تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
یووال نوح هراری، مورخ پرطرفدار، در کتاب جدید خود به سیاستمداران هشدار میدهد که مبادا خیزش ملیگرایی در دنیا آنها را آشفته و پریشان کند. او مینویسد که «برگزیت» صرفاً میتواند دستاندازی در مسیر «اتحاد بشر» باشد.
در فلسفهی معاصر اتفاق عجیبی افتاده است: به نظر میرسد بسیاری از فیلسوفان دیگر به وجود چیزی به عنوان «سرشت انسان» اعتقادی ندارند. آنچه این موضوع را شگفتآور میکند این است که نه تنها این رویکرد در تضاد با بخش بزرگی از تاریخ فلسفه قرار میگیرد بلکه – با وجود ادعاهای پر سروصدا در مخالفت با این واقعیت – چنین رویکردی با یافتههای علم مدرن نیز در تضاد است.
مسلط شدن شبکههای خبری بر زندگی روزانهی ما، و فراگیر شدن شبکههای اجتماعی و وابستگی روزافزون ما به آنها، به گرفتار شدن بسیاری از ما در «حبابهای شناختی» و «اتاقهای پژواک» منجر شده است. این حبابها و اتاقها چه ویژگیها و چه تفاوتهایی دارند؟ چه تأثیراث زیانباری بر ما میگذارند؟ و چگونه میشود از آنها بیرون آمد؟
تا اینجا فرض کرده و حتی بدیهی پنداشتهام که پوپولیستها اشتباه میکنند که «مردم واقعی» را از میان همهی ساکنان یک کشور بر میگزینند و شهروندان مخالف با پوپولیسم را جزئی از مردم نمیشمارند. تنها کافی است که به یادآوریم جورج والاس بیوقفه از «آمریکاییهای واقعی» حرف میزد یا دستراستیها ادعا میکردند که باراک اوباما رئیسجمهوری «غیرآمریکایی» یا حتی «ضدآمریکایی» است.
از زمان پیدایش دموکراسی در آمریکا، به مردم وعده داده شده است که با ایجاد فرصتهایی برای رقابت ایدهها در شرایطی منصفانه و آزاد، از حقیقت و حقانیت حفاظت خواهد شد. شهروندان آمریکایی مدتها است که به این «بازار ایدهها» دل بستهاند. با این حال، سال گذشته تردیدهایی در این زمینه به وجود آمد که چنین بازاری نمیتواند پیوندهای صادقانهای در عصر دوقطبی ما برقرار کند.
چرا حکومتهای دیکتاتور بیشتر از گذشته انتخابات برگزار میکنند اما دموکراسی در کشورهایشان پیشرفت نمیکند.
فیلیپ راث، رماننویسی که برندهی جوایز بسیاری شده بود، یکی از بزرگترین نویسندگان آمریکایی نسل خود، هفتهی گذشته در 85 سالگی بر اثر ایست قلبی جهان را بدرود گفت. راث، نویسندهی بیش از ۲۵ کتاب، طنزپردازی تندوتیز و واقعگرایی سازشناپذیر بود، و به سبکی جسورانه و رک با خوانندگان برخورد میکرد، سبکی که احساسات کاذب یا امید به پاداش الاهی و اجر اخروی را تحقیر میکرد.
آیا ما این حق را داریم که به هرچه میخواهیم اعتقاد داشته باشیم؟ اغلب، کسی که خودخواسته حرفی بیخردانه میزند اما با انبوه شواهد و دلایل قوی روبهرو است، در آخر بحث، به این حق فرضی متوسل میشود: «به نظر من، تغییرات اقلیمی یک جور حقهبازی است! حالا هرکسی هرچه میخواهد بگوید. من این حق را دارم که این عقیده را داشته باشم!» آیا چنین حقی واقعاً وجود دارد؟
همهی ما تصورات خودمان را در مورد زیبایی و چیزهای زیبا داریم. اما چه ویژگیهایی موجب میشود بعضی چیزها به نظر ما زیبا باشند؟ چیزهای زیبا چه اثراتی بر ذهن ما میگذارند؟ آیا زیبایی فقط در ذهن ما و در نگاه ما وجود دارد، یا امر زیبا چیزی عینی است که میشود زیبا بودن آن برای همگان را ثابت کرد؟
شنبهی گذشته برنارد لوئیس، مورخ سرشناس اسلام، در ۱۰۱ سالگی در ایالت نیوجرسی آمریکا، درگذشت. به نظر او حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ معلول تمدن اسلامیِ روبهافول بود، نظری مناقشهانگیز که بر افکار جهانیان اثر گذاشت و به شکلگیری سیاست خارجی آمریکا در دوران ریاست جمهوری جورج دابلیو بوش کمک کرد.
غیث عبدالاحد، روزنامهنگار نشریهی «گاردین»، زمانی که برای تهیهی گزارش از مناطق جنگی در خاورمیانه به سر میبرد، و دو بار نیز دستگیر شده بود، نقاشیهای آبرنگی از آن مناطق کشیده بود. این نقاشیها توانست به او کمک کند تا بر آسیبهای روانیِ ناشی از حضورش در مناطق جنگی چیره شود.
در حالی که دموکراسی در دنیای غرب تا حد زیادی در لاک دفاعی فرو رفته است، رژیم اقتدارگرا و عملگرای چین، با اتکا به پیشرفت اقتصادی و خودنمایی ملی، نوع دیگری از کشورداری را به دنیا عرضه میکند. «مدل چینی» کشورداری چه ویژگیها و چه محدودیتهایی دارد، و تا چه اندازه میتواند رقیب موجهی برای دموکراسی لیبرالی باشد؟
حتی در افکار انقلابیترین اندیشمندان نیز میتوان نکاتی یافت که به شکل غریبی آشنایند. زیگموند فروید هم از این قاعده مستثنا نیست. اعراب در میان مجموعهی آرای فروید، ایدههایی شبیه به آرای اندیشمندان سنتی اسلام یافتند. در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، هنگامی که اندیشمندان عرب آثار فروید را به عربی بر میگرداندند، دست به دامن ابن عربی، صوفی بزرگ، شدند.
فیلسوفان معمولاً پرسش «معنای زندگی چیست؟» را به دیدهی تردید مینگرند و آن را جدی نمیگیرند. اما جستوجوی معنای زندگی ناپدید نخواهد شد. من نمیتوانم به شما بگویم که معنای زندگی چیست، یا به شما اطمینان بدهم که زندگی معنایی دارد. اما میتوانم بگویم که پرسیدن این سؤال اشتباه نیست. آیا زندگی معنا دارد؟ پاسخ این است: شاید داشته باشد.
مطالعهی خشونت علیه زنان در دههی ۱۹۶۰ با پیشگامی من و همکارانم شروع شد. تحقیقات من در مورد زنانی بود که در آمریکای شمالی و اروپا زندگی میکردند و از نظر روانی در حال درمان بوده و بستری شده بودند؛ آنها قربانیان تجاوز، آزار جنسی، زنای با محارم، خشونتهای مستمر شریک زندگی، هرزهنگاری، و روسپیگری بودند.
اگر این قدر بدیهی است که پوپولیستها همیشه اقتدارگرایانِ بالفطرهای هستند که احتمالاً به نظامهای دموکراتیک به شدت آسیب میرسانند، چرا اصلاً کسی از آنها حمایت میکند؟ آیا این واقعیت که رهبران پوپولیست میلیونها هوادار در بسیاری از کشورها دارند گواه آن است که این میلیونها نفر شخصیتی اقتدارگرا دارند؟
ایستاده بر بلندای صخرهای، حس سردرگمی و سرگشتگی پریشانتان میسازد. نه تنها از سقوط میترسید، بلکه واهمه دارید که مبادا در برابر میل به پرتاب کردن خود تسلیم شوید. هیچ مانعی پیش روی شما نیست. هراس، اضطراب، و دلهره اینجا نمایان میشوند.
کودکان سرشار از پرسشهای ساده اما مهم در مورد انواع پدیدههای پیرامونشان هستند. آنها میخواهند بدانند که چرا پدیدهها به این شکل اتفاق میافتند. دلایل علمیِ موجود دربارهی دنیای پیرامون کودکان و اتفاقات واقع در آن را بر چه اساس و به چه شیوهای باید برای آنان توضیح داد؟