سرزمین ناشناخته
الیف شفق
دورانِ ما دوران دلهره و تشویش است ــ نوعی اضطرابِ وجودی و فرسودگیِ ذهنی در زندگیِ روزمره به چشم میخورد، نوعی سردرگمیِ بیسابقه که هنوز چندان حاضر به اذعان به آن یا قادر به درکش نیستیم.
دورانِ ما دوران دلهره و تشویش است ــ نوعی اضطرابِ وجودی و فرسودگیِ ذهنی در زندگیِ روزمره به چشم میخورد، نوعی سردرگمیِ بیسابقه که هنوز چندان حاضر به اذعان به آن یا قادر به درکش نیستیم.
سلماز شایلان در ایران و ایتالیا در رشتهی هنر تحصیل کرده و دربارهی نقوش سوزندوزیهای مناطق مختلف ایران و افغانستان مطالعه میکند. او میگوید که در پس بسیاری از سنتها و هنرهای زیبای ترکمنها، رنج زنان نهفته است و هنر، تنها زبان و سلاح مبارزهی زنانِ ترکمن است.
جنبش اعتراضی مردم ایران، چه خصلتهائی دارد و خبر از چه تحولی در جامعهی ایران میدهد؟ مردم معترض چگونه ایرانی میخواهند؟ مطالبات و حقوق اقوام مختلف در ایران را چگونه میتوان تأمین کرد؟ آیا ما به قانون اساسی تازهای نیاز داریم؟
بخش کردی رادیو ایروان در سال ۱۹۵۵ با تصمیم دولت اتحاد جماهیر شوروی برای ترویج «تمدن سوسیالیستی» در میان کردها بهعنوان بخشی از برنامهی «برخوردِ برابر» تأسیس شد. این رادیو به ترویج فرهنگ، هنر، موسیقی و ادبیات کردی و شکلگیری گنجینه و آرشیو عظیم فرهنگی کمک کرد و به مرور زمان به یکی از حاملان مهم فرهنگ کردی، بهویژه در میان کردهای ترکیه، تبدیل شد.
به شخصه نمیدانم حساسیتها و دریافتها و اندیشههای من تا چه اندازه با این زبانِ دشوار و نه چندان دقیق اما بسیار سرزندهی لهستانی شکل گرفتهاند. آیا میتوانستم آنچه را که نوشتناش برای من اهمیت اساسی داشته به زبان دیگری بنویسم؟ آیا باید از بابت این تقدیرِ زبانیام شکرگزار باشم؟
لودویگ ویتگنشتاین زمانی به دوستی گفت: «من آدمی مذهبی نیستم اما چارهای ندارم جز این که هر مسئلهای را از دیدگاهی مذهبی بنگرم.» این مسائلی که او ادعا میکرد از دیدگاهی مذهبی در آنها نظر میکند معمولاً موضوعات خاص و عملیِ مربوط به منطق و زبان بودند. ویتگنشتاین پیش از آن که به فلسفه روی آورد تربیت و آموزش مهندسی دیده بود...
آیا میتوان ارائهی اطلاعات غلط، تحریفهای حساب شده، و در بهترین حالت اشتباهات فاحش، را «لغزش کلامی» خواند؟ تفاوت عمدهی زبان ملیگرایی و زبان جهانوطنی چیست؟ آیا کسی که خود را شهروند جهان میداند شهروند «ناکجا» است؟