تب‌های اولیه

من کودکی جنگ‌زده بودم

بشرا صدیق

من در جنگ به دنیا آمدم و بزرگ شدم. بیست سالِ اولِ زندگی‌ام را در افغانستانِ پس از حمله‌ی آمریکا گذراندم. جنگ فقط چند ماه از من بزرگتر بود.

بیگانه؛ روایتی از مهاجران افغانستانی

معصومه عرفان

روزهای پرماجرا و شب‌های طولانیِ اندونزی دو خط عمیق و موازی نزدیک چشمانش کشیده و چهره‌اش را بیشتر شبیه به پدرش کرده، پدری که عکسش را از خانه تا اندونزی در جیب حمل کرده است.

چرا بیشتر قربانیان زلزله در افغانستان را زنان‌ تشکیل می‌دهند؟

خدیجه حیدری

برای مردم ما از شمال تا کاشغر قصه همین بوده و حرفِ آخر و تصمیمشان این بوده/است که حتی اگر زلزله، سیلاب، برف‌کوچ و رانش کوه و زمین هم رخ دهد زنان در خانه بمانند، و اگر از خانه فرار می‌کنند با حجاب فرار کنند.

در سرزمین رابعه، رابعه بودن جرم است

آلما بیگم

این نوشته محصول ۱۰۰ نامه و چند فایل صوتی از شاگردان مکاتب دخترانه، از نقاط مختلف افغانستان و در رده‌های سنیِ ۱۳ الی ۱۸ سال است که با روی کار آمدن امارت از رفتن به مکتب بازمانده‌اند.

افغانستان و منازعه‌ بر سر تحصیل دختران

سوما نگهداری‌نیا

پرستو معلمی اهل افغانستان است و از زمان روی کار آمدن طالبان و ممنوعیتِ تحصیل دختران، همراه با گروهی از زنان در مدارس مخفی به آموزش دختران پرداخته‌ است. در این مقاله بنا به دلایل امنیتی نامی مستعار برای او برگزیده‌ایم.