خاورمیانه چقدر فقیر است؟
جیمز ال. گلوین
امنیت انسانی یعنی «رهاییِ آدمیان از تهدیدهای شدید، گسترده، طولانی و فراگیری که زندگی و آزادیشان را به خطر میاندازد.»
امنیت انسانی یعنی «رهاییِ آدمیان از تهدیدهای شدید، گسترده، طولانی و فراگیری که زندگی و آزادیشان را به خطر میاندازد.»
آیا ما انسانها میتوانیم بر سر ارزشهایی توافق کنیم که به ما اجازه خواهند داد با خطرات فراوانی که خود و سیارهمان با آن مواجهایم مقابله کنیم؟ منظورم همهی ما است، زیرا هیچ گروه یا ملتی از این مشکلات در امان نیست.
اگر عقیده داشته باشیم که انسان دست به هر کاری میزند تا زنده بماند، در این صورت وقتی کسی تصمیم میگیرد که بدنش را از غذا محروم کند حیران و نگران خواهیم شد.
انقلاب، و همچنین ورشکستگی، به دو صورت رخ میدهد: ابتدا به تدریج، و سپس ناگهان.
مایکل والزر، فیلسوف آمریکایی، در این کتاب تعریفی «اخلاقی»، و نه «سیاسی»، از صفت «لیبرال» ارائه میکند: فردی که فارغ از تعهدات ایدئولوژیکِ خود، روادار، بلندنظر، منصف و عاری از تعصب است و احساس نمیکند که حتماً باید در هر بحثی پیروز شود.
حتی اگر ارتباط میان تأمین آب و شورش در یک کشور کاملاً تصادفی باشد، هیچکس نمیتواند ارتباط میان تأمین آب و منازعهی کشورها را انکار کند.
امروز که برای دریافت جایزهی صلح اینجا ایستادهام، از خود میپرسم: «دنیای قصهها و افسانهها دربارهی صلح به ما چه میگوید؟»
چطور میتوان پس از دههها منازعه و در زمین سختِ واقعیت چشماندازی برای صلح ترسیم کرد؟ آیا هنوز میتوان به ایجاد دو کشور مستقل برای پایان منازعهی اسرائیل و فلسطین امیدوار بود؟ به تشکیل یک کشور مشترک چطور؟ و اگر هیچیک از این دو راهحل دیگر امکانپذیر نیست، این منازعه را چطور میتوان حل کرد یا دستکم کاهش داد؟