیح این وضعیت از زندگی خودش مثال میزند. او که شال نازکش فقط بخشی از موهای سرش را پوشانده و چهره و گردنش پیدا است، میگوید من همین حجاب را الان هم که در کانادا زندگی میکنم و هیچ اجباری در زندگیام نیست، دارم و آن را با اختیار خودم انتخاب کردهام. مردم افغانستان این را میخواهند. اختیار داشتن در رفتار، گفتار و پوشش: «در بیست سال جمهوریت در قانون اساسیِ ما حجابْ اختیاری بود. یعنی تو اگر سرت لخت بود، پایت لخت بود، اصلاً حجاب داشتی یا نداشتی. کسی حق نداشت به تو بگوید که چرا این کار را کردی؟ خیلی از زنها بودند که حجاب نداشتند. یا زنانی بودند که یک شالی روی سر یا روی شانهشان میانداختند. خود من آن زمان در افغانستان با شلوار بیرون میرفتم و کلاه سرم میکردم، اما خیلیها هم بودند که چادری سر میکردند، ولی امروز طالبان یک چیزی را اجبار میکنند و هر چیز اجباری تلخ است.»
مبارزهای که فقط با طالبان نیست
این اجبار البته فقط از طرف طالبان نیست، بسیاری از زنان افغان در خانههای خودشان و خیابانهای شهر هم با اجبارِ تحمیل شده از طرف خانواده و جامعه در نبردند و حتی وقتی بازداشت میشوند، هزینهای مضاعف را در بیرون از زندان هم متحمل شوند.
به گفتهی شهرزاد اکبر در افغانستان زندان رفتن برای زنان هزینهی اجتماعی دارد و بسیاری از زنان حتی اگر برای چند ساعت بازداشت شوند، برگشتشان به خانواده بسیار مشکل است و از طرف خانواده و جامعه طرد میشوند.
«یعنی جامعه به جای اینکه سرکوبگر و متجاوز را مقصر بداند، زنی را که قربانی آن سرکوب یا تجاوز بوده ملامت میکند.»
فروزان امیری نیز میگوید: «تلخترین پیامهایی که در این اواخر از زنان جوان میگرفتیم این بود که ما وقتی میخواهیم با همین لباس و مانتوی بلند، بیرون برویم، پدرهایمان میگویند بیرون نرو، اگر تو را گرفتند من کاری نخواهم کرد و خودت دانی و خودت. یعنی من ضمانتت نمیکنم. یا مادرانشان به آنها میگویند حالا چه میشود که چادر هم بپوشی که مشکلی درست نشود؟»
براساس گزارشهای رسیده از هرات، فضای شهر به شدت امنیتی است و فعالان مدنی و سیاسی امیدی به شکلگیری اعتراضات چشمگیر خیابانی در آیندهی نزدیک ندارد. اما چنانکه فروزان امیری میگوید: «همین الانها هم گروههای مختلف و بهخصوص زنان، در فضاهای غیرعمومی و خانهها دور هم جمع میشوند و برای اعتراض برنامهریزی میکنند، دیوارنویسیها ادامه دارند و حتی شاهد سوزاندن تصویرهای رهبران طالبان در کوچههای هرات و کابل و مزارشریف هستیم که ویدئوهایش در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند. مردم با انواع و اقسام راهها سعی میکنند روایتهایشان را بهرغم همهی محدودیتها حتی شده با نامهای مستعار و با صداهای تغییر داده شده در پادکستها، منتشر کنند. اینها همه جرقههای روشنیست که ممکن است این اعتراض، حداقل اگر نه به این زودی، در آینده، شروعی برای ایستادگی باشد.»
