ماجرای یک غزل: نگاهی دوباره به غزل «چهره به چهره...» از طاهره قرة‌العین

رضا فرخ‌فال

از میان شعرهایی که از طاهره قرة‌العین (۱۲۳۰– ۱۲۶۸ ه. ق.) تاکنون به دست ما رسیده، به جرئت می‌توان گفت که غزل «چهره به چهره...» بیش از هر شعری دیگری در دوران معاصر به نام طاهره خوانده شده و در همان حال انتساب این شعر را به طاهره بیش از هر شعر دیگری به پرسش کشیده و رد و انکار کرده‌اند.

جهان در چنگ احساسات

ویلیام دیویس

در اواخر بعدازظهر یکی از جمعه‌های نوامبر پارسال، پلیس را به علت «حادثه‌ای تروریستی» به ایستگاه مترو «آکسفورد سیرکوسِ» لندن فراخواندند. از مردم خواستند که ایستگاه را ترک کنند، و در نتیجه جمعیتی انبوه به طرف خروجی‌های ایستگاه شتافتند. گزارش‌هایی درباره‌ی شلیک گلوله دهان به دهان چرخید، و عکس‌ها و ویدیوهایی در اینترنت منتشر شد که نشان می‌داد مردم در حال فرار از آن ناحیه‌اند و نیروهای مسلح پلیس به سوی آن محل می‌شتابند.

نرگس محمدی: قد کشیدن بچه‌هایم را ندیدم

آزاده پورزند، رضوان مقدم

نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و عضو کمپین لگام (لغو گام به گام مجازات اعدام) از اردیبهشت سال ۱۳۹۴ در زندان است، او اخیراً در پایان یک مرخصی‌ سه‌روزه‌ و بازگشت به زندان اوین، در یادداشت کوتاهی از تجربه‌ی بازگشت‌اش به خانه پس از سه و سال نیم نوشته است. خانم محمدی به ۱۶ سال زندان محکوم شده و همسر و فرزندان‌اش، علی و کیانا به پاریس هجرت کرده‌اند. آسو ‌این نوشته‌ را همراه با یادداشت‌هایی از دیگر فعالان اجتماعی و دوستداران نرگس محمدی به تدریج منتشر خواهد کرد. به امید آزادی اندیشه

آیا زن‌ستیزی پدیده‌ای جهانی است؟

مونا طحاوی

مونا طحاوی، روزنامه‌نگار مصری-آمریکایی، به داشتن صراحت لهجه مشهور است و در فهرست زنان قدرتمند جهان عرب نام او به چشم می‌خورد. اولین کتاب او با عنوان روسری‌ها و پرده‌های بکارت: چرا خاورمیانه نیازمند انقلابی جنسی است در سال 2015 انتشار یافت.

مرواریدی به نام ستایش

وفا بهمنی

ده ماه پیش که مسعود به ایران آمده با دختر دو ماهه‌اش خداحافظی کرده و امروز دخترش یک ساله است. نام او ستایش است. شاید این ده ماه دوری از همسر و فرزند در خیل بسیاری از افغان‌ها که سال‌هاست فرزندانشان را ندیده‌اند به چشم نیاید اما برای مسعود دوری از ستایش رنج کمی نیست. نه بزرگ شدنش را می‌بیند نه از مریض شدن‌اش خبردار می‌شود. خبر هم برسد کاری از دستش بر نمی‌آید.

دگرگونی تازه در ساختار قدرت

دیوید بروکس

روزی روزگاری قدرت در دست گروه کوچکی از نخبگان بود. این نخبگان مراتب عالیِ حکمرانی در جامعه‌ را در اختیار داشتند و سازمان‌های بزرگ و سلسله‌مراتبی را کنترل می‌کردند. نخبگان محصولات و پیغام‌های مهم را از بالا صادر می‌کردند و بقیه‌ی ما بی‌اراده آنها را مصرف می‌کردیم. بعد اینترنت از راه رسید.

پس از آزادی: روایتی از زندگی معمار «برج آزادی»

سعید کمالی دهقان

بعد از انقلاب اسلامی ایران، نام حسین امانت، معمار «برج آزادی» تهران، در فهرست مرگ قرار گرفت و معمار جوان مجبور به فرار از کشورش شد. امانت، که به دلیل پیروی از آیین بهائی تحت تعقیب بوده، از برخورد مقامات جمهوری اسلامی با بهائیان انتقاد کرده و آنان را به تجدید نظر در رفتارشان فرا می‌خواند.

جان استوارت میل و دموکراسی در زندگی

دیوید بروکس

جان استوارت میل، فیلسوف بریتانیایی، دید مثبتی نسبت به سرشت بشر داشت، و احتمالاً درک محدودی نسبت به شرارت بشر. او در دوران ویکتوریایی میزیست، زمانی که «تلاش جامعه برای محدود کردن آزادی افراد» بزرگترین مشکلِ موجود بود و، به همین دلیل، او بر آزادی فردی تأکید می‌کرد. شاید اگر امروز در میان ما میزیست، موضوع تأکیدش تفاوت داشت: مشکل دوران ما آزادی بسیار زیاد و همبستگی بسیار کم است.

وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه سخن می‌گوییم؟

عرفان ثابتی

آیا عشق کور است؟ آیا عشق نیز مثل هر سال چهار فصل دارد؟ آیا وفاداری به معشوق با وفاداری به خود ناسازگار است؟ پس از بی‌وفایی چگونه می‌توان اعتماد ازدست‌رفته را بازیافت و به رابطه‌ی عاشقانه ادامه داد؟ رابطه‌ی عاشقانه چقدر حاصل خیال‌پردازی است؟ ده فیلمی که در ماه‌های اخیر در جشنواره‌های جهانی درخشیده‌اند به این پرسش‌ها و چند سؤال دیگر می‌پردازند.

مشارکت یهودیان در حیات سیاسی در ایران

مریم لویی – حییم

یهودیان ایران تاریخ پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته‌اند. رسمیت یافتن تشیع در کشور به آزار و سرکوب آنان دامن زد، اما با انقلاب مشروطه به حقوق بیشتری دست یافتند، در دوران سلطنت پهلوی به شکوفایی رسیدند، و با وقوع انقلاب اسلامی به مهاجرت گسترده روی آوردند. این مقاله به مرور نقش روشنفکران و فعالان سیاسی یهودی در حیات سیاسی ایران می‌پردازد.

آلبر کامو؛ عصیان می‌کنم، پس هستیم...

زیگمونت باومن

کامو اعتراف می‌کرد که «به تاریخ انسانی بدبین و به انسان خوش‌بین است»، انسانی که تأکید می‌کرد، «تنها آفریده‌ای است که نمی‌پذیرد آن چه هست باشد.» به نظرِ کامو، «آزادی انسان چیزی نیست جز امکانِ بهتر بودن» و «تنها راهِ برآمدن از پسِ جهانی ناآزاد این است که چنان کاملاً آزاد شوید که وجودتان سراپا عصیان باشد.»

کتمان، تقیه و بهای سازش با استبداد

یاکوب میکالوفسکی

سازش با استبداد برای حفظ منافع و گریز از گزند حکومت‌ها‌ی خودکامه سازوکاری آشنا در زندگی ایرانیان است، اما تقیه و کتمان عقیده در جنگ با وجدان پیامدهایی دارد.

مهر ایران

ایرج قانونی

عبدالبهاء ۹ ساله بود که همراه با خانواده‌اش از ایران تبعید شد، و تا آخر عمر به ایران بازنگشت. اما همیشه ایران را خانه و وطن خود می‌دانست و برای ایران آینده‌ی درخشانی نوید می‌داد .

عبدالبهاء و حلقه‌ی ازرا پاوند

الهام افنان

مدرنیسم از تأثیرگذارترین جنبش‌های ادبی و هنری در نیمه‌ی اول قرن بیستم بود، و ازرا پاوند، شاعر نامدار آمریکایی، از مهم‌ترین پیشاهنگان این جنبش به شمار می‌رفت، جنبشی که شکل‌دهنده‌ی گروهی از مهم‌ترین نویسندگان و شاعران قرن بیستم مثل الیوت‌، جویس‌ و همینگوی شد. به هنگام سفر عبدالبهاء به لندن، پاوند به ملاقات او رفت و آشنایی و دیدار با او را به دوستان خود در حلقه‌ی مدرنیست‌ها هم توصیه ‌کرد.

ایرانِ قرن نوزدهم

موژان مؤمن

ایران در آغاز قرن هفدهم یکی از کشورهای پر قدرت سیاسی جهان بود، اما در کمتر از 200 سال و در قرن نوزده تبدیل به جامعه‌ای رو به زوال شد.

آن‌چه خدایان می‌دانند به چه کار انسان‌ها می‌آید؟

بنجامین گرانت پورزیتسکی

علم خدا بر همه‌چیز و آگاهی او از اعمال و افکار انسان‌ها یکی از اصول مشترک ادیان ابراهیمی است، و تا حد زیادی در ارتباط با مسائل اخلاقی می‌گیرد. این ویژگی در فرهنگ‌ها و جوامعی که ادیان و خدایان دیگری دارند به چه شکل در می‌آید، و چه وجه اشتراکی با خدای ادیان ابراهیمی و پی‌روان آن دارد؟

آینده را چرا در «گذشته‌آباد» می‌جوییم؟

زیگمونت باومن

چرا تصویر «گذشته» در حال حاضر به شدت برای ما جالب توجه شده است؟ چرا آینده برای ما دیگر نویدبخش و امیدوارکننده نیست؟ گذشته‌گرایی و آینده‌گرایی چه رابطه‌ای با یک‌دیگر دارند؟ زیگمونت باومن، فیلسوف سرشناس، در یکی از آخرین مصاحبه‌های خود، به سؤالات «اسپایکد ریویو» در این باره پاسخ می‌دهد.

زبانِ ناکجا

بهیه نخجوانی

آیا می‌توان ارائه‌ی اطلاعات غلط، تحریف‌های حساب شده، و در بهترین حالت اشتباهات فاحش، را «لغزش کلامی» ‌خواند؟ تفاوت عمده‌ی زبان ملی‌گرایی و زبان جهان‌وطنی چیست؟ آیا کسی که خود را شهروند جهان می‌داند شهروند «ناکجا» است؟