تب‌های اولیه

خاطرات شانزده زن ایرانی

منصوره شجاعی

زمستان ۱۳۸۷، نسخهی پیش از انتشار کتاب «دفترچهی خاطرات....» به دستم رسید. نوشین احمدی خراسانی، نویسندهی اثر، از من خواسته بود که نسخهی تایپ شده را بخوانم و نظر بدهم. شوق انتشار اثری منتسب به تاریخ شفاهی زنان ایران در آن زمستان سرد...

هروقت زنی از سایه بیرون می‌آید قلبم جشن می‌گیرد

منصوره شجاعی

وقتی شوهر بی‌وفای‌ «راما تولای» از دنیا می‌رود، دوست قدیمی و صمیمی او «آیساتو» با نوشتن نامه‌ای به او تسلیت می‌گوید. پاسخ بلند و طولانی راما تولای به این نامه اساس شکل‌گیری داستان «نامه‌ای بسیار طولانی» شده...

خشونت مشفقانه یا تأدیب النسوان

منصوره شجاعی

تا سال‌های سال،‌ در میان اهل و نااهل از متن مغشوشی به نام «تأدیب النسوان» سخن می‌رفت اما نام نویسنده‌ی آن برهیچ‌کس روشن نبود. گاه گفته می‌شد که نویسنده، آخوندی است حجره‌نشین و گاه سخن از یکی دو شازده‌ی قجر بود و گاه به علت لحن طنزآمیز (در واقع، هجوآمیز) آن را به عبید زاکانی نسبت می‌دادند. سرانجام ...